Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801014-53499S5

Date of Document: 2002-01-04

عرصه ادبيات در مطبوعات تنگ است گزارشي از جايگاه و وضعيت اخبار ادبي در صفحات ادب و هنر روزنامه ها شكوفه آذر تعداد دست اندركاران حوزه ادبيات در نشريات روزانه كشور، چشمگير نيست و در نتيجه به راحتي مي توان اين تعداد را برشمرد. دبيران سرويس هاي ادب و هنر نشريات روزانه نيز به همان نسبت اندك ادبيات هستند و هنر در زندگي مدرن امروز اهميت و نقشي اساسي حتي دارد مسائل سياسي و اجتماعي نيز بي تاثير روند رشد هنر و ادبيات ادبيات نيست ابزار مهمي است كه فرهنگ خاص فرهيختگان را به بدنه عمومي جامعه منتقل مي كند. مهرداد قاسم فر، شاعري كه نخستين مجموعه شعرش را چندي پيش منتشر كرد، مدتي است دبيري سرويس ادب و هنر نشريه پرتيراژ ايران را عهده دار است. او مي گويد: من به عنوان كسي كه هر دو وجه لازم را در كار ادبي مطبوعات دارا هستم، يعني هم در حوزه خلاقه ادبيات درگير هستم و هم در حوزه اطلاع رساني و مطبوعاتي آن، معتقدم كه صفحات ادب و هنر، در زمينه ادبيات كاستي هاي فراواني دارند. او كاستي هاي اطلاعات و خبررساني ادبي در مطبوعات را زاييده چند عامل، از جمله فشارهاي بيروني از حوزه شوراي سردبيري به شوراي سردبيري، فشارهاي شوراي سردبيري به دبيران سرويس هاي ادب و هنر، كمبود خبرنگار تخصصي در حوزه ادبيات و در مواردي عدم آگاهي دبيران سرويس هاي ادب و هنر، مي داند. او مي گويد: من در جايگاه روزنامه نگاري كه مي خواهد اين فعاليت را سامان بدهد، با اولين مانعي كه برخورد مي كنم نبود يا كمبود خبرنگار ادبي متخصص است. برعكس حوزه سينما كه به خاطر جذابيت هاي بصري و عامه پسند بودنش، خبرنگاران زيادي را رشد داده است، در حوزه ادبيات خبرنگاران متخصص و حرفه اي كم هستند. عده اي هم كه ادبيات را خوب مي شناسند، كار خبرسازي و اطلاع رساني صحيح را بلد نيستند. عامل موثر بازدارنده ديگر را مي توان در نگاه فكر و بينش مسئولان نشريات تلقي كرد; مسئولاني كه اهداف سياسي را تنها با وسايل سياسي دنبال مي كنند و مقدمه و لازمه آن را، كه بالندگي فرهنگي است، به طور كامل ناديده مي گيرند. مهرداد قاسم فر در اين زمينه مي گويد: شوراي سردبيري يا سياستگذاران نشريات با مديوم هاي نازل به ادبيات مي نگرند و همواره با پيش داوري هاي تيره و تار حوزه ادبيات را آميخته به مسايل سياسي مي بينند و تلاشي براي زدودن انگ هاي سياسي از چهره هاي ادبي نمي كنند و البته نبايد فراموش كرد كه آنان نيز خود به وسيله اهرم هاي سياسي بيروني تحت فشار هستند و به هر حال آنها هم خود را در خطر مي بينند. نكته اينجاست كه صاحبان اين نشريات به هيچ وجه حاضر نيستند به خاطر صفحات ادب و هنر و مقولات و مباحث فرهنگي، توسط گروه هاي فشار زير سوال بروند; زيرا معتقدند كه اصل سياست است. درواقع آنها بهايي را كه به خاطر مقولات سياسي مي پردازند، حاضر نيستند براي مقولات فرهنگي بپردازند. ما هنوز فراموش نكرده ايم خاطرات فراواني از اخبار درجه اول