Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801014-53501S6

Date of Document: 2002-01-04

گشتي در دنياي خبرها قبل از شنبه جاده ابريشم پيمان هوشمندزاده شما در طبقه همكف هستيد. سه طبقه ديگر زير پايتان هست كه معروف به منفي يك، منفي دو و منفي سه هستند ولي هرچه هست هنوز پايتان روي خشكي است. تا به حال هيچكس نفهميده كه چرا طبقه اول را همكف و طبقه دوم را اول گفته اند و با اين حساب، اين طور كه پيداست هيچ خانه يك طبقه اي، نه تنها در تهران بلكه در كل كشور وجود ندارد مگر آنكه دو طبقه شما باشد در طبقه همكف هستيد، آسانسور در طبقه چهاردهم. شما آدم مظلومي هستيد. مرد مهرباني كه فقط به خاطر هيكل گنده و بي در و پيكرش نيست كه خطرناك به نظر مي رسد، ظاهر خشن و ريش و سبيل انبوهتان نيز قوز بالاي قوز است. كاري نداريم كه شما در طبقه ششم چه كار داريد ولي چند دقيقه اي هست كه همانجا ايستاده ايد و آسانسور همين طور بين طبقه چهاردهم و دهم بالا و پائين مي شود و شما مرتب دكمه همكف را مي زنيد. خانم ريزه ميزه باريكي كنار شما مي آيد و هيچكدام همديگر را نگاه هر نمي كنيد دو چشمتان به دكمه همكف است و شماره هايي كه بي دليل و يكدفعه از ده به منفي دو عرض مي شوند. ولي بالاخره آسانسور مي ايستد. دو تا در دارد. شما در اول را باز مي كنيد ولي در اصلي هنوز كامل باز نشده است، همينطور نيمه كاره در مانده را مي بنديد تا بقيه راه را هم برود بعد دوباره باز مي كنيد و سوار اول مي شويد خانم مي رود و بعد شما. دكمه دوازدهم را مي زند كه روشن مي شود و شما ششم. چراغ هيچ طبقه ديگري روشن نيست پس حتما بايد برود بالا ولي مي رويد پايين. به محض حركت از جايي آهنگي پخش مي شود. آهنگ جاده ابريشم است. طبقه منفي سه مي ايستد، آهنگ قطع مي شود و يك خانم خوش صداي ضبط شده اي اعلام طبقه مي كند. زيرزمين كسي سوار نمي شود. در بسته مي شود. حركت هر مي كنيد دو همراه با آهنگ جاده ابريشم به كف آسانسور نگاه مي كنيد. خوبي اعلام طبقه اين است كه شما در بين راه به جاي نگاه كردن كف آسانسور مي توانيد به مسائل مهمتري فكر كنيد و هيچي كه نباشد موسيقي زيبايي گوش كرده ايد و مطئنيد كه آن بابا طبقه مورد نظرتان را به شما يادآوري مي كند; همان خانم همكف چراغ طبقه ششم خاموش و روشن يك مي شود نفر سعي مي كند از آن طرف در را باز كند، نمي شود. حركت مي كنيد. جاده ابريشم. خانم همچنان به كف آسانسور نگاه مي كند. شما به چراغ ششم. خاموش روشن شدن چراغ به معني آن است كه طي برنامه ريزي هاي انجام شده، توسط شركت آسانسورسازي مورد نظر، شما در طبقه ششم پياده خواهيد شد ولي از طبقه ششم رد مي شويد و در طبقه نهم مي ايستيد. همان خانم طبقه نهم فكر كنم قاطي كرده. شما اگر حرفي نمي زديد، شايد خانم نمي ترسيد ولي با آن صدا و سرو وضعتان، ترس برش مي دارد. هنوز طبقه نهم هستيد. آهنگ قطع شده; پياده شيم بهتره خب مثل روز روشن است كه پياده شدن سگ شرف دارد به ماندن ولي خانم ساده است، فكر مي كند به همين راحتي مي شود پياده در شد اصلي باز شده، درست، ولي بعدي باز نمي شود. شما مي آييد جلو كه كمك كنيد ولي خانم خودش را مي كشد كنار و مي رود ته آسانسور. بعد در بسته مي شود و مي رويد بالاتر; جاده ابريشم. چراغ ششم همچنان چشمك مي زند. مي ايستيد. خانم مسئول اعلام طبقات طبقه پاركينگ را اعلام كرده ولي شما يا آن خانم در سن و سالي نيستيد كه فرق بالا رفتن آسانسور را با پايين آمدن ندانيد; قاطي كرده خب معلومه آقا تقريبا داد مي زند. خب مشخص است كه شما نبايد حرف بزنيد. آدمي با ريخت و قيافه شما كلا نبايد زياد حرف آن بزند هم در چنين موقعيتي، آن هم با چنين صدايي، با اين حال شما حق داريد ناراحت شويد اما خانم هم حق دارد. وضعيت خوبي نيست، هرچند جاده ابريشم برايش پخش مي كنند. خب به نظر شما بهتر نيست به جاي صحبت كردن زنگ خطر را بزنيد. مي زنيد ولي هيچ اتفاقي نمي افتد. همديگر را نگاه مي كنيد و يكبار دكمه شماره دوازده و يكبار شماره شش را كه همچنان در حال چشمك زدن است فشار مي دهيد. حركت مي كند. خانم سفت كيفش را چسبيده و چهارچشمي شما را نگاه مي كند. رنگش پريده جاده ابريشم گوش مي كند. مي ايستيد. همان خانم طبقه همكف نه دري باز مي شود و نه دري بسته. حركت مي كند; جاده ابريشم مي ايستد; همان خانم طبقه دوازدهم; حركت مي كند. جاده ابريشم; مي ايستد; همان خانم طبقه يازده; حركت مي كند; جاده ابريشم; مي ايستد. همان خانم طبقه دهم در اصلي باز مي شود. بعد در بعدي را فشار مي دهيد كه آن هم باز خانم مي شود مي پرد بيرون، شما هم دنبالش مي رويد. طبقه هشتم هستيد، آسانسور همانجا مانده و همان خانم طبقه همكف را اعلام جاده مي كند، ابريشم شروع مي شود، دكمه شماره ششم طي همان مذاكرات انجام شده همچنان چشمك مي زند و سفر خوبي را براي شما آرزو دارد.