Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801011-53452S2

Date of Document: 2002-01-01

از بتهوون تا پريوش! اخيرا بعد از تبليغات فراوان در تالار وحدت تهران شاهد كنسرتي از اركستر سمفونيك تهران به رهبري شهرداد روحاني بوديم. زماني گروهي از علاقه مندان به موسيقي كلاسيك دور هم جمع شدند تا آثار آهنگسازان موسيقي كلاسيك را به ايراني ها معرفي كنند واين كار در تهران چقدر دشوار بود و اين كه با چه مشقتي اولين تمرين ها انجام مي شد. كم كم كنسرتهاي تالار فرهنگ به مركزي براي آشنايي موسيقي دوستان با آثار كلاسيك تبديل شد. هنگامي كه اركستر ميناپوليس آمريكا به رهبري آنتال دوراتي براي انجام كنسرت به تهران آمد، تازه متوليان موسيقي متوجه شدند كه صحنه تالار فرهنگ كوچك است. آنتال دوراتي مجبور شد جلوي كاخ گلستان و در فضاي آزاد برنامه خود را اجرا كند و حضرات به فكر احداث تالار رودكي (وحدت فعلي ) افتادند كه البته حجم فضاي داخلي آن بيشتر از تالار ذكر شده بود، اما صحنه اش كماكان چه براي اجراي اپرا و چه براي اركستر بزرگ بسيار حقير است. به هر جهت صحن اين تالار محل اجراي برنامه هاي اركستر سمفونيك تهران شد و اركستر تهران هم با دعوت از فرهاد مشكات تدريجا به يك اركستر حرفه اي و قوي تبديل شد، تا جايي كه اثري پرستش مانند بهار استراوينسكي در آن با صلابت اجرا شد ونوازندگاني مانند كلاديوآراير با اركستر سولو (تك نوازي ) اجرا كردند. بعداز انقلاب با همت فريدون ناصري دوباره اركستر سروساماني گرفت و به هر زحمتي بود و با هر كيفيت قابل نقدي، سعي آقاي ناصري و اعضاي اركستر بر اين بود كه از موسيقي كلاسيك شناختي به ايرانيان علاقه مند بدهند كه البته در اين مسير مرحوم سنجري نيز دخيل بود. اما تدريجا با دعوت از بعضي از رهبران ميهمان و فقدان برنامه ريزي، اركستر، هدف اوليه خود را از دست داد و تعداد آثار تفريحي در برنامه ها بيشتر و طبيعتا از تعداد آثار جدي كاسته شد، تا جايي كه در زمستان گذشته اركستر به اركستري در حد اركسترهاي كافه اي در شهر وين تبديل شدو عمده برنامه ها شامل والس هاي (ريتم رقص ) خانواده اشتراوس بود، مثل آن چه كه در زمستان گذشته در تالار وحدت با دعوت از گروه اتريش اتفاق افتاد والبته اين كار فتح بابي شد براي سطحي نگري و زيرا عامه پسندي اشتراوس هااگرچه آهنگ سازان توانايي بودند اما هدف اوليه آنها تفريح مردم بود و نه چيزي ديگر، اما اكنون كار از اشتراوس ها نيز تجاوز كرده و به مرحله تازه تري رسيده كه اگر پدران پايه گذار اركستر سمفونيك از اين نوع فعاليت هاي هنري آيندگان مطلع بودند، هيچ گاه به فكر ايجاد اركستر نمي افتادند. آگاهان رموز بهتر مي دانندكه از نظر فرهنگي كار غيرفرهنگي بزرگتر از درآميختن شوخي وجدي نيست و اين دقيقا اتفاقي است كه در اركستر اخير افتاد و متاسفانه در جرياني هدف دار براي موسيقي با هويت ايراني در حال شكل گيري است. احتمالا به زودي شاهد اجراي جديدي از آثار جلال همتي خواهيم بود و قطعه مهوش پريوش به سمع شما خوانندگان گرامي خواهد رسيد چه طور؟ است! بهمن سميعي