Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801013-53493S1

Date of Document: 2002-01-03

رسانه ها; حلقه اتصال جامعه و سياستگذاران مطبوعات و سياست خارجي - (بخش پاياني ) اشاره: در دو شماره گذشته، جايگاه رسانه ها در سياست خارجي كشورها مورد بررسي قرار گرفت. ديويد مك كللند، جامعه شناس آمريكايي اين مقوله را در چند جمله چنين بيان مي كند: تئوري ارتباطات در زمينه روابط فرهنگي بين المللي بين كشورها، افكار عمومي و بازخورد آن و شيوه اخذ تصميم، قابل اعمال است در اين دو بخش، ضمن بررسي جزئيات اين تعريف از جمله: تحقيقات مهم در زمينه روابط رسانه ها و سياست خارجي مورد بررسي قرار گرفت. در بخش پاياني، نويسنده به نقش هاي متفاوت مطبوعات در برابر سياست خارجي، ديپلماسي رسانه اي و گروه هاي ذينفع و رسانه ها پرداخته است. گروه فرهنگ و انديشه - 1 مطبوعات و انعكاس رويدادها آشكارترين مسئوليت مطبوعات، جمع آوري اطلاعات در مورد موضوع هايي است كه جامعه براي قضاوت و تصميم گيري نياز دارد. از اين رو، بهترين وظيفه مطبوعات، فراهم سازي اطلاعات و بهترين توانايي مردم، قضاوت هاي روشنفكرانه آنهاست. مطبوعات اطلاعات واقعي را به مردم مي رسانند تا آنها بتوانند درباره موضوعات سياست خارجي قضاوت كنند. اين وظيفه با فلسفه كلاسيك مطبوعات آزاد مطابقت دارد. بدين معني كه اين مردم هستند كه در يك جامعه دموكراتيك تصميم مي گيرند. در اين زمينه برنارد كوهن، برنامه هاي كمك خارجي آمريكا بعد از جنگ را به عنوان مثال مطرح مي نمايد و مي نويسد كه در اين مورد يك سياست پايه اي وجود دارد كه در ساير زمينه ها هرگز ديده نمي شود و آن، حمايت عمومي بخاطر يك نفع طلبي سخاوتمندانه و خردورزانه اين است روشنگري عمومي و اين آموزش به طور وسيعي از طريق رسانه هاي ارتباطي در نتيجه گزارش هاي واقعي روزانه و مداوم به جامعه داده مي شود. ( ) 10 از نكات جالب توجه در ديدگاه كوهن اين است كه وي به نوعي اطلاع رساني جهت دار نيز اعتقاد دارد و مي نويسد: منحرف سازي و يا ايجاد بي تفاوتي در ارتباط با يك موضوع مربوط به امور خارجي، نيز بخشي از وظيفه آموزش دهي مطبوعات است. اما با توجه به ترجيحات سياسي و مسائل ارزشي، نقش اطلاع رساني مطبوعات دچار ابهام مي شود و با اين تعريف از مطبوعات كه وظيفه اش، برقراري اتصال بي طرفانه ميان مشاركت كنندگان فعال در فرآيند سياستگذاري است، تناقض پيدا مي كند. اما اين تناقض، اولا مداوم و هميشگي نيست و ثانيا به نقش دوگانه خبرنگار به عنوان يك وظيفه حرفه اي برمي گردد. ( ) 11 با توجه به نقش دوگانه اي كه كوهن به آن اشاره دارد، يك روزنامه نگار در عين حال كه يك رويداد گذرا را گزارش مي كند، بخشي از صحنه رويداد نيز هست، به طوري كه ممكن است موافق آن واقعه نباشد. اين دوگانگي در همه ادوار كاري وي به چشم مي خورد و او معمولا در حالت جدال ميان نقش حرفه اي خود به عنوان يك روزنامه نگار بي طرف و اثرات ناشي از نقش مشاركتي خويش قرار مي گيرد. بنابراين به دليل تاثيرپذيري از نقش مشاركتي، نگاه رسمي يك روزنامه نگار به فرآيند كامل سياستگذاري، اغلب بر نقش او به عنوان يك ثبت كننده واقعه و خدمتگزار مردم، تاثير مي گذارد، كه اين ممكن است با ضرر و زيان