Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801012-53474S1

Date of Document: 2002-01-02

هيچكس دلش براي برزيل نمي سوزد پيراهن تيم ملي برزيل را حربه اي براي بازيهاي سياسي قرار ندهيد دنيلسون، استعدادي كه شكفته نشد او يك هنرمند پابه توپ با دريبل هاي زيباست پله مرد افسانه اي فوتبال برزيل مي گويد من به دنيلسون اعتقاد دارم خداوند در وجود و نهاد اين برزيلي ها چه چيزي قرار داده است كه اينگونه با توپ بازي مي كنند. فوتبال و توپ گرد تنها اميد و عشق كودكان فقير برزيلي است كه دوست دارند مبدل به نامهاي جاودانه شوند. آرماندو نوگيراخبرنگار برزيلي مي گويد: برزيلي ها سرشار از عشق به فوتبال اند و از دنيلسون يك پديده طلوع كرده در فوتبال برزيل مي گويد و ذكرمي كند: برزيليها هميشه پيستونها و بالهاي كناري خوبي اين داشتند جوان 24 ساله يكي از آنهاست. دنيلسون متولد 24 آگوست 1977 در منطقه اي به نام سائو برناردو دوكامپو و از اهالي سائوپائولو است. او تاكنون در سائوپائولو رئال، بتيس اسپانيا و فلامينگوبازي كرده است بازي 490 ملي و 6 گل. خود او مي گويد: بهترين خاطراتم را همراه تيم ملي برزيل در كوپا آمريكا در سال و 1997 قهرماني در جام كنفدراسيونها در سال 97 و قهرماني سائوپائولو در سال 1998 به ياد دارم. اين مفسر ورزشي مي گويد: دنيلسون نشانه بارز هنر انفرادي و خلاقيت ذهني يك فوتباليست برزيلي است و حركات در عمق او خط دفاع هر تيمي را دچار آشفتگي مي كند. هنگامي كه اكثر تيمها در لاك دفاعي فرو مي روند و بسته بازي مي كنند حركات يك پيستون راست مي تواند ساختمان دفاعي يك تيم را از هم بپاشاند. هنگامي كه او يعني دنيلسون با /21 5قرارداد ميليون پوندي به رئال بتيس آمد، همه از اين انتقال انتقاد كردند و دنيلسون را يك شكست خورده پنداشتند. بازيكن جواني كه به نظر مي رسيد توانايي تحمل فشار زيادي را نداشت. حتي حامي مالي تيم ملي فوتبال برزيل شركت نايك نيز با اين امر مخالف بود، اما جواني است و هزار دردسر. سال 21 سن و آن همه دلار سبز همه را وسوسه مي كند. همان چيزي كه نبايد اتفاق مي افتاد، به وقوع پيوست. مصدوميت او، عدم آمادگي و بازگشت به صورت قرضي به فلامينگو. او اين مساله را در ذهنش مي پروراند كه شايد به مانند جونينهو كه بعد از عدم موفقيت در اتلتيكو مادريد به واسكودوگامابازگشت و بعد از سه بازي به تيم ملي دعوت شد، او نيز چنين وضعي پيدا كند و همين طورهم شد و سريعا به تيم ملي المپيك برزيل دعوت شد. دنيلسون چشم به راه و منتظر دعوت شدن به تيم ملي بود اما اين امر زماني محقق شد كه او مجددا به تيمي اروپايي بازگشت. او به تيم ملي دعوت شد اما با نااميدي بر روي نيمكت پرستاره ماريو زاگالو نشست. روزگاربر او تيره شده بود و مسائل مالي نيز مدنظر دنيلسون بود. باشگاهي مثل فلامينگو پرستاره بود و در تركيب خود بازيكناني نظير دنيلسون، پتكويچ، الكس و يا آدريانو را در خدمت داشت اما مسلما هر گل يك بوي خاص دارد. نيمكت نشيني در تيم ملي برزيل و عدم حضورش در تمرينات فلامينگو سبب شد كه مسئولان تيم حقوق او را پرداخت نكنند و حتي به ستاره اي ماننددنيلسون رحم نكرده و او را از باشگاه اخراج كردند. دنيلسون به بتيس بازگشت، اما نه مثل هميشه، نه آن صلابت و شادابي سابق را داشت و نه ديگر از آن استارتها و دريبلهاي انفجاري خبري بود. او روز به روز بهتر مي شد، با دنيلسوني كه در سائو بازي مي كرد زمين تا آسمان تفاوت داشت. همين درخشش اندك اش مسئولان و مردم را مجاب به تعريف و تمجيد از او كرد و باز به جمع زردپوشان بازگشت. خود دنيلسون در اين باره مي گويد: بعد از بروز آن مشكلات در بتيس و يك فصل كاملا بد در فلامينگو ديگر آن فروغ گذشته را نداشتم و از تيم ملي كنار گذاشته شدم. توستائو ستاره برزيل در در 70دهه مورددنيلسون مي گويد: حذف يك بازيكن فانتزي و فوق العاده تكنيكي به مانند دنيلسون كار اشتباهي بود. توانايي هاي او بيش از اين ناشكفته بود و بايد به او فرصت بيشتري مي دادند. ماريو زاگالو مي گويد: من قادر بودم كه بازيكناني مثل روبرتو كارلوس، كافو، وامپتا و ريوالدو را