Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801014-53499S6

Date of Document: 2002-01-04

غريبه آشنا نگاهي به زندگي و آثار آنتوني برجس نويسنده اي كه زندگي آرام آدم ها را به هم زد ترجمه: رضا سيف اللهي آنتوني برجس، كه بيشتر به خاطر هشتمين كتابش _ پرتقال كوكي _ در يادها خواهد ماند، رمان نويس، آهنگساز، آزادي خواه، مقاله نويس، آرمان خواه، مترجم و منتقد انگليسي است كه از 1954 تا 1960 در مالزي براي خدمات آموزشي در خدمت مستعمره بود. اولين اثرش را با عنوان نگاهي از روي بارو همان جا سه نوشت اثر بعدي اش نيز، با عناوين زماني براي ببر، دشمن در پتو و تخت ها در شرق كه به سه گانه مالزي معروف شدند، حاصل تجربياتش در مالزي و برونئي است. در 1959 در كلاس درس از حال رفت و تشخيص پزشكان تومور مغزي غير قابل عمل جراحي بود. به او گفتند كه تنها تا يك سال ديگر زنده خواهد ماند. هراس از اين كه بعد از مرگش سرمايه اي براي همسرش باقي بگذارد باعث شد تا به نويسندگي تمام وقت روي آورد. حاصل يك سال تلاش حرفه اي او پنج اثر بود كه يكي از آن ها _ پرتقال كوكي _ بعد از ساخت فيلمي با همين نام از كتابش توسط استنلي كوبريك برايش شهرت جهاني به همراه آورد. تشخيص پزشكان اشتباه بود و او تا زمان مرگش در 1993 هر سال يك كتاب نوشت و صدها كتاب را نقد كرد. آنتوني برجس در بيشتر نوشته هايش توجه كمي به علم دارد. برجس در آثارش به نوعي به مردم شناسي اجتماعي خاص خودش رسيده است. شخصيت هاي داستان هايش به خوبي تعريف مي شوند اما كاملا مصنوعي هستند و طوري طراحي شده اند كه تئوري هاي اجتماعي متفكرانه او را جلو ببرند و نظرات وي را در مورد زندگي مدرن منعكس كنند به اين معنا كه زندگي مدرن آن ها را به چه جهتي رهنمون مي كند. براي ستايشگران وي، آنتوني برجس آهنگر لغات يكتا و بي مانند است، مردي كه عاشق زبان است و زبان را آن قدر خوب مي داند كه هر جا كه لازم بداند آن را مي تواند مطابق نيازش در هم ببافد يا در راستاي اهدافش لغات را دوباره اختراع كند. خوانندگاني كه بازي با كلمات را مي پسندند و لازم نمي دانند كه براي هر لغت فرهنگ لغات را باز كنند، از نوشته هاي برجس لذت فراوان خواهند برد. در پرتقال كوكي آلكس و دارو دسته اش كه جمعي از جوانان انگليسي هستند به زبان ندست صحبت مي كنند كه ابتكار برجس و تركيبي از زبان هاي روسي، هلندي، كولي، كاكني (لهجه افراد بي سواد لندن ) و شايد كمي زبان هاي مالزي و برونئي است. او قبل از پرداختن به نويسندگي، انرژي خلاق خود را در موسيقي به كار گرفت و آثار كاملي براي اركستر ساخت. سمفوني سوم او در سال 1975 در آمريكا اجرا شد و Dublinاثر of bloomsنسخه، موزيكال اوليس اثر جيمز جويس است. برجس نوشتن را خيلي شبيه تجارت مي داند، و نظر ساموئل جانسون را قبول دارد كه فقط احمق ها، به جز براي پول، دست به نوشتن مي زنند و خودش معتقد است كه استقبال قابل توجه از آثارش به خاطر پايبندي به اين اصل است. نقدها، بررسي ها، تاريخ، اشعار و سمفوني هايي كه او كار كرده است مانند رمان هايش همين فلسفه را دنبال مي كند. برجس در جايي گفته است كه مشكل با فورستر شروع شد. بعد از او بود كه اين اعتقاد كه هر نويسنده بايد حداقل پنج يا شش رمان بنويسد ترويج يافت. ويليام بورو، كه خود يك كارشناس اهل تجربه هاي زبانشناسي است، در مورد برجس گفته است: هيچ نويسنده ديگري را نمي شناسم كه با زبان آن كاري را كرده باشد كه برجس انجام داده است. كوبريك در پرتقال كوكي انتهاي داستان را تغيير داده بود اما روح قصه و موسيقي فيلم برگرفته از برجس بود. فيلم پرتقال كوكي به مدت حدود سي سال در انگلستان ممنوع بود كه در تاريخ سينماي اين كشور بي سابقه خشونت است بيش از حد كتاب و به دنبال آن فيلم و پرداخت به موضوعاتي از قبيل تجاوز كه در واقع فريادي مخالف براي بر هم زدن زندگي آرام مردم درون داستان است، دستمايه اصلي نويسنده براي به تفكر واداشتن خوانندگان براي مسيري است كه مدرنيزه شدن زندگي را سوق مي دهد. قهرمان داستان كتاب در انتها براي آزمايشات روانشناسي به آزمايشگاه سپرده مي شود. در فصلي از داستان گروه جوانان به خانه نويسنده اي وارد مي شوند و تجاوز به عنف براي زن نويسنده اتفاق مي افتد. اين قضيه فرياد اعتراضي است به خشونت; خشونتي كه عامل آن جو غالب درجامعه غربي است. بازي با لغات جويس تاثير به سزايي را در آثار برجس گذاشته است و ردجويي در بسياري از آثار وي به چشم مي خورد. بعد از جويس، جرج اورول تاثير به سزايي در او گذاشت. او كتابي را با عنوان 1985 نوشته است كه بي تاثير از شاهكار به يادماندني جرج اورول با عنوان 1984 نيست. برخلاف آن چه در ميان نويسندگان عرف است، او دو زندگي نامه شخصي از خود به جاي گذاشته اولي است را با نام خداي بزرگ و ويلسون كوچك منتشر كرد و نام زندگي نامه شخصي دومش را تو زمان خودت را داري گذاشت.