هايي براي عموم همراه باشد. - 2 مطبوعات و تفسير رويدادها در كنار وظيفه اطلاع رساني كه به عنوان يك نقش پايه اي در حوزه امور خارجي شناخته مي شود، وظيفه تفسير و تشريح نيز وجود دارد. نقش تفسير ظاهرا اشاره به قضاوت درباره معني وقايع دارد، ولي در حقيقت، اگر خبري به تشريح و تفسير نياز داشته باشد، مي توان به طور بي طرفانه به تشريح آن حتي پرداخت تفسير بي طرفانه، در مواردي به عنوان جزيي اساسي از خود خبر مي آيد، كه به آن خبر تفسيري گفته مي شود. براي يك روزنامه نگار آسان است كه نقش تفسيري را با مفهوم بي طرفي در مطبوعات همساز نمايد. امروزه اهميت سياست خارجي و انفجار اطلاعات و تنوع و سرعت انتقال آنها باعث شده است كه بسياري از اتفاقات همزمان و يا با فاصله اندك در دنيا به هم پيوسته باشد و اين پيوستگي رويدادها نيازمند برقراري ارتباط منطقي و آگاهانه ميان آنهاست. هر چقدر يك روزنامه نگار امور خارجي از اطلاعات و مطالعه بيشتر برخوردار باشد، امكان تشريح روابط ميان وقايع و سوابق آنها بيشتر فراهم مي گردد. به طوري كه امروزه توضيح خبر يك واقعه بخشي از آن واقعه است بدون آنكه خبرنگار دچار ترديد شود كه آيا صرفا تفسير كرده يا اينكه به قضاوت ذهني نشسته است. تحليل و تفسير اخبار خارجي توسط يك روزنامه نگار از دوجهت اهميت خاصي اول دارد اينكه، اين احساس وجود دارد كه موضوع خبر امور خارجي پيچيده است و اغلب مردم متوجه آنها نمي شوند، مگر اينكه حقايق به طور شفاف براي آنها روشن گردد. بسياري از اين اخبار از خبرگزاري هاي مختلف دريافت مي گردند و مشكل واقعا اين است كه اين مطالب به چه معني اند. دليل دوم اين است كه به خاطر پيچيده تر شدن سياست خارجي نسبت به گذشته و نقشي كه سياست خارجي هر كشوري در قبال امور بين المللي ايفا مي كند و همچنين با توجه به توسعه تكنولوژي ارتباطات جمعي در دهه هاي اخير، لزوم تشريح وقايع بيش از پيش احساس مي گردد. امروزه وسايل اطلاع رساني پيشرفته مانند شبكه اينترنت تا حد زيادي جاي روزنامه ها را به عنوان اولين فراهم كنندگان اخبار فوري گرفته اند. همچنين راديو و تلويزيون ها، از نظر فوريت پخش اخبار از روزنامه ها لذا پيشتازترند نقش روزنامه ها در تشريح و تفصيل وقايع و رويدادها ملموس تر است. - 3 مطبوعات و اطلاع رساني دولتي مطبوعات بي طرف آنهايي هستند كه با اعتقاد كامل تلاش دارند كه آنچه را رخ داده، منعكس نمايند و احساس قضاوت كردن درباره معني و اهميت آن موضوع را بيشتر به مخاطبان خود واگذار نمايند. اخبار اظهارات مقامات دولتي كه براساس موقعيتشان در دولت، به عنوان اولين منابع اخبار مورد توجه مطبوعات قرار مي گيرند، نيز همين مصداق را پيدا مي كند. بسته به سطوح تصميم گيري در سياست خارجي، اعمال نظر مقامات اجتنابناپذير است. به طور مثال، در سطح رياست جمهوري، بيانات رئيس جمهور هميشه مي تواند خبر تلقي گردد و او قادر است به رسانه هاي ارتباطي امر نمايد تا ديدگاه هاي سياسي اش را مطرح سازند. اما در سطوح پايين تر سياست خارجي دولت، اين مساله كمتر به چشم مي خورد. البته از نظر يك روزنامه نگار، بي طرفي از اهميت بالايي برخوردار است و او نسبت به اين امر كه به عنوان ابزار دولت مورد مصرف قرار گيرد، نگرشي منفي