Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801011-53459S1

Date of Document: 2002-01-01

فلسفه اسلامي و تاثيرات آموزش فلسفه غرب فلسفه غرب بخشي از انديشه غرب و آن هم جزيي از يك مجموعه بزرگتر به غرب نام مي باشد لذا - در تعبيري ساختارگرايانه - بدون شناخت منصفانه و واقع بينانه كليت غرب، شناخت فلسفه آن، كامل نخواهد بود جستارگشايي: آشنايي با فلسفه غرب، تاثيري جدي بر فلسفه و تفكر و فرهنگ اسلامي ايران نهاده است. دليل اين امر، چالشهاي عصر جديد و مجموعه پرسشهاي عظيم مطروحه در آن حوزه است. آموزش فلسفه غرب در دانشگاههاي ايران نيز يكي ديگر از عرصه هاي جدي تاثيرگذاري آن بر تفكر و فرهنگ ما و به طور خاص بر فلسفه اسلامي است. در مقاله زير بايسته هاي تدريس فلسفه غرب در ايران و حوزه هاي تاثير آن مورد توجه و بررسي قرار گرفته است. بي ترديد فلسفه اسلامي، تنها در پرتو تعامل دقيق و عميق با حوزه هاي عام فلسفه در جهان معاصر مي تواند به شكوفايي و اقتداري درخور و اهميتي تمدني دست يابد. گروه معارف حدود يك قرن از اولين آشنايي ايرانيان با فلسفه جديد غرب مي گذرد. ( ) 1 اين تفكر كه ابتدا از راه ترجمه وارد كشور ما شد به مرور زمان جاي خود را در مجامع علمي و فرهنگي باز كرد و در برخي از دانشگاهها - و امروزه در حوزه هاي علميه - به طور جدي مورد توجه قرار گرفت و به صورت يك رشته درسي درآمد به گونه اي كه اينك شاخه ها و حوزه هاي مختلف آن در اين موسسات تدريس مي گردد. عواملي از قبيل تغيير شرايط اجتماعي - فرهنگي كشور ما، ازدياد منابع تاليف و ترجمه شده در اين باره ( ) 2 باعث اقبال روزافزون به فلسفه غرب شده لكن است به نظر مي رسد برخورد با اين فلسفه و تدريس و تحصيل آن اگر همراه با دقت هاي لازم و برنامه ريزي صحيح نباشد، كار به سامان نرسيده سهل است كه گاه موجب نقض غرض هم خواهد شد. مدعاي اين نوشتار آن است كه تدريس و تحصيل فلسفه غرب در جامعه ما مستلزم رعايت نكاتي است كه بي توجهي به آنها باعث پي آمدهايي چون استفاده كمتر از زحمات استاد و دانشجو، هدر رفتن امكانات، بي انگيزگي و حيراني دانشجويان، افت كميت و كيفيت كارهاي تحقيقي و مانند آن خواهد شد. لازم به ذكر است كه رعايت برخي از اين نكات بايستي در همان ابتداي تحصيل اين رشته - فلسفه - مورد توجه قرار گيرد. اينك به گونه اي مختصر به بيان موارد لازم الرعايه مي پردازيم: - 1 ايجاد انگيزه: انگيزه ها عوامل محرك و مشوق انسان براي حركت پرشتاب و مداوم به سوي هدف هستند. براي ايجاد انگيزه در دانشجويان، اساتيد نقش موثري دارند. براي اين كار لازم است در ابتداي تحصيل مشخص شود كه هدف و فايده تحصيل فلسفه غرب چيست و از آن چه توقعاتي بايد داشت. به عبارت ديگر اين فلسفه چه نيازهايي از ما را مي تواند برآورده هر نمايد چقدر مسير و آينده تحصيل در اين رشته روشن تر