Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801014-53499S7

Date of Document: 2002-01-04

درباره نوشتن درآبي فرزانگي پيمان مفيد نويسندگان كودك و نوجوان اگر به مرحله واقعي و اصيل نوشتن براي بچه ها برسند مي توانم بگويم كه به مرحله اي از فرزانگي رسيده اند. نمي دانم گرايش به پروسه نوشتن براي كودكان از كجا در وجود آدمي ريشه مي زند، شاخه و برگ مي دهد و به گل مي نشيند. اما يقين دارم كساني كه براي كودكان مي نويسند آنان كه به يك نداي درون به اين كار رو مي آورده اند وارد دنيايي از نوشتن مي شوند كه گستره و بي نهايت است. اصلا چرا رفته ام سر اين موضوع شايد به دليل كشف خصوصي خودم باشد، اميدوارم اين كشف كه براي خودم لذت بخش بوده براي ديگران مكرر نشده باشد. بالاخره آدميزاد است و توهم. باري همواره مي انديشيدم نويسنده كودك و نوجوان در پروسه نوشتن رمان، شعر و مجموعه داستان براي بچه ها در يك دايره محدود واژگاني و در يك دايره بسته مضموني زندگي مي كند. يعني ناگزير است از اين هستي بيكران دست به گزينش بزند. يعني براي اين كه مخاطب خود را در نظر داشته باشد ناگزير است سوژه هايي از درون خود گلچين كند و آن را با واژگان بنويسد كه كودكان و نوجوانان بتوانند آن را درك و دريافت پس كنند در نتيجه نويسنده كودك و نوجوان گزينش گر احساس هاي خود است و برخي از احساس هاي خود و بالطبع برخي از سوژه هاي خود را مي بايستي سانسور و قلع و قمع كند، البته به دلخواه. و با اين رويكرد ادبيات بزرگسال را عرصه تاخت وتاز خيال و احساس مي پنداشتم. جايي كه احساس هاي وحشي و افسارگسيخته آدمي به جولان درمي آيد و طوفاني از عشق و خشم برمي انگيزد كه در حيطه تنگ و تنك ادبيات كودك و نوجوانان ميسر نيست. بله! اگر با يك نگاه بزرگسالانه و غيرفرزانه به سراغ ادبيات كودك و نوجوان برويم اين گونه است. واقعا اگر يك نويسنده راه گم كرده وارد اين ادبيات شود آگاهانه يا ناآگاهانه همين حصار تنگ را حس خواهد كرد و از آن بالاخره خواهد گريخت. در انعكاس نور خورشيد و آب عمق اقيانوس يك وجب است و اين دروغ دلفريب در آن لحظه انعكاس براي كسي كه عمق واقعيت را نمي داند يك وجب است. اما نويسندگان كودك و نوجوان كه به نداي دروني به اين ادبيات روي آورده اند احساس دلتنگي، خفگي نمي كنند و محدوديت واژگان و سوژه ها را احساس نمي كنند. آنان در عمق هستي اند. آنان برمي گردند، جايي كه هر هنرمند، فيلسوف و نويسنده اي بايد برگردد: خلوص و سادگي در اين بيكران كودكي و سادگي واژه ها گسترده اند و معناها بسيار و آنان با التهاب قلم مي زنند، بدون اين كه رياضت بكشند چه واژه اي را بنويسند و چه واژه اي را ننويسند، آنان گم اند در نور و زيبايي و معناي محدوديت را نمي فهمند و اين مرحله اي است كه آن نويسنده، نويسنده راه آشناي كودكان است و اگر اين گونه نباشد آبي بيكران اين ادبيات راه گم كرده ها را چند بار به ساحل ببرند و برگردانند بالاخره به خشكي خواهد انداخت.