Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801014-53502S9

Date of Document: 2002-01-04

پاتوق افزايش درصد دختران فراري هراس آور است مريم خورسند مطبوعات به نقل از يك كارشناس مجتمع قضايي خانواده از افزايش 20 درصدي تعداد دختران فراري در قياس با سال گذشته خبر دادند. دختران فراري كه پس از بازگردانده شدن به خانواده بار ديگر اقدام به فرار مي كنند و اين بي تاثير از مشكلات موجود در خانواده هايشان نيست. همچنين بررسي ها نشان مي دهد اعتياد والدين، بي توجهي به شرايط دوران حساس بلوغ، خانواده و مربيان مربوطه، فوت يا ازدواج مجدد والدين و زندگي با نامادري يا ناپدري، بي سرپرستي (بچه ها يا دختراني كه در مراكز شبانه روزي زندگي مي كنند ) بدسرپرستي (دختراني كه والدين آنان مشكل اخلاقي دارند ) و سوء استفاده از دختران توسط برادران و پدران آنان از ديگر علل فرار دختران از خانه است. طبق آمار منتشر شده، بررسي علل فرار دختران در هنگام دستگيري آنان از سوي واحد ارشاد مجتمع قضايي ارشاد نشان مي دهد مهم ترين دليل فرار دختران از خانه جدايي والدين و به طور كلي داشتن خانواده نابسامان است. در اين خصوص با دكتر محمد حسين فرجاد، جامعه شناس گفت وگويي انجام داديم كه مي خوانيد. & درست در شرايطي كه مسئولان از وقوع يك بحران اجتماعي خبر داده اند ما شاهد رشد 20 درصدي دختران فراري هستيم به اعتقاد شما اين افزايش چه عللي مي تواند داشته؟ باشد افزايش آمار دختران فراري عوامل متعددي دارد. اولين عامل به نقش تضاد و ستيز در درون خانواده و تاثير مستقيم آن روي فرزندان و آزار آنها باز مي گردد. از سوي ديگر اكثر اين دختران در سن بلوغ قرار دارند و احساسشان بر ادراك آنها برتري مي كند. در اين شرايط با يك دوست بي تجربه آشنا مي شوند و طي يك تصميم احساساتي اقدام به فرار مي كنند و در جامعه اي كه متاسفانه باندهاي قاچاق انسان در گوشه و كنار آن پيدا شده اند، درگير اين باندها شده و به صورت كالا به خارج از كشور اعزام مي شوند. & طلاق والدين چه قدر تاثيرگذار؟ است در بسياري از موارد طلاق والدين يكي از عوامل مهم گريز دختران از خانه است. هرگاه دختران زير دست نامادري يا ناپدري قرار مي گيرند و يا مورد تجاوز واقع مي شوند تنها راه گريز را فرار از خانه از مي بينند سوي ديگر، اكثر اين دختران در سن بلوغ قرار داشته و بسيار نوخواه هستند و نيازهاي جديدي دارند. براي همين در بسياري از موارد به فكر مي افتند تا نيازهاي زياده و گاه خارج از پذيرش خانواده را از طرق ديگر تامين كنند. & در اين شرايط با وجود اينكه اكثر مسئولان از شرايط وقوع بحران اجتماعي اطلاع دارند چه مي توان؟ كرد مسئله اينجا است كه سيستم انتظامي و قضايي كشور به دليل كثرت مراجعه كنندگان قادر نيستند به طور دقيق به اين مسئله رسيدگي كنند. در اين شرايط بايد از متخصصان آسيبشناسي مشورت خواست و يا مراكزي تاسيس شود كه بتوان با افزايش بار علمي قضيه و تحقيق و پژوهش روي اين مسئله، مشكلات تربيتي، عاطفي، تحصيلي، شغلي و تاميني اين دختران را حل كرده و آنها را تحت پوشش قرار دهند. & تاكنون در اين زمينه كاري انجام شده؟ است من كه هيچ فعاليت يا اقدام جدي نديده ام. به غير از اينكه مراكزي تحت پوشش بهزيستي اين دختران را نگهداري اين مي كنند نوع نگهداري بدون رسيدگي به نيازهاي روحي عاطفي اين دختران و همچنين افزايش آگاهي والدين آنها هيچ تاثيري ندارد. واقعيت ديگر اين است كه رقم افزايش 20 درصدي براي دختران فراري حالت هراس اجتماعي را در جامعه ايجاد مي كند و اين زنگ خطري است كه به صورت يك پديده ضداجتماعي روبه گسترش است. & به اعتقاد شما اين روند افزايش پيدا؟ مي كند تا زماني كه به خانواده ها آموزش هاي لازم داده نشود اين روند روبه افزايش خواهد بود. بايد به خانواده ها گفته شود كه فرزندان آنها در شرايطي هستند كه نيازهاي عاطفي دارند و بايد از طرق درست به اين نيازها پاسخ داد. رسانه هاي جمعي بهترين وسيله براي اطلاع رساني و آموزش هستند و مسئولان امر بايد نهايت استفاده از اين امكانات را ببرند. از سوي ديگر بايد از لحاظ تربيتي و آسيبشناسي اجتماعي به افزايش آگاهي هاي خانواده كمك كرد. مسئله اينجاست كه هنوز درصد قابل توجهي از مردم و والدين از آگاهي هاي لازم در خصوص چگونگي برخورد با فرزندان خود بي اطلاعند. بايد براي والدين كلاس هاي آموزشي مستمر گذاشت و از طريق كارشناسان خبره جدا از بحث هاي كليشه اي آنها را مطلع كرد و شيوه هاي برخورد را به آنها آموخت. در نهايت اعلام خبر رشد 20 درصدي دختران فراري بسيار هراس انگيز و وحشتناك شايد است ما انتظار رشد 5 درصدي را مي داشتيم اما اين رقم هشدار دهنده بسياري از اتفاق هاي ديگر است.