باشد، انگيزه دانشجو براي تحصيل هم بيشتر خواهد شد. به علاوه كه شور و شوق دانشجو در تحصيل، موجب دلگرمي و نشاط بيشتر استاد نيز مي شود كه گفته اند: مستمع صاحب سخن را بر سر حرف آورد. - 2 غربشناسي: فلسفه غرب بخشي از انديشه غرب و آن هم جزيي از يك مجموعه بزرگتر به غرب نام مي باشد لذا - در تعبيري ساختارگرايانه - بدون شناخت منصفانه و واقع بينانه كليت غرب شناخت فلسفه آن كامل نخواهد بود ( ) 3 و تا وقتي ما تكليف خود را در برابر غرب مشخص نكنيم تكليف مان با اجراي آن - از جمله فلسفه اش - مشخص نخواهد شد. لذا به نظر مي رسد ارائه مباحث غربشناسي مقدم باشد بر آشنايي با فلسفه غرب. در اين غربشناسي مباحث گوناگوني مطرح است كه برخي از آنها عبارتند از: - 1 تعريف غرب غربشناسي غربزدگي و... - 2 جايگاه غرب در عرصه مناسبات امروز جهان - يا جهان امروز -. - 3 غرب يك مجموعه يك پارچه و در هم تنيده است يا امكان گزينش و تفكيك هم؟ هست مثلا آيا مي توان فلسفه - يا صنعت و تكنولوژي - غرب را اخذ كرد و از پي آمدهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي آن اجتناب؟ نمود - 4 بهترين نوع برخورد با غرب كدام؟ است - 5 تاثير غرب بر روي آداب رسوم و سنن ديني و ملي و فرهنگي ما. - 6 آيا دستاوردهاي علمي فني تكنولوژي فرهنگي و اجتماعي غرب - كه زاده شرايط و ويژگي هاي آن ديار است - در جوامع و شرايط ديگري چون كشور ما نيز قابل پياده و اجرا شدن؟ است - 3 بيان تعريف فلسفه غرب: از ديرباز و در ميان فلاسفه اسلامي، رسم بر اين بوده كه در ابتداي تحصيل يك علم يا تصنيف يك كتاب، مباحث مقدماتي را مطرح مي كردند كه به رئوس ثمانيه معروف است. از اين تعداد سه مورد مهمتر كه بيش از بقيه مورد توجه قرار مي گرفت عبارت بودند از: تعريف، موضوع و هدف آن علم. مقصود از انجام اين كار آن بود كه مخاطب، در ابتداي مسير، يك آشنايي كلي با آن علم يا كتاب پيدا به كند نظر مي رسد رعايت اين مطلب در مورد تدريس فلسفه غرب نيز لازم و ضروري است. به اين معنا كه در ابتدا بايستي براي دانشجو مشخص نمود كه مقصود از فلسفه غرب؟ چيست آيا فلسفه - و اصولا تفكر و انديشه - را مي توان به زمان يا مكان خاصي نسبت؟ داد مقسم و قسيم اين فلسفه؟ چيست فلسفه شرق است يا؟ اسلامي - كه هر يك موافقان و مخالفاني دارد - اگر فلسفه اسلامي باشد، پس فيلسوفاني چون ابن رشد، ابن طفيل و... در كدام گروه قرار مقصود؟ مي گيرند از غرب در عبارت فلسفه غرب غرب، جغرافيايي؟ است كدام؟ كشورها؟ چرا وجه - يا وجوه - متمايز اين فلسفه از فلسفه هاي ديگر؟ چيست - 4 تعريف فيلسوف غربي و وظايف او: داشتن چه ويژگي هايي باعث مي شود كه يك شخص، فيلسوف غربي ناميده؟ شود وظيفه يا وظايف يك فيلسوف؟ چيست چه تفاوتي بين نگرش غربي و غيرغربي در اين باره وجود؟ دارد - 5 علل و فوايد تحصيل فلسفه غرب: يكي از مباحث اساسي و مهم كه در ابتداي آموزش فلسفه غرب بايد براي دانشجو مشخص شود علل و فوايد تحصيل اين فلسفه است. به عبارت ديگر بيان اينكه يادگيري اين فلسفه چه دستاوردهايي براي ما - به عنوان جامعه اي اسلامي و غير غربي و داراي آداب، رسوم، فرهنگ و اعتقاداتي متفاوت از خاستگاه اين فلسفه -؟ دارد مثلا موارد زير را مي توان از جمله اين دستاوردها ناميد: - 1 آشنايي با جريان هاي فكري و علمي جهان معاصر و حضور فعال در عرصه هماوردي انديشه ها. - 2 يافتن افق هاي جديد فكري و بينش نوين در بازنگري به اعتقادات، آداب، رسوم و فرهنگ خود. - 3 عبرت آموزي از فراز و نشيب و سير تحول اين فلسفه مثل عقل گرايي و عقل ستيزي (يا عقل گريزي ) افراطي و... - 4 بازشناسي و به شناسي فلسفه اسلامي با توجه به مواردي چون تاثيرات متقابل فلسفه اسلامي و غرب. - 6 ميزان توقع از اين فلسفه: از فلسفه غرب چه توقع يا انتظار ( هايي ) بايد؟ داشت اگر اين انتظارات از ابتدا مشخص و حدود توانايي هاي اين فلسفه به طور واقع بينانه روشن نشود، در ادامه كار مي تواند براي دانشجو ابهامات و سرگرداني هايي ايجاد كند، چرا كه ممكن است توقعات و انتظارات اوليه دانشجو نسبت به توانايي و كاركردهاي اين فلسفه نادرست باشد و لذا پس از مدتي تحصيل آن را امر عبث و بي فايده اي بداند. يكي از پي آمدهاي چنين نگرشي، ضعيف شدن انگيزه تحصيل است. اين مطلب با برخي ديگر از عناوين اين مقاله نيز مرتبط است، مثلا با تاثيرات اين فلسفه بر باورهاي ديني (آيا از فلسفه غرب مي توان توقع تعميق اعتقادات ديني را؟ داشت ) - 7 تبيين ويژگي هاي تفكر فلسفي غرب: به نظر مي رسد فلسفه غرب عليرغم تنوع و تكثري كه در آرا، فيلسوفان، مكاتب و نحله هاي فلسفي آن وجود دارد، داراي ويژگي ها و خصوصياتي است كه آن را از انديشه هاي ديگر - مثلا فلسفه اسلامي - متمايز آگاهي مي كند از اين ويژگي ها مي تواند به شناخت وسيع، عميق و واقع بينانه اين فلسفه و نقد و بررسي آن كمك كند. برخي از اين ويژگي ها عبارتند از: - 1 توجه به امور عيني و واقعيت هاي اجتماعي - 2 عقل گرايي - 3 انسان محوري - 4 تاثيرپذيري و بازنگري در ميراث فرهنگي و فلسفي خود- 5 ساختارشكني و ساختار آفريني بحران شكني و بحران آفريني - 6 تاثيرپذيري از شرايط فردي اجتماعي سياسي و فرهنگي فيلسوف و زمان او ( ). 4 ادامه دارد حسينعلي رحمتي پي نوشت ها: - 1 اگر مبنا را ترجمه كتاب گفتار در روش دكارت در زمان ناصرالدين شاه قاجار قرار دهيم. - 2 طبق يك ماخذشناسي در دست انجام تاكنون حدود ده هزار كتاب و مقاله در باره فلسفه غرب به زبان فارسي تاليف يا ترجمه شده است. - 3 البته در مقابل اين نگرش گروهي ديگر معتقدند كه بدون شناخت اجزا، شناخت كليت غرب ممكن نخواهد بود. - 4 البته بايد توجه داشت كه ظهور و بروز هر كدام از اين ويژگي ها در ادوار و مكاتب مختلف فلسفه غرب متفاوت بوده است.