Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801014-53503S3

Date of Document: 2002-01-04

بحران تندرستي 16 ترس، خشم و عشق دكتر محمود بهزاد درجه تاثير رويدادهاي استرس زا و نوع واكنش به آنها در افراد مختلف تفاوت دارد و وابسته به نحوه تكامل سه هيجان مادرزادي است: ترس، خشم و محبت (عشق ). در بعضي از افراد آدمي به علت هاي مختلف ترس زودتر تكامل مي يابد و در بعضي ديگر خشم و در معدودي محبت. فردي كه به هر علتي غريزه ترس در او زودتر از دو هيجان ديگر تكامل مي يابد، در مقابل هر حادثه تنش زا بر او ترس مستولي مي شود. آن كه غريزه خشم زودتر از دو هيجان ديگر در او تكامل مي يابد در برابر هر حادثه تنش زا دچار خشم مي شود. و آن كه غريزه محبت در او زودتر تكامل مي يابد از برخورد با حادثه تنش زا دچار تعجب و انبساط خاطرمي شود. يك استاد روانشناسي براي مجسم ساختن سه حالت فوق در افراد مختلف، چند دانشجو را به نشستن دور يك ميز دعوت كرد، سپس به يكي از آنها دستور داد در جعبه اي را كه در وسط ميز قرار داشت باز كند. دانشجويي كه مامور باز كردن در جعبه بود با تلاش فراوان آن را باز كرد. به محض باز شدن در جعبه تنديس سري با موهاي آشفته و چهره اي زشت همراه صدايي ترسناك از درون جعبه بيرون پريد و به علت فنري كه زير آن كار گذاشته بودند در ارتفاع معيني ايستاد. دانشجوي بازكننده در جعبه آن قدر خشمگين شد كه به استاد پرخاش كنان گفت، اين چه نوع شوخي بيمزه است! تعدادي از دانشجويان چنان ترسيدند كه رنگ از روي آنان پريد. اين حادثه براي معدودي آن قدر جالب بود كه قهقهه سر دادند. استاد گفت اين آزمايشي بود براي نشان دادن تفاوت شما در تكامل هيجان سه گانه خشم و ترس و محبت. بعدا دانشجويان را به اتاقي راهنمايي كرد كه در آن قفسي بود و درون قفس يك موش صحرايي سفيدرنگ. تكه اي پنير از كشوي ميز درآورد و روي ميز قرار داد و موش را از قفس گرفت و كنار ميز رها كرد. همه دانشجويان با تعجب ديدند كه موش از ديدن پنير فرار را بر قرار ترجيح مي دهد حال آن كه موش ها عموما به خوردن پنير علاقه مندند! استاد گفت اين موش از آن جهت از پنير مي ترسد كه رويت پنير با ترس در او شرطي شده است اين پديده را انعكاس شرطي مي گويند كه پاولف فيزيولوژي دان روسي كشف كرده است. استاد قفسي را به دانشجويان نشان داد كه دو بخش داشت و بين دو بخش راه باريكي براي عبور موش تعبيه كرده بودند. موش را در آغاز آزمايش در يك بخش قرار مي داد و قطعه پنيري در بخش مقابل، موش به رول طبيعي از راه باريك عبور مي كرد تا به پنير دست يابد. در اين راه باريك صفحه اي برقي ترتيب داده بودند كه به محض ورود موش براي عبور از آن و دستيابي به پنير برق زده مي شد و باز پس مي گشت از چند بار تكرار در ذهن موش شوك برقي با رويت پنير متحد گرديد. اين يك انعكاس شرطي است. يعني عكس العمل اجتناب از شوك برقي شرط رويت پنير شد. استاد ادامه داد كه ترس يك هيجان غريزي است ولي از چه چيز ترسيدن اكتسابي است و از راه انعكاس شرطي حاصل مردم مي شود از چيزهاي مختلف مي ترسند. مثلا همه از مار مي ترسند، حال آن كه شغل بعضي كسان مارگيري است بعضي از سوسك، برخي از عنكبوت، زنان غالبا از موش مي ترسند. اين ترسي است كه از طريق انعكاس شرطي عموما از كودكي منشا مي گيرد. بر همين قياس است خشم و محبت. در فرهنگ ما خشم زودتر تكامل مي يابد، ما با روبه رو شدن با هر ناراحتي خشمگين مي شويم و فحش مي دهيم. زيربناي تربيت انعكاس شرطي است. خشم در ما زودتر از همه تكامل يافته علتش است رفتارمادر و پدر، معلم مدرسه و جامعه است. هر چه جامعه اي كم جمعيت تر باشد خشم و ترس كمتر تكامل مي يابند. مردم روستاها با محبت تر از مردم شهرهاي كوچك اند و اين وضع به ترتيب در شهرهاي بزرگ و كلان شهرها، بيشتر تشديد مي شود.