Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801013-53483S1

Date of Document: 2002-01-03

در حسرت فصل طلايي اكران نگاهي به اكران سه ماهه سينماي ايران در پاييز 80 سينماي ايران پاييز 80 را با اكران همزمان فيلم هاي مطرحي چون باران زير، نور ماه و موج مرده با اين اميد آغاز كرد كه در ارتباط با مخاطب فصل تازه اي را رقم زند و رونق از دست رفته را به سالن هاي خالي سينماها بازگرداند، اما علي رغم اين تمهيد و برخلاف پيش بيني بسياري از دست اندركاران سينما، تدبير جديد، تغيير فصل و نمايش همزمان فيلم هاي مطرح يا پرمخاطب هم چندان كارساز نبود و فروش فيلم ها - جز يك استثنا - از بهار و پاييز هم پايين تر رفت و اكران همچنان براي دستيابي به فصل طلايي در انتظار باقي ماند. در نيمه هاي اولين ماه فصل باران ساخته مجيد مجيدي، زير نور ماه به كارگرداني رضا ميركريمي و دختري به نام تندر ساخته حميدرضا آشتياني پور، همزمان راهي سينماهاي تهران شدند و به جاي پرپرواز بهشت، از آن تو و تعدادي از سينماهايي كه مريم رانمايش مقدس مي دادند كه از بازماندگان اكران تابستاني بودند، بر پرده سينماها نشستند. دختري به نام پر تندر فروش ترين فيلم فصل موج بحث مرده انگيزترين و زير نور ماه بهترين فيلم فصل فيلم باران چهارمين فيلم بلند سينمايي مجيد مجيدي كه در نوزدهمين جشنواره فيلم فجر مورد توجه داوران و استقبال تماشاگران و منتقدان قرار گرفت در نمايش عمومي چندان موفق نبود و در سه روز نخست نمايش كه منتهي به روزهاي تعطيلي پايان هفته بود - چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه - در 12 سينماي تهران /6 5تنها ميليون تومان فروخت. اين فيلم اگر چه از لحاظ ساختار بهترين فيلم مجيد مجيدي به شمار مي آيد اما تكراري بودن مضمون و به خصوص نزديكي آن به 3 فيلم جمعه دلبران و سفر قندهار كه به مساله مهاجران افغاني مي پردازند از يك سو و نامناسب بودن تبليغات فيلم از سوي در ديگر، فروش پايين آن بي تاثير نبود. باران در حالي كه به عنوان نماينده سينماي ايران راهي اسكار 2001 بود با 92 ميليون تومان فروش از اكران سينماهاي تهران پايين آمد. زير نور ماه اثر خوش ساخت رضا ميركريمي هم كه از مضمون تازه اي برخوردار بود، هر چند نسبت به باران فروش بهتري داشت و در سه روز نخست در 11 سينما به مرز 11 ميليون تومان نزديك شد اما اين ارقام شروع خوبي براي چنين فيلمي نبود. زير نور ماه كه از نخستين روز نمايش در جشنواره فيلم فجر تا اكران عمومي بحث و سخن هاي بسياري به همراه داشت و در جشنواره كن 2001 نيز جايزه ويژه منتقدان را به خود اختصاص داد، فيلمي است كه براي نخستين بار به حريم حساس روحانيت وارد مي شود و زندگي در حوزه هاي علميه را با جسارتي خاص به تصوير مي كشد. فيلم ماجراي زندگي طلبه جواني است كه در آستانه مراسم معمم شدن با نوعي وسواس دروني روبه رو مي شود و بر سر دو راهي پوشيدن لباس روحانيت و يا ترك آن مردد مي ماند. رضا ميركريمي در گفت وگويي زير نور ماه را حاصل تركيدن بغض پنهاني خود مي داند كه در سال هاي پس از انقلاب در درونش انباشته او شده درباره دليل پرداختن به قشر روحاني در فيلم اش مي گويد: فكر مي كنم دايره اي دور اين قشر كشيده شده و حتي نوعي تقدس كاذب براي آن به وجود آورده كه اجازه نمي دهد آفت ها ديده شود و من قصد داشتم اين فضا را بشكنم. به هر حال زير نور ماه كه به عنوان جسورانه ترين فيلم سال به تدريج با استقبال تماشاگران روبه رو شده بود و فروش روزانه آن در 9 سينما به فيلم دختري به نام تندر سينما 21كه را در اختيار داشت نزديك مي شد ناگهان پس از 5 هفته نمايش در يك اقدام غيرمنتظره از اكران سينماهاي تهران خارج شد و جايش را به فيلم دلباخته ساخته خسرو معصومي داد. اگر چه شوراي صنفي نمايش دليل اين جابه جايي جنجالي را پايين بودن كف فروش فيلم اعلام كرد اما منوچهر محمدي تهيه كننده فيلم در واكنش به اقدامات گفت ترجيح مي دهد در اين زمينه سكوت كند. با اين همه فيلم زير نور ماه علي رغم اكران