Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801014-53499S9

Date of Document: 2002-01-04

طبيعت بي جان امپرسيونيست ها و پست امپرسيونيست ها در موزه هنرهاي معاصر ليلا نقدي پري حدود 128 سال از برپايي اولين نمايشگاه نقاشي هنرمندان بزرگي چون رنوار، منه، دگا، پيسارو و... كه بعدها نام امپرسيونيست بر آنها نهاده شد، در پايتخت هنري دنيا، پاريس مي گذرد و امروز در آستانه سال 2002 ميلادي موزه هنرهاي معاصر 35 اثر از مهمترين آثار چند نقاش سبك امپرسيونيست و پست امپرسيونيست را براي اولين بار به نمايش گذاشته است. اين نقاشي ها كه سال ها در گنجينه موزه، كاخ موزه نياوران، موزه سعدآباد و اداره كل بنياد مستضعفان و جانبازان نگهداري مي شدند، به همت موزه و تلاش هاي عليرضا سميع آذر سرپرست موزه هنرهاي معاصر، يعقوب امداديان و روئين پاكباز جمع آوري شده و اعتبار دو گالري موزه شده اند. يك اتفاق مهم ديگر در كنار برپايي نمايشگاه هنرمندان امپرسيونيست نمايش 160 اثر از نقاشي هاي حسين زنده رودي و مسعود عربشاهي پيشگامان هنر مدرن چند دهه گذشته ايران است. آنها با اينكه در آستانه هفتمين دهه زندگي اند، هنوز خالقند و نقاشي هاي جديدشان شاهد اين ادعاست. درواقع اين نمايشگاه بزرگداشت اين چهره هاي صاحبنام است، اما يعقوب امداديان هدف اين نمايشگاه رامعرفي هنر نوگراي ايران به جوانان و ساير هنردوستان مي داند. هنرمندان نقاش هم نظراتي متفاوت درباره اين عمل مثبت موزه داشته اند كه حائز اهميت است. بهرام دبيري: گزينش هاي تنگ نظرانه و سراپا غلط موزه پيش از دولت خاتمي برپايي نمايشگاه امپرسيونيست ها كه از كارهاي معتبر چند هنرمند قرن نوزدهم است اتفاق مهم و خوبي براي دانشجويان و هنرمندان است. مهمترين مسئله اين است كه ما بدانيم چه گنجينه بزرگي از هنرمندان دوره امپرسيونيست به بعد، پيش از انقلاب خريداري شده كه البته يك ثروت عظيم ملي است و به ندرت به نمايش درمي آيند و اگر تلاش هاي دكتر سميع آذر نبود قطعا اين گنجينه بيرون نمي آمد و ديده نمي شد دبيري در ادامه مي افزايد: در مورد نمايش كارهاي دو هنرمند ايراني كه به هر حال جزو پيشگامان هنرنوين در ايران هستند، بايد گفت كه اتفاق بسيار مهمي اين است نمايشگاه فرصتي بود تا سهمي از نقاشي معاصر ديده بشود. اين دو نقاش داراي گرايش سقاخانه اي هستند كه پرويز تناولي، منصور قندريز و فرامرز پيلارام هم به آن سو گرايش اگر داشتند بخواهم كارها را ارزيابي كنم خواهم گفت: كارهاي اين دو نقاش در زمان اوج نقاشي سقاخانه بهترين كارها بود. اما آثار اخيرشان براي من جذابيت زيادي نداشتند. دبيري اميدوارانه درباره آينده نقاشي نوين در ايران مي گويد: به هر حال با اتفاقاتي كه پس از دولت آقاي خاتمي و وزارت آقاي مهاجراني پيش آمده و گزينش هاي تنگ نظرانه و سراپا غلط موزه و وزارت فرهنگ هم به تبع آن از ميان رفته ما به زودي شاهد برگزاري چنين نمايشگاه هاي خوب و موثري خواهيم بود. علي اكبر صادقي: برچسب اطلاعات بر روي ويترين جلو نقاشي ها نبود به نظر من بزرگداشت دو هنرمند پيشگام ايراني گام بسيار خوبي براي تشويق هنرمندان و پيشكسوتان است. از طرفي مهم اين است كه جوان ها بدانند كه چگونه مي توان با فرم و سنت خودمان كار مدرن و امروزي انجام داد. به خصوص در مورد كارهاي زنده رودي كه اكثر آنها به شكلي رج زده شده اند، بايد گفت كه هميشه زنده و خوب بوده، هم كار او و