دارد و از آن متنفر است. اما در واقع، روزنامه نگاراني كه حوزه فعاليتشان، در دستگاه هاي دولتي است و دائما با مقامات در تماس هستند، از شرايط كاري سختي برخوردارند. زيرا مجبورند ميان انعكاس واقعيت ها و استمرار خبرگيري خود، يك توازن و هماهنگي برقرار نمايند. منابع قدرتمند دولتي از طريق نفوذ در روزنامه نگاران، مي توانند به رسانه ها دست اين يابند منابع به صورت منبع خبري روزانه در مي آيند، در حالي كه ساير منابع خبري، كه احتمالا ناديده گرفته مي شوند، بايد براي درج خبر تلاش بيشتري به عمل آورند. ب ) نقش مشاركتي مطبوعات وقتي نقش مطبوعات به عنوان مشاركت كننده فعال در روند سياستگذاري خارجي مطرح مي شود، مطبوعات ممكن است به راحتي به عنوان شاخه چهارم حكومت در نظر گرفته شوند. اين مشاركت را مي توانيم از طريق تعامل مستمر و صميمانه ميان مطبوعات و ساير قواي مملكتي درك نماييم. اينكه مطبوعات به تشريح تفاوت هاي آشكار برداشت خود و ساير بخش هاي جامعه بپردازند، محل ترديد است. مطبوعات معمولا از موضع خود در برابر مواضع ديگران دفاع مي كنند. علت اين است كه طبيعت نقش مشاركتي كه روزنامه نگاران براي خود قائلند، نقشي است موازي نقش هايي كه معمولا به گروه هاي ذينفع در سيستم هاي سياسي مدرن نسبت داده مي شود. برنارد كوهن چهار نقش را براي مشاركت مطبوعات در زمينه سياست خارجي بر مي شمرد كه مي توان به عنوان عناصر سازنده ايدئولوژي روزنامه نگاران امور خارجي ميان آنها تمايز قائل شد: ( ) 12 - 1 مطبوعات به عنوان نمايندگان جامعه امروزه بسياري اعتقاد دارند كه رسانه ها بالاخص مطبوعات، در موضوعاتي همچون امور خارجي، صداي جامعه به حساب مي آيند و به عنوان نماينده مردم براي اعمال فشار به مقامات دولتي عمل مي كنند. مطبوعات با طرح سوالات مختلف، دولت را مجبور مي سازند كه براي جلب افكار عمومي، حساب پس بدهد. برخي از روزنامه نگاران اين نكته را در نظر دارند كه مقامات دولتي، آنچه را كه از روزنامه نگاران در طي مصاحبه ها و كنفرانس هاي مطبوعاتي مي شنوند يا در روزنامه ها مي خوانند، مورد توجه قرار مي دهند. اين امر مهم ترين عامل براي انتقال افكار عمومي در زمينه سياست خارجي به مقامات دولتي بدين است ترتيب، مطبوعات آشكارا و به طور مستقيم نماينده افكار عمومي هستند و به جاي جمع كثيري سخن مي گويند كه فرصت مشابهي را براي بازخواست از مقامات ندارند. در بسياري از موارد، حتي اگر رسانه ها در روند سياست خارجي تلاشي براي اثرگذاري بر دولت ننمايند، اين سياستگذاران هستند كه در مورد دريافت نظر افكار عمومي در مورد سياست خارجي، هر روز به رسانه ها نيازمندند. بدين سان، رسانه ها حلقه اتصال ميان جامعه و سياستگذاران هستند و سياستگذاران امور خارجي نسبت به مشاركت رسانه ها در موضوعات سياست خارجي رغبت نشان مي دهند. - 2 مطبوعات به عنوان منتقد دولت نقش انتقادي رسانه هاي آزاد در يك جامعه آزاد، تاريخي طولاني و افتخارآميز رسانه ها دارد به ويژه مطبوعات، در آنچه كه فلسفه آزادي ناميده مي شود، وظيفه كنترل دولت را بر عهده دارند تا از حدود خود خارج نشود. اين نقش، امروزه براي خبرنگاران از ارجحيت بالايي برخوردار است. يكي از وظايف مطبوعات اين است كه آنچه را كه دولت به