نامناسب، تبليغ اندك و خروج يا حذف ناگهاني اش از گروه سينمايي در مجموع 117 ميليون تومان فروش داشت و پس از دختري به نام تندر در رديف دوم جدول نشست. اما دختري به نام تندر كه در 21 سينما همزمان با زير نور ماه و باران به نمايش درآمد با فروشي غافلگيركننده همراه شد. اين فيلم كه چهارمين كار سينمايي حميدرضا آشتياني پور بود علي رغم آشفتگي در ساختار و مضمون، به خاطر بهره گيري از بازيگران سرشناسي چون خسرو شكيبايي، پارسا پيروزفر ماهايا، پطروسيان لادن، طباطبايي و لادن مستوفي استفاده، از تبليغات جذاب و به خصوص همزماني نمايش آن با در گذشت فريدون فروغي خواننده محبوب پاپ، كه براي نخستين بار از آغاز انقلاب صداي او در فيلمي به كار آمده بود، چنان مورد استقبال قرار گرفت كه بعضي سينماها براي نمايش آن سانس هاي ويژه ترتيب دادند و حتي در يكي از سينماها، ازدحام به قدري بود كه باعث شكسته شدن ويترين و به يغما رفتن عكس هاي بازيگران شد. به هر حال اين استقبال فروش روزانه فيلم را در روز 27 مهرماه به 17 ميليون تومان رساند كه طي چند سال گذشته بي سابقه بود و در فروش روزانه فيلم ها ركورد تازه اي در سينماي ايران بر جاي گذاشت. درباره فروش غيرمنتظره و محتواي بي ارزش فيلم حرف و سخن ها چنان بود كه كارگردان فيلم در واكنشي اعتراض آميز خواستار اعدام خود شد و در پاسخ به منتقدان گفت چرا بايد فيلمي كه فروش فوق العاده اي دارد كسي را نگران كند. آيا فيلمي كه مخاطب زيادي دارد بنيان چيزي را از بين؟ مي برد اگر فيلم من ضدارزش و غيرفرهنگي است بايد با اشد مجازات با آن برخورد شود و فيلم را توقيف و من را هم اعدام كنند تا ديگر از اين فيلم ها نسازم. در حالي كه دختري به نام تندر در گيشه پيشتاز بود، دو فيلم موج مرده و فوتباليست ها از نهم آبان راهي اكران شدند تا با اين فيلم به رقابت بپردازند. فوتباليست ها كه چهره هاي سرشناسي چون علي پروين و حميد استيلي را به عنوان بازيگر به همراه داشت، در گرماگرم هيجان بازي هاي فوتبال و در آستانه برگزاري مسابقه ايران و امارات به بازار آمد، با اين همه در نخستين روز مجموع فروش آن در 11 سينما 700 هزار تومان بود كه در نهايت و در آخرين روز اكران مجموع فروش آن به دشواري به مرز 25 ميليون تومان رسيد. اين فروش ناچيز براي فيلمي كه به اميد ركوردشكني به ميدان آمده بود ناباورانه بود. علي اكبر ثقفي كارگردان و تهيه كننده فوتباليست ها در اين باره مي گويد: اين فيلم از روز اول با داوري ذهني بعضي ها بايكوت شد كه چگونه يك فوتباليست مثلا پروين فيلم بازي كرده است. البته اين كه چگونه علي پروين حميد، استيلي و افشين پيرواني بازيگر سينما شده اند چيزي است كه جاي بحث دارد، اما من مي خواهم بگويم كه اين ها بازيگر سينما نشدند، فقط نقش طبيعي خودشان را بازي كردند. به هر حال زمزمه ها و موضع گيري هاي يك نشريه ورزشي خاص و يك نشريه سينمايي باعث شد كه دوستان در جاهايي نسبت به بازي شان در فيلم موضع بگيرند كه اين موضع گيري پس از اين جوسازي ها طبيعي بود. ثقفي دليل ديگر عدم استقبال از فوتباليست ها را قرار گرفتن سينماهاي آن در يك منطقه مي داند و مي گويد: سينمايي كه در بالاي شهر اين فيلم را اكران كند وجود ندارد. سينماي عصر جديد و فرهنگ كه 2 سينماي خوب گروه سينمايي فوتباليست ها هستند در اختيار اين فيلم قرار نگرفتند و اين ظلمي است كه در حق فيلم ما صورت گرفته است. ما اگر با اين وضعيت تن به اكران نمي داديم مسلما امسال فيلم ما اكران نمي شد يا اگر هم اكران مي شد وضعي بدتر از اين پيدا مي كرد، چرا كه در شوراي صنفي اكران حرف اصلي را سينمادارها مي زنند. تهيه كننده كالايي دارد كه عرضه و تقاضاي آن برابر نيست. در اين حالت اگر تهيه كننده بخواهد كاري كند دستش زير ساطور مي رود. يا بايد با آن مقابله كند يا به هر حال فيلمش قرباني مي شود. قبلا كه دولت بر اكران سينماها نظارت داشت و خود براي سينماها تعيين تكليف مي كرد، اگر چه اين سياست دموكراتيك نبود، اما حداقل براي تمام فيلم ها يكسان