ادبي كه مي توانست جريان سازي كند و خط دهي فكري كند، اما حتي اجازه چاپ آنها را نداشتيم و آن اخبار به سادگي سوخت; زيرا ما از چاپ آنها واهمه داشتيم. &&& شاهين امين، دبير سرويس ادب و هنر روزنامه آفتاب يزد مي گويد: سينما و تئاتر و موسيقي مخاطبان زيادي دارند و خبرنگاران نيز اخبار اين حوزه ها را به خوبي تحت پوشش قرار مي دهند، اما حوزه ادبيات گسترده است و شامل شعر، داستان، رمان، ترجمه، چاپ، پخش كتاب، نقد و... مي شود و خبرنگاري كه به تنهايي بتواند تمام اين حوزه ها را تحت پوشش خود درآورد، به سختي پيدا مي شود. در عين اينكه ادبيات براي عامه مردم جذابيت كمتري دارد، در نتيجه در اولويت خبري ما نيز اگر نيست بخواهيم حوزه ادبيات را به خوبي تحت پوشش قرار دهيم، ديگر صفحه خبري نخواهيم داشت، بلكه بيشتر ميل مي كند به صفحه لايي. البته عده اي معتقدند كه تولد و چاپ هر كتاب يك خبر است، اما واقعا آيا جذابيت لازم براي يك خبر را؟ دارد يك نويسنده وقتي نويسنده است كه با نگاه خود به جامعه بنگرد. اين نگاه ناچارا اغلب انتقادي است و به چالش گذاشتن مباحث اجتماعي، فرهنگي و غيره خواه ناخواه نويسنده را به مباحث سياسي مي كشاند. پس درهم آميزي چهره هاي ادبي و روشنفكر با سياست، يكي ديگر از مشكلات خبرنگار حوزه ادبي است. &&& روزنامه همبستگي كه زير پوشش حزبي تحت همين عنوان اداره مي شود، نيز وضعيتي مشابه ديگر نشريات دارد. نگار باباخاني يكي از اعضاي سرويس ادب و هنر اين نشريه مي گويد: سرويس ادب و هنر همبستگي به صورت شورايي عمل مي كند. سياست ها و خطوط قرمزي كه از سوي شوراي سردبيري تعيين مي شود به ما ابلاغ مي گردد و ما موظف به رعايت آن هستيم. گروه ما علاقه زيادي به پرداختن به حوزه ادبيات دارند اما اين حوزه هميشه براي مسئولان نشريات مسئله ساز است و آوردن خبر از هر چهره ادبي آنان را نگران مي كند. حوزه ادبيات در مطبوعات علاوه بر تمام فشارهايي كه از بيرون متحمل مي شود و نيز فشارهايي كه از طرز تلقي دبيران سرويس ها در مورد ادبيات ناشي مي شود، در درون نيز دچار مشكل است و آن دو شقه شدن به حوزه هاي شعر و داستان است. در سال هاي اخير همان اندك فضايي كه به ادبيات اختصاص داده شد، بيشتر به اخبار نويسندگان اختصاص يافت و شاعران به گوشه اي رانده شدند. حسين عابدي شاعري كه اخيرا دبيري سرويس ادب و هنر روزنامه مناطق آزاد يا آزاد را عهده دار شده است، معتقد است: روزنامه هايي كه پس از دوم خرداد به خاطر مطالب سياسي، تيراژ بالايي به دست آوردند، همان قدر به حوزه ادب و هنر و فرهنگ مي پردازند كه نشريات قبل از آنها. اين روزنامه ها در حوزه ادبيات فقط به ادبيات داستاني پرداختند و حوزه شعر را طرد كردند و مي بينيم كه به هر حال حمايت حتي ناچيز نشريات از ادبيات داستاني، بر تيراژ كتابها يا حداقل ثابت نگه داشتن آن تيراژ، موثر است. اما اين حمايت از شعر دريغ شده است; به خصوص شعر نو. همين كم محلي ها باعث مي شود كه شعر نو مخاطب خود را از دست بدهد. اگر همان طور كه از اواسط دهه 60 ناگهان توجه به عرصه سينما و صرف هزينه هاي گزاف براي آن زياد شد، به ادبيات هم توجه مي شد اكنون پس از گذشت 15 سال ما اخبار ادبي داغي داشتيم كه مي توانستيم آنها را خبر اول روزنامه بكنيم. آيا ما هم سنگ مخملباف و كيارستمي، در عرصه ادبيات؟ نداريم آيا نمي توانستيم جشنواره ادبي اي، هم سنگ جشنواره فيلم فجر داشته؟ باشيم. &&& اما سينا مطلبي، دبير گروه ادب و هنر روزنامه حيات نو، نظر كاملا متفاوتي دارد. مطلبي مي گويد: به نظر من ادبيات، به شكل اخص، در روزنامه ها بيش از حد مورد توجه قرار گرفته است. ادبيات مي تواند به دو شكل در روزنامه ها مطرح صنعت شود سرگرمي شبيه آن چه در روزنامه هاي آمريكايي وجود دارد و ديگري بررسي كتاب به طور اعم. تقريبا تمام روزنامه هايي كه در حال حاضر منتشر مي شوند صفحات ادبي دارند، اما نكته مهم قضيه آن است كه اطلاع رساني (از جمله معرفي كتاب ) شاخص ارزشمندي در اين صفحات نيست. صفحات ادبي روزنامه ها عهده دار نقشي شده اند كه از خلاء جو فرهنگي و روشنفكرانه در كشور آب مي خورد; به اين معنا كه روزنامه ها مي خواهند خلاء اين فضاها را پر از كنند همين جا است كه پاي تئوري هاي ادبي به روزنامه ها باز مي شود; چرا كه امكان رشد در مكان ديگر براي آن ها وجود نداشته. از آن جا كه روزنامه ها به وظيفه اصلي خود يعني ارائه محصولات ادبي مختلف براي سليقه هاي مختلف عمل نمي كنند، بخش وسيعي از صفحات ادبي روزنامه ها روشنفكرانه و نخبه پسند است (كه البته گاهي موفق است )و براي خواننده عام جذابيت ندارد. بنابراين روزنامه ها نيز كاركرد خود; يعني تبديل خواننده عام به خواننده خاص را از دست مي دهند. ليلي فرهادپور كه طي پنج سال گذشته دبيري گروه ادب و هنر روزنامه هاي مختلفي را عهده دار بوده است، صفحات ادبي را در مقابل صفحات سينمايي روزنامه ها بازنده مي خواند و سه عامل را در اين نتيجه گيري موثر مي داند. او مي گويد: نامهرباني نسبت به ادبيات در روزنامه ها به طور خلاصه به سه عامل كلي بر مي گردد. اول، تفاوت ماهوي خود روزنامه با مطبوعات ادواري ديگر كه مشخصه اصلي آن وابستگي مطالب روزنامه به خبر است. خبر خود وابستگي كامل به چند مشخصه دارد كه مهم ترين آن تعداد مخاطب يا در برگيري خبر و از سوي ديگر نيز عامل شهرت است. اخبار سينمايي نسبت به همه مقوله هاي هنري در اين دو مشخصه گوي سبقت را از بقيه گرفته است. بنابراين در روزنامه در همان قدم اول براي انعكاس اخبار ادبي شما بازنده ايد. از طرف ديگر در پرداخت به مقوله هايي مانند نقد يا مرور يك اثر نيز با توجه به سرعت كار در روزنامه آسان بودن كار عامل برتري مي شود. مثلا وقتي قرار است يك صفحه سينمايي درباره فيلم هاي تازه اكران در آوريد چه قدر وقت ؟ مي خواهد عين خوردن ساندويچ با نوشابه راحت است. دو ساعت بيشتر ديدن يك فيلم وقت نمي گيرد و بعد مي آييد مي نشينيد چند خط مقدمه از كارگردان و بازيگران خوش چهره مي نويسيد و براي آن چه كه فقط دو ساعت وقت شما را گرفت تحليل مي دهيد، تمام مي شود و مي رود. يك رمان چه قدر وقت مي گيرد تا خوانده شود و لايه هاي دروني آن كشف شود. مگر تيراژ كتابها چه قدر است كه شهرت نويسنده يا عكس چندستوني او در صفحه به كمك تان؟ بيايد تازه شما داريد درباره چيزي مي نويسيد كه خودش به قلم وابسته است. كمي سهل انگاري باعث مي شود تمام كاسه كوزه ها سر شما بشكند. پس در اين مقوله هم در روزنامه شما به دليل وقت و فرصت كم بازنده ايد. مطمئن باشيد. ليلي فرهادپور مسايل مالي حاشيه اي و البته مهم را در اين قضيه نيز بي تاثير نمي داند و مي گويد: عامل دوم هم اين است: سينما يعني سرمايه، يعني پول. مطلب سينمايي، صفحه سينمايي با خود آگهي مي آورد. اين مسئله مهمي است كه از چشم سردبير يا مدير روزنامه نمي تواند پنهان بماند. صفحه ادبي براي او چه چيزي بيشتر از يكي، دو جلد كتاب اهدايي همراه؟ دارد همه چيز را در روزنامه اين سرمايه سالاري سينما مي خورد. فرهادپور مسايل اجتماعي را نيز در رونق صفحات سينمايي دخيل مي داند. او مي گويد: به عنوان عامل سوم، ادبيات با قدرت بيشتر درگير است تا سينما. بگذاريد باز شدن اين مطلب را به وقت ديگر موكول كنيم و فقط در اين جا مثالي سينمايي مي زنم: كتاب سوزي سوژه فيلمي مي شود: فارنهايت ولي 451 حلقه هاي نگاتيوسوزي اگر هم سوژه شود براي رمانتيك تر كردن يك بخش است نه اين كه كل سوژه آن قدر مهم باشد كه بر اساس آن فيلمي ساخته شود يا داستاني نوشته شود. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. ابراهيم زاهدي مطلق، دبير صفحات ادب و هنر روزنامه انتخاب، نيز مي گويد: در حال حاضر اكثر روزنامه هاي ما به روزمرگي رسيده اند و كاري با فكر در روزنامه ها انجام نمي شود در حقيقت هر چه پيش آيد، خوش آيد. هيچ برنامه ريزي، مديريت و تصميم گيري از پيش تعيين شده اي وجود ندارد. ما به معني بد ژورناليسم گرفتار شده ايم و نه تنها رشدي در زمينه ادب و هنر نداشتيم بلكه پس رفت هم داشته ايم. البته از نظر كمي صفحات ادب و هنر رشد قابل ملاحظه اي داشته و تعداد اين صفحات در تمام روزنامه ها افزايش يافته است. ولي متاسفانه همه ما راجع به يك موضوع مي نويسيم، از روزنامه ما ( انتخاب ) گرفته تا شما (همشهري ) ،، نوروز حيات نو، توسعه و... در حقيقت همگي همراه موج حركت مي كنيم ولي هيچ كدام موج آفريني نداريم. صفحات ادب و هنر در تمام روزنامه ها كه دچار سياست زدگي شده اند يكي از صفحات دوازده گانه را پر مي كند ولي هيچ بهايي به آن داده نمي شود و علت آن اين است كه همه روزنامه ها براي كار سياسي چاپ مي شوند و اگر يك موضوع سياسي مهم پيش بيايد به راحتي صفحه ادب و هنر را تحت الشعاع قرار داده و آن را حذف مي كنند. ما معمولا دكور روزنامه ها هستيم و دليل آن از يك طرف سياست زدگي و جو سياسي حاكم بر روزنامه ها است و از طرف ديگر اين كه ما خودمان براي خودمان احترام قايل نيستيم. صفحه ادب و هنر در تمام روزنامه ها عنصر درجه دوم است از ما تا همشهري، نوروز و.. و اين بازتاب شرايط جامعه است. البته وضع صفحات سينمايي بهتر است و دليلش جنبه سرگرمي است كه اين موضوعات براي خواننده دارد.