غلط انجام مي دهد، گوشزد نمايند. مطبوعات به عنوان چهارمين شاخه حكومت، موظف به نظارت هستند و بايد اعمال دولت را زير نظر گرفته و مورد تفسير قرار دهند. مطبوعات حق دارند كه ديدگاه هاي خاص خويش را در مورد فعاليت هاي دولت منعكس سازند. نويسندگان و تحليل گران امور خارجي از نقش رسانه ها به عنوان منتقد سياست خارجي دولت، با واژه ها و عبارات مثبت ياد مي كنند و مانند نقش اطلاع رساني، اتفاق نظر بالايي در مورد اين نقش وجود اما دارد عليرغم اين اتفاق نظر، نوعي ابهام نيز موجود است و صاحبنظران در مورد اينكه فرضا در چه جاهايي بايد اين انتقادات صورت پذيرد، اختلاف نظر دارند. - 3 مطبوعات به عنوان مدافع سياست خارجي نقد و دفاع از سياست خارجي، دو نقش مشاركتي مطبوعات هستند كه دستاورد آزادي مطبوعات به حساب مي آيند، زيرا مطبوعات به عنوان نمايندگان جامعه، حق دارند كه منافع عمومي جامعه را آن گونه كه مناسب مي دانند، مورد تفسير قرار دفاع دهند از سياست خارجي، از عملكردهاي پذيرفته شده و شناخته شده يك روزنامه است و بهترين محل درج آن، صفحه سرمقاله در است اين صفحه، اغلب روزنامه نگاران آشكارا به ارائه نقطه نظرات خود مي پردازند و از طريق آن، به دفاع از سياست خارجي برمي خيزند. همان گونه كه كوهن در مورد نقش نقادي اشاره دارد، دفاع از سياست خارجي نيز مي تواند در صفحات خبري روي دهد. بدين صورت كه مطالب خبري همراه با احساس و معني خاصي به خواننده معمولي منتقل مي شود و مورد توجه او قرار مي گيرد. البته اين يك پديده عمومي است كه همه روزنامه نگاران و از جمله روزنامه نگاران امور خارجي مبادرت به انجام آن مي نمايند. در ايران در اغلب دوره ها، شيوه مطبوعات در مورد سياست خارجي همراه با مدافعه گري بوده است. اگر فرض را بر احساس ميهن دوستي و توجه به علائق و منافع ملي بگذاريم، رفتار مطبوعات مي تواند تحسين برانگيز به باشد نظر مي رسد برخي از اين مدافعه گري ها ناشي از عدم وجود تخصص و تبحر كافي و احساس حرفه اي گري از سوي روزنامه نگاران است و بعضا خودسانسوري از آفت هايي بوده است كه مطبوعات را فاقد روح انتقادگري تحولات ساخته اند ناشي از انتخابات رياست جمهوري در سال 1376 شمسي و رشد مطبوعات فعال در امور سياسي كه به انتقاد يا دفاع از سياست خارجي مي پردازند، نشان داد كه فضاي سياسي حاكم در سالهاي گذشته، محيط را تنها مهياي دفاع از سياست خارجي ساخته بود. سياست خارجي ايران در دوران جنگ هشت ساله كه بعضا هم اكنون مورد نقادي مطبوعات قرار مي گيرد، در دوران جنگ غالبا مورد مدافعه قرار مي گرفت. - 4 مطبوعات به عنوان سياستگذار نقطه اوج نقش هاي مشاركتي روزنامه نگاران حوزه امور خارجي، نقش سياستگذاري است كه از طريق آن، مطبوعات از نزديك وارد جريان و ساختار سياستگذاري مي شوند و در فرايند سياستگذاري و تصميم گيري نقش ايفا مي كنند. در اين نقش، روزنامه نگاران امور خارجي، كه بازيگران اين فرايند تلاش هستند، مي كنند كه هم در انديشه عموم و هم مقامات رسوخ نمايند. وقتي يك خبرنگار اطلاعات عيني و واقعي را فراهم مي سازد، در واقع به عنوان يك بازيگر سياست خارجي نقش خود را ايفا مي نمايد. تهيه مواد خام براي سياستگذاران، يكي از موثرترين ابزارهاست. معمولا