هم كار عربشاهي جهش بسيار خوبي داشته اند. به نظر من هر دو روي يك خط راه مي رفتند و نوآوري هاي خوبي داشته اند كه مهم اند. علي اكبر صادقي در مورد نمايشگاه امپرسيون مي گويد: اما در مورد كار امپرسيونيست ها بگويم كه فوق العاده اند، ولي بايد در يك موزه دائمي قرار بگيرند و اشكال مهم اين نمايشگاه هم اين بود كه بر روي ويترين و جلوي نقاشي ها هيچ اطلاعاتي مثل اسم نقاش، نام تابلو، سال و تكنيك كار نبود و اين به خصوص براي كساني كه از تاريخ هنر امپرسيونيست ها و پست امپرسيون ها آگاهي ندارند كمبود محسوب مي شود. ولي بايد از آقاي سميع آذر بسيار تشكر كرد از بابت اين كه آثارهنرمندان ايراني را در طي نمايشگاه هايي كه در خارج از كشور برگزار مي شود و جايگاه آنان را در معرض بررسي و نقد مي گذارد و بالعكس معرفي آثار مهم نقاشان خارجي در ايران كار بسيار مهم اوست. احمد نادعليان: تلفيق هنر مدرن با سنت خودي براي من كه 20 سال است به اين موزه مي آيم و اين كارها را فراوان ديده ام خيلي تازگي ندارد. اما از آن جهت كه امپرسيونيست ها پايه گذار هنر مدرنيسم بودند مطالعه تاريخي نقاشي هايشان براي خيلي از هنرمندان و دانشجويان حائز اهميت است. البته از جهت تاثيري كه بايد بگذارد، در برابر حجم كارهايي كه در خارج از كشور وجود دارد، تقريبا هيچ است، به خصوص كه اين نمايشگاه ها كاملا مقطعي است. اگر مسئولين بتوانند در يك موزه دائمي اين آثار را به نمايش بگذارند، براي جهان گردان بسيار جذاب خواهد بود. نادعليان در مورد هنر مدرن در ايران مي گويد: اما در مورد نقاشي هاي نوگراي ايراني بايد گفت كه از دهه هاي 50 - به 40 بعد تاثير هنر مدرن در ايران ديده مي شود البته با تفاوت هايي! و آن اين است كه اگر در نيمه اول قرن بيستم نقاشان اروپايي از خيلي سنن رنسانس كه به طبيعت گرايي منجر مي شد، دوري كردند و به دو، سه حيطه مثل هنر شرق و هنر كودك روي آوردند، نقاشاني مثل گوگن، پيكاسو و ماتيس كه از همين حيطه ها استفاده مي كردند، چندان حس ناسيوناليستي نداشتند و بالعكس وقتي اين هنر وارد ايران شد و اين رويه ها را نيز با خود آورد، نقاشان دوست داشتند از سنت هاي خودشان استفاده كنند. به نظر من بايد اين آثار را آثار همان دهه دانست، نه اين كه چون هنرمندانشان زنده هستند، بگوييم كه اين آثار با امروز منطبق هستند يا نه - ما فقط يك مرور تاريخي مي كنيم و بايد جايگاه آنان را بشناسيم. پايان ماجرا اما نكته اي كه بسيار مهم است اين است كه به هر شكل اين نمايشگاه توجه بسياري از هنرمندان را به خود جلب كرد. در روز افتتاحيه نمايشگاه، غير از هنرمندان نقاش، تعدادي سينماگر، گرافيست، مجسمه ساز و حتي آقاي مسجدجامعي وزير ارشاد كه معمولا او را در مجامع و محافل سينمايي مي توان ديد تا چنين نمايشگاه هايي، با دقت فراوان به توضيحات حسين زنده رودي و مسعود عربشاهي گوش مي دادند. حتما محافظ او هم كه دوست نداشت ما خيلي نزديك وزير بشويم از اين نمايشگاه كاملا لذت برده است و البته اين توجهات و شلوغي بيش از حد گالري ها پيش بيني آقايان الهي و نوفرستي كه مسئولين روابط عمومي موزه هستند را در مورد استقبال فراوان از نمايشگاه تاييد مي كند. اما باز هم مثل گذشته دوستداران هنر و هنرمندان شهرستاني بايد براي ديدن آثار كلود منه، پل گوگن، هانري دتولوز لوترك، كاميل پيسارو... و همچنين نقاشان ايراني به تهران سفر كنند اين باعث تاسف؟ نيست!