كنار بگذارم، اما دنيلسون مثل هميشه نبود و حركات اشتباه او كمر تيم را مي شكست. فيليپواسكولاري مربي كنوني تيم ملي برزيل مي گويد: وجود بالهاي كلاسيكي به مانند او براي هر تيمي لازم است اما واجب نيست. او تنها به درديك نيمه مي خورد و در 90 دقيقه كارايي و بازده بالايي ندارد. اما دنيلسون بعد از بازگشت ثابت كرد كه بازيكن يك نيمه اي نيست، او در بازي اي كه مقابل شيلي انجام شد و به بر 2برد صفر برزيل انجاميد دومين گل تيمش را در حالي به ثمر رساند كه 10 بازيكن را به راحتي دريبل زد و توپ در كنار دروازه آرام گرفت. دنيلسون افول كرده در تيم ملي برزيلي حضور داشت كه در تنها بازي خانگي اش به آرژانتين باخت. او مورد توجه لوكزامبورگو و امرسون ليائو نيز قرار نگرفت اما اسكولاري او را دعوت كرد و بازگشتش به تيم ملي همراه با شكست مقابل اروگوئه بود و انگار هيچ كس ديگر دوست نداشت كه اوج دنيلسون را ببيند. او در جمع بازيكنان ثابت حاضر در كوپا آمريكا در سال گذشته نيز حضور نداشت و در 24 بازي از مجموع 25 بازي مقدماتي و نهايي به عنوان بازيكن جانشين به ميدان فرستاده شد و حتي فرياد هواداران نيز چاره ساز نبود. اگر دنيلسون از اين امر ناراضي به نظر مي رسيد، پس بايد بيشتر تلاش مي كرد، شايد كم كاري از او بود. خود او مي گويد: تنها مساله اي كه سالها مرا رنج مي داد و سبب نگراني ام شده بود همين بوده اگر است مردم و مربيانم اينطورفكر مي كنندكه دنيلسون بازيكن 45 دقيقه اي است من با اين طرز تفكر مشكلي ندارم اما فشار در روي نيمكت بيشتر بود و اگر تيم متحمل شكست مي شد همه ما، حتي نيمكت نشينان مورد نكوهش قرار مي گرفتيم. توستائودر مورد دنيلسون مي گويد: من به او اعتماد خاصي دارم، اگر در تيم ملي به او زمان و فرصت بيشتري داده شود او جسارت گذشته رامسلمابه دست خواهد آورد و اگر موتورش روشن شود و طغيان كند مقابله با او بسيار دشوار است. اسكولاري نيز او را بازيكن 45 دقيقه اي مي داند، پس مشكل از كجاست، از دنيلسون ياطرز تفكر اشتباه؟ مربيان او حتي در بازي برزيل مقابل هندوراس در كوپا آمريكا كه به باخت 2 بر صفر برزيل انجاميد نيز حضور داشت. دنيلسون مي گويد: انگار همه اهرمها و پيكانهاي انتقاد بايد بر سر من فرود بيايد و هميشه بايد كاسه كوزه ها بر سر من خراب شود و بازي مقابل هندوراس باز هم يك برزخ جديد بود و همه سريعا مرا محاكمه كردند و هيچ كس فرصت و حق دفاع را به من نداد. دنيلسون به مانند خيلي ها در برزيل مورد بي مهري قرار گرفته است. روماريو، ماريو ژاردل و يا ديدا، آنها آنقدر ستاره دارند كه نيمكت داغ فوتبال برزيل ديگر جايي برايشان ندارد. در برزيل همانطور كه دنيلسون منفور است ريوالدو هم مورد نفرت هواداران است و برعكس رونالدو يك سمبل بازگشت جاويد او براي برزيلي ها به مانند پيروزي در يك جنگ نابرابر است و براي تك تك برزيلي ها غيرقابل توصيف. برزيل با اين همه سرمايه ناب و ستارگانش مشكلات عديده اي دارد. نقصان در كجاست، عده اي مي گويند: فساد مالي و عدم مديريت، اما هيچكس جرات پس زدن پرده ها را ندارد، حتي پله. او مي گويد: اين فوتبال قدمت بسيار زيادي دارد و صاحب افتخارات فراواني است، اما فقط بايد به همين بسنده من كنيم، نيز به مانند سايرين به دنيلسون و امثال او اعتقاد دارم، اما مشكل ما از جاي ديگري آب مي خورد، فوتبال برزيل علي رغم صعود به جام جهاني در ورطه و سرازيري سقوط قرار دارد، من بارها از مسئولان خواسته ام به كمك اين تيم بيايند اما گويا عده اي پشت پرده فوتبال براي اين تيم چاه مي كنند. به رتبه ما در فيفا نگاه كنيد بعد از سالها صدرنشيني حالا به مقام سوم سقوط كرديم و شايد پايين تر هم برويم، به آنهايي كه پيراهن ملي يك كشور را حربه اي براي بازي هاي سياسي و تجاري خود قرار داده اند هشدار مي دهم كه هميشه ماه زير ابر پنهان نمي ماند. فوتبال برزيل براي بازسازي و بازيابي قدرتش به يك عزم ملي و ميهني نياز دارد و فقط خود برزيلي ها مي توانند چاره ساز باشند و هيچ كس دلش براي ما نمي سوزد، پس بهتر است زمان را از دست ندهيم. مترجم: مسيح فرزانه مجله / ورلد ساكر