سياستگذاران، بيشتر اطلاعات را از مطبوعات به دست مي آورند، تا از منابع ديپلماتيك. به علاوه اطلاعات منتشره در مطبوعات سريع تر قابل دسترسي است. امروزه دسترسي سريع و آسان به امكانات اطلاع رساني به ويژه از طريق اينترنت، سياستگذار را از دريافت مستقيم اغلب اطلاعات لازم از طريق مجاري ديپلماتيك و نمايندگي هاي سياسي بي نياز مي سازد و به محض وقوع يك حادثه مهم در هر كجاي گيتي، حتي جزئيات آن از طريق رسانه ها دريافت مي گرددو مجاري ديپلماتيك و سرويس هاي اطلاعاتي تنها براي پر كردن چاله هاي اطلاعات موردنياز براي خبرگيري فعال مي شوند. دليل برجسته ديگر در مورد نقش سياستگذاري روزنامه نگاران امور خارجي، تناوب انعكاس موضوعات و مطالب خاص است كه روزنامه نگار مايل است از طريق اين عمل، تاثير بگذارد. يك روزنامه نگار با انعكاس خبر و پيگيري آن از طريق منابع مختلف خبري و سياستگذاري، ازجمله مصاحبه با طرف هاي درگير، سفارتخانه ها و ديپلمات ها مي تواند اثر زيادي بر سمت گيري سياست خارجي بگذارد. او مي تواند مطالبي را طرح كند كه حتي دستگاه سياست خارجي و ديپلمات ها به آن نينديشيده باشند. ) 5 ديپلماسي رسانه اي ديپلماسي رسانه اي يا سياست رسانه اي به صورت عام، به معناي به كارگيري رسانه ها براي طبقه بندي و ارتقاء سياست خارجي است. راما پراساد ( ) 1983 محقق آمريكايي آن را به عنوان نقشي كه مطبوعات در فعاليت ديپلماتيك ميان كشورها بازي مي كنند ( ) 14 تعريف كرده است. براي تشريح ديپلماسي رسانه اي، از واژه هاي خاصي مانند ديپلماسي روزنامه اي ديپلماسي، تلويزيوني و ديپلماسي ماهواره اي نيز استفاده مي گردد. مقوله ديپلماسي رسانه اي به دليل گستردگي بررسي مستقلي مي طلبد. ) 6 گروه هاي ذينفع و رسانه ها در هر جامعه اي گروه هاي نخبه حضور دارند كه بر خطمشي سياسي و سياستگذاري تاثير مي گذارند. گروههاي نخبه را مي توان به چهار دسته تقسيم نمود: - 1 نخبگان سياسي: شامل رهبران منتخب منتصبين رده بالا و رهبران احزاب - 2 نخبگان اداري و ديوانسالار: شامل اعضاي متخصص قوه مجريه - 3 نخبگان ذيفنع: شامل نمايندگان بخش وسيعي از گروه هاي خطمشي گرا - 4 نخبگان وسايل ارتباط جمعي... نخبگان وسائل ارتباط جمعي در واقع، رسانه هاي نخبه در هر جامعه اي هستند كه بر جريان سياستگذاري تاثير مي گذارند يا از آن تاثير مي پذيرند و ما قبلا آن را مورد بررسي قرار اما داديم نكته مهم اين است كه هر يك از نخبگان ياد شده يعني نخبگان سياسي، ديوانسالاران و نخبگان يا گروه هاي ذينفع از طريق وسائل ارتباط جمعي قصد جلب توجه مردم و اثرگذاري بر افكار عمومي و دولت را دارند. يكي از مهمترين عوامل موثر بر جريان سياستگذاري و رسانه ها، گروه هاي ذينفع هستند كه مجموعه هاي بزرگ و كوچكي از مردم را دربرمي گيرند. ناتواني عامه نسبت به درك موضوعات و بي تفاوتي ناشي از آن، موجب اهميت خاصي براي ابتكارات و فشارهاي نخبگان علاقه مند و گروه هاي اقليت مي شود. در شرايط تشنج هاي ملايم بين المللي، غالب تصميمات روزانه ديپلماسي و سياست خارجي تقريبا موضوعيتي ندارد. ( ) 15 در ميان گروه هاي ذينفع مانند، مهمترين آنها جامعه يهوديان هستند كه از نظر اثرگذاري بر سياست خارجي، هيچ گروهي موفق تر ازآنها