Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801014-53499S13

Date of Document: 2002-01-04

كار كردن با اركستر هزينه بالا دارد راز آشكارا عنوان تازه ترين اثر ميلاد كيايي نوازنده سنتور و آهنگساز باسابقه است. به بهانه اين اثر با كيايي گفت وگويي انجام داديم كه مي خوانيم. در & اين اثر مثل اغلب آثاري كه امروزه در زمينه موسيقي ملي منتشر مي شود نوعي بازگشت به گذشته ديده مي شود. چرا شما سراغ ملودي هاي قديمي؟ رفتيد دليل آن كاملا روشن است. اين ملودي ها داراي محتواي ويژه اي به هستند همين دليل هم هست كه همواره مورداستقبال قرار مي گيرند. اغلب مردم هم از آن ها خاطرات زيباي زيادي دارند به گونه اي كه پس از هربار شنيدن آن دچار حال و هواي خاصي مي شوند. من هم به همين دليل سعي كردم چند قطعه از اين دست آثار را انتخاب و باساز سنتور اجرا كنم. چرا & اين قطعات به وسيله اركستري بزرگ تر از لحاظ تنوع ساز اجرا؟ نشد كاركردن با اركستر هزينه بالايي را مي طلبد كه اغلب تهيه كننده ها و سفارش دهنده ها از زير بار چنين هزينه هايي شانه خالي مي كنند. به همين دليل من فقط از ساز سنتور و تنبك استفاده كردم. ببينيد تعداد كساني كه در سال هاي اخير به شنيدن ساز سنتور علاقه نشان مي دهند رو به فزوني رفته است. اين را من به دفعات تجربه كرده ام. & اغلب آثاري را كه ساخته ايد عموما بي كلام هستند، دليل آن؟ چيست من معتقدم اگر موسيقي به خوبي ساخته شود به اندازه كافي پيام دارد و اگر خوب اجرا شود مي تواند اين پيام را به خوبي به شنونده منتقل كند. فكر مي كنم به همين دليل هم هست كه آثار جاودانه اغلب بزرگان موسيقي بي كلام ساخته شده اند. به يك مسئله ديگر هم در اين زمينه اشاره مي كنم كه يك موسيقي با كلام اگر خيلي هم خوب ساخته و اجرا شود پس از مدتي و با تكرار و شنيدن زياد لطافت و تازگي خود را از دست مي دهد البته من منكر آثار با كلام نيستم فقط معتقدم كه اگر موسيقي بي كلام باشد مي تواند براي مدت بسيار بيشتري جذابيت خود را حفظ كند. & موسيقي ايراني تا چه اندازه به كلام و خواننده وابسته است و آيا اگر اين دو عنصر را حذف كنيم اتفاق خاصي ؟ مي افتد آن چه مسلم است موسيقي ايراني هميشه به ويژه در يكصد سال گذشته وابسته به كلام بوده و حتما مي بايست خواننده اي آن را اجرا كند. ولي به نظر من اگر به قول شما اين دو عنصر را حذف كنيم اتفاق خاصي نمي افتد. البته به شرط اين كه شنونده ها را آماده پذيرش چنين موضوعي كرده باشيم يا به تعبير ديگر تغييراتي در روند فرهنگ موسيقايي ايجاد مي توانم كنيم با يك مثال منظور حرفم را برسانم. ببينيد راديو و تلويزيون به عنوان فراگيرترين و تاثيرگذارترين رسانه ها در بين مردم هستند. وقتي آنان يك قطعه موسيقي پخش مي كنند كه ] البته به زمان پخش قطعات، ميزان قطعه و... اشكالات عمده اي وارد است كه به اجبار از آن [مي گذريم هيچ گونه اطلاعاتي را به مخاطب نمي دهند. مثلا نمي گويند قطعه را چه كسي ساخته يا اصلا نام قطعه چيست و غيره خوب من از شما مي پرسم كه پخش موسيقي روي تصوير گل و گياه، كوه و بيابان چه تاثيري در زمينه فرهنگ موسيقايي شما؟ دارد خيلي از مردم ما اصلا اسم يك آهنگ ساز را نمي دانند فقط مي دانند كه اسم خواننده چيست. گاهي هم قطعاتي به صورت كليپ مي سازند كه در آن جا هم فقط تصوير خواننده را نشان مي دهند. در صورتي كه درست اين است كه به ساير عوامل هم بپردازند. چه اشكالي دارد كه يك آهنگساز را در حال ساختن اثر، يك ترانه سرا را در حال سرودن شعر ترانه يا هر دو را در حال تبادل نظر با همديگر نشان؟ بدهند كجاي كار اشكال دارد اگر اركستري را در حال نواختن، رهبري را در حال رهبري اركستر و صدابرداري را هنگام صدابرداي كار نشان؟ بدهند