Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800312-51571S3

Date of Document: 2001-06-02

امام از نگاه دوستان * آيت الله سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي: وقتي قرار شد طبق اصل قانون اساسي مسئولين صورت دارايي خود را بدهند، اول كسي كه صورت دارايي خود و متعلقين خود را ارائه داد امام بود و تمام موجوديش را نوشت و فرستاد كه الحمدلله هم موجودي درست و حسابي و چيزي نداشت. ما اقدام نكرديم و از امام نخواستيم ولي امام خودش اول كسي بود كه اقدام كرد. * آيت الله محمدرضا توسلي: يادم است كه در مراسم چهلم رحلت امام دو كشيش فرانسوي آمدند جماران. وقتي حسينيه ساده جماران يعني محل ديدارهاي امام را ديدند، خيلي شگفت زده شدند. به من گفتند: بگذاريد اينجا به همين سادگي بماند، تا دنيا بداند كه يك انسان روحاني با اين مقام، كجا زندگي مي كرده و جاي پذيرايي از ميهمانانش كجا بوده است. * حجت الاسلام و المسلمين اكبر هاشمي رفسنجاني: امام مي گفتند: من اوقاتم تلخ مي شود وقتي كه مي بينم گزارشهاي مختلفي از اطراف مي آيد، شهرباني، سپاه، ژاندارمري و همه يك مطلبي را روي كاغذ نوشته اند و فرستاده اند. امام مي فرمودند: اين چه وضعي است. * دكتر سيد هبالدين برقعي: من دوبار و در جماران توفيق زيارت حضرت امام را به دست اولين آوردم بار كه پس از ورود به منزل امام به اتاق به اصطلاح انتظار راهنمايي شدم، آن را خالي از هرگونه تزئينات و در نهايت سادگي يافتم و پس از آن به حضور حضرت امام رسيدم. ملاقات با امام در اتاقي كوچك با يك فرش بسيار معمولي و يك مبل ساده انجام گرفت. در مسير بازگشت در هر دو بار امام اصرار داشتند كه حتما حق ويزيت من پرداخته شود و اين سفارش در كنار سادگي وضع زندگي، بي تكلفي، فروتني و وقار امام كه در همان دقايق اول مشخص مي شد، حالت رضاي خاطر بسيار بالايي را در ملاقات كننده ايجاد مي كرد. * علامه محمدتقي جعفري: اين بيت بسيار پرمعنا را در نظر بگيريم كه مي گويد: تكلف گر نباشد خوش توان زيست تعلق گر نباشد خوش توان مرد سادگي و بي پيرايگي در زندگي، يكي از بهترين دلايل معرفت انساني به معناي حيات است. آرايش و پيرايش و تصنع در ارائه شخصيت به تنهايي مي تواندجهل آدمي را به حقيقت حيات و شخصيت و رشد كمال آن به خوبي اثبات ما نمايد در طول تاريخ، هيچ شخصيت رشد يافته اي را سراغ نداريم كه درصدد برآيد به وسيله تصنع در زندگي، تجسمي صحيح از شخصيت خود را در دلهاي مردم نصب نمايد. استغناي ذات آدمي، شخصيت را در مرتبه اي از رشد قرار مي دهد كه هرگز تن به آرايش خويشتن با پديده هاي چشمگير براي اهل دنيا نمي دهد. خنده طبيعي، گريه طبيعي، نگاه طبيعي، رفتار طبيعي، رويارويي ساده و ناب با انسانها كه بندگان خداوندي هستند، همه وهمه كشف از استغناي شخصيت آدمي مي نمايد. اين حالت روحي در امام ( ره ) مورد اتفاق نظر همه كساني بود كه ايشان را ديده بودند. * آيت الله سيدعباس خاتم يزدي: اوايلي كه امام به نجف آمده هر بودند، غذايي خودشان مي خوردند، از همان غذا هم به افرادي كه در بيروني بودند از جمله آقاي حاج شيخ عبدالعلي قرهي مي دادند. مشهدي حسين نقل مي كرد كه ماه رمضاني بود، چندنفري هم در بيروني بودندومقدار غذا هم مانند گذشته هيچ فرق نكرده بود. روزي آقاي حاج شيخ عبدالعلي به من گفتند: اين همه آدم كه در بيروني هستند و افطار و سحري هم مي خواهند بخورند، اين مقدار كه شما گوشت تهيه مي كنيد خيلي كم است مقداري بيشتر بگيريد (مثلااگر يك كيلو مي گرفته است، نيم كيلو اضافه كند. ) من هم بنا به توصيه ايشان، آن روز بيشتر گوشت گرفتم. مطابق معمول هر شب خدمت امام رسيدم صورت حساب را ارائه دادم، آن شب، امام با تعجب پرسيدند: چطور شد كه گوشت بيشتر از گذشته؟ گرفتي گفتم: آقاي شيخ عبدالعلي دستور دادند. امام بااين كه احترام زيادي براي وي قائل بودند ولي فرمودند: همان مقدار كه هميشه مي گرفتي، بگير. آقاي حاج شيخ عبدالعلي اگر مي خواهندغذايشان را جدا كنند! يكي از بزرگان نجف مي گفت: اين وجوهي كه دست امام مي رسيد و بين اشخاص مختلف تقسيم مي نمود، لم يسبقه سابق و لم يلحقه لاحق. تا به حال نجف مثل امام را به خود نديده است، زيرا ساير مراجع، امتيازاتي براي ديگران قائل بودند كه گاهي اين امتيازات جنبه مادي و تبليغاتي داشت، ولي اصلااين معني در نظر امام نبود. آن شهريه كلاني كه امام مي داد - كه ديگران را هم وادار مي كرد شهريه ها را زياد كنند - به تمام افراد يكنواخت پرداخت مي شد. هيچ تميزي بين طلبه ها قائل نبود. اين تقسيم امام انسان را به ياد حضرت اميرالمومنين ( ع ) مي اندازد آنگاه كه بيت المال را بالسويه بين مسلمانان تقسيم مي نمود. * حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمود دعائي: شبي كه قرار بود فردايش امام از بغدادبه پاريس بروند در هتل دارالسلام بغداد اقامت داشتيم. هتل بسيار عالي و مجلل بود. هنگام شام، دوستان ما مسئول هتل را براي شام صدا كردند. او هم با اشتياق دويد و معلوم بود كه مايل است ببيند اين شخصيتي كه عراقي ها اين همه در مراقبت از او اهتمام دارندو دقيقا از او مراقبت مي كنند، شام چه ميل مي كند. از امام پرسيد شام چه ميل؟ داريد فرمودند: مختصر نان، يك ظرف ماست، كشمش هم همراهم همين هست، كافي است، ديگر چيزي باور نمي خواهم، كنيد، آن مرد از شنيدن اين سخنان داشت ديوانه مي شد كه يك شخصيت جهاني كه دولت عراق را اين طور به وحشت انداخته شام فقط نان وماست و كشمش بخورد.