نيستند. اين گروه، تاثيرات بسزايي را در سياست خارجي آمريكا در قبال تحولات خاورميانه و به ويژه اسرائيل برجاي گذارده اند و هرگاه طرح ريزي سياست خارجي آمريكا با اهداف اسرائيل هم جهت نبوده است، لابي يهوديان فعال شده و از طريق ابزارهايي كه در اختيار دارند، فضاي سياسي را به نفع اسرائيل تغيير مي دهند. سياست آمريكا در برابر اسرائيل براين فرض استوار بوده است كه واشنگتن نمي تواند و نبايد به تغييرات موقعيت مردم و نخبگان اسرائيل تن در دهد. بنابراين فرض، سياست هاي داخلي و خارجي اسرائيل بدون ارتباط با يكديگر شكل گرفته اند و اجرا مي شوند، به طوري كه كوچكترين ارتباط و هماهنگي بين آنها وجود ندارد. ( ) 18 اين موضوع خاص ايالات متحده آمريكا نيست. امروزه، يهوديان بر رسانه هاي ارتباط جمعي بسياري از كشورهاي اروپايي و آمريكاي جنوبي سيطره دارند. به طور مثال رسانه هاي انگليسي نيز تحت كنترل و نفوذ يهوديان طرفدار اسرائيل با هستند خاتمه يافتن جنگ جهاني دوم و با ورود سرمايه داران خارجي كه عمدتا از آمريكاي شمالي بودند، رسانه هاي گروهي انگليس دستخوش تحول عمده اي شدند. بيربروك و آستور كانادايي بودند كه امپراطوري رسانه اي را در انگليس بنا نهادند و به دنبال آن ماكسول و مرداك دو تن از سرمايه داران چك و استراليا وارد انگليس شدند و بخش اعظم رسانه هاي اين كشور را به دست گرفتند... هم اكنون اكثر گردانندگان رسانه هاي انگليس را خارجي ها و به ويژه يهودي ها اداره مي كنند. ( ) 19 در پايان اين بحث بايد اشاره نماييم، درست است كه مفاهيمي مانند امپرياليسم خبري توطئه، رسانه هاي غرب و غيره كاملا يكسره خالي از واقعيت نيستند، اما اين راهم بايد در نظر داشت كه روزنامه نگاران، دربست در اختيار سياستمداران يا گروه هاي قومي نيستند. بسياري از نويسندگان و روزنامه نگاران انسان هاي آزاده اي هستند. اين را هم نمي توان ناديده گرفت كه آنها در تعبير و تفسير رويدادهاي اجتماعي، به ويژه رويدادهاي جوامع بيگانه كه پيشينه فرهنگي و سياسي شان كاملا براي آنها روشن نيست ممكن است دچار خطا شوند. ( ) 20 يكي از جنبه هاي مثبت حضور رسانه ها در فرآيند سياستگذاري، اين است كه آنها مي توانند به عنوان مكانيسم هايي براي حل صلح آميز موضوعات فعاليت نمايند. به طوري كه با برخوردي ميانجيگرانه و اينكه مواضع هر دو طرف تا چه حد يكسانند يا بخش هايي از آنها به هم شبيه هستند، مي توانند در موفقيت مذاكرات مربوط به سياست خارجي شريك شوند. ارائه گزارش صحيح از مواضع مخالف طرفين، با هدف به كارگيري مفهوم يكدلي مي تواند از كج فهمي و تحريف مطالب جلوگيري كند. اگر طرفين، به تبليغات آگاهي بخش علاقه نشان دهند و در رسانه هاي خودي، مواضع ديگران را درك نمايند، به سهولت به توافق در مي رسند شرايط ميانجيگري در سياست خارجي، ارتباطات جمعي مي توانند از طريق شخصيت بخشي به ميانجيگران، وظيفه ميانجيگري را تا حدي آسان نمايند. در نهايت بايد گفت كه رسانه هاي ارتباط جمعي از طريق تاثيرگذاري بر حالات روحي دولت، نخبگان و عموم جامعه، در فرآيند تصميم گيري امور خارجي سهم غير قابل انكاري دارند و مي توانند تاثيرات مثبت و منفي از خود برجاي گذارند. محمد رضا بخت ور منابع در دفتر روزنامه موجود است.