بود. موج مرده آخرين ساخته ابراهيم حاتمي كيا كه قرار بود مهرماه 18 به نمايش درآيد پس از 3 هفته تاخير سرانجام 9 آبان ماه راهي پرده 13 سينماي تهران شد. اين فيلم كه جنجالي ترين فيلم نوزدهمين جشنواره فيلم فجر و از بحث انگيزترين فيلم هاي سال بود به دليل اختلاف ابراهيم حاتمي كيا با دست اندركاران موسسه فرهنگي روايت فتح كه تهيه كننده فيلم بود از نمايش در جشنواره بازماند و سرانجام پس از دقيقه 15حذف از فيلم كه ظاهرا مورد توافق كارگردان هم بود براي نمايش عمومي آماده شد. موج مرده حكايت كينه فرو خورده سرداري به نام مرتضي راشد به ناو وينسنس امريكايي است كه 10 سال قبل هواپيماي مسافربري ارباس ايران را منهدم كرده است. خاطره دردناك اين حادثه، سردار راشد را رها نمي كند و او همواره به فكر انتقام است در حالي كه خانواده و هم قطاران سردار راشد اعتقاد و تصميم او را رد كرده و معتقدند دوره اين گونه واكنش ها گذشته است. ماجراي عاشقانه پسر سردار راشد به موازات داستان اصلي نيز سبب بروز اوج و فرودهايي در مسير دراماتيك فيلم است. فيلم كه گذشته از بازي درخشان و تاثيرگذار پرويز پرستويي در نقش مرتضي راشد مضمون قابل تعمق استحاله ارزش هاي جامعه و مساله گسست نسل ها را به تصوير مي كشد، برخلاف همه جنجال ها يا امتيازات از سوي تماشاگران مورد توجه جدي قرار نگرفت و اگر چه در هفته نخست با فروش ميانگين /3 5روزانه ميليون تومان به عنوان پرفروش ترين فيلم روز مطرح شد اما سرانجام با 88 ميليون تومان فروش در رديف چهارم جدول جاي گرفت. دلباخته و آوازخوان دو فيلمي بودند كه در ماه رمضان اكران شدند. دلباخته از 23 آبان در 12 سينما به نمايش درآمد و در نخستين روز نزديك /به 5 ميليون 1 تومان فروخت. اين فيلم كه به گفته كارگردانش خسرو معصومي دو سال منتظر اكران بود اگر چه يك افسانه بومي، با حال و هواي اجتماعي و يك مثلث عشقي را در هم آميخته اما فيلمي است كه در نهايت و علي رغم ادعاي كارگردانش حرفي براي گفتن ندارد و اگر هم دارد در ساختار آشفته و پر از تشتت فيلم گم شده است. خسرو معصومي كه پيش از اين فيلم پر پرواز را با فروش قابل قبولي اكران داشت، يك ماه قبل از نمايش دلباخته درباره آن مي گويد: فيلم دلباخته با اين كه 3 سال از ساخت آن مي گذرد به علت وجودمافيايي در پخش، هنوز اكران نشده، چون اين گونه فيلم ها كه حرفي براي گفتن دارند و ممكن است در گيشه موفق نباشند توسط دفاتر پخش نمي گردد. اين فيلم ها در فصلي كه مردم علاقه اي به سينما رفتن ندارند پخش مي شوند و شكست مي خورند. اين بي عدالتي است و باعث مي شود كه تهيه كننده به سمت موضوعات جدي نرود. اين شرايط باعث شد تا براي جبران مافات به سمت ساخت پر پرواز كشيده شوم. من پر پرواز را سه سال پيش ساختم و امسال اكران آن تمام شد، ولي دلباخته هنوز پس از 3 سال نمايش داده نشده است. نمايش دلباخته كه در ماه رمضان اكران شده بود پس از 26 ميليون تومان فروش متوقف شد. آواز خوان فيلم ديگري بود كه در ماه رمضان و يك هفته پس از دلباخته راهي اكران شد و در روز نخست نمايش در 14 سينما فقط 700 هزار تومان فروخت. اين فيلم كه اثري ضعيف از كاظم معصومي است با وجود اجراي چند كنسرت موسيقي چنان در جذب مخاطب ناموفق بود كه به عنوان كم فروش ترين فيلم فصل در پايين ترين رديف جدول قرار گرفت. آوازخوان در مجموع 16 ميليون تومان فروش داشت كه حتي به اندازه يك روز فروش دختري به نام تندر هم نرسيد. در آخرين روزهاي فصل، همچون روزهاي آغازين فيلم هاي آن، مطرح و پرمخاطب مسافرري رخساره،، شب يلدا و سگ كشي با مضامين متنوع راهي اكران شدند تا شايد در زمستان، سردي اكران پاييز و شكست فيلم هاي اين فصل را در گيشه، جبران كنند. اگر چه زمستان هميشه فصل مرده اكران بوده است اما از آنجا كه رويدادهاي سينمايي همواره از يك روال و قاعده پيروي نمي كند، نمي توان پيش بيني كرد كه زمستان امسال سينماي ايران با حسرت به تكرار دور بسته خود خواهد نشست يا سرانجام به اكران طلايي دست خواهد يافت. علي شيدفر