Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800312-51568S6

Date of Document: 2001-06-02

مقايسه اي بين تدارك و آماده سازي غذا و كلاس درس غذايي براي روح! تدريس در يك اشاره; چنين به نظر مي رسد كه مشابهت هايي بين تدارك، آماده سازي و تهيه و سرو غذا و برنامه ريزي درسي در يك كلاس درس وجود دارد. تعيين منابع براي يك كلاس درس بي شباهت به خريد وسايل غذا نيست و طرح درس را نيز مي توان يك دستور غذا تلقي كرد و همچنين، كلاس درس نيز شباهت خاصي به سالن غذاخوري دارد. طرح درس درست مانند دستور غذا شامل تركيبات ضروري و روش تهيه غذاست. همانگونه كه غذا بايد دربردارنده مواد غذايي لازم براي بدن باشد، برنامه درسي نيز بايد در جهت نيازها و اهداف كلي و جزيي تعليم و تربيت باشد. آنچه كه در پي خواهد آمد، نمونه اي از يك دستور غذاي روح و جسم و تشابهات موجود در آنهاست و شخص را قادر به مقايسه و ميزان اهميت آن مي كند. اهداف كلي هدف كلي در تهيه غذا عبارت است از: تهيه يك غذاي متعادل و سالم و مناسب براي يك زندگي سالم و فعال. هدف كلي در برنامه درسي آماده كردن دانش آموزان براي يك زندگي متعادل و مناسب با بهره وري از آموزشهاي صحيح است. اهداف جزيي اهداف جزيي در تهيه غذا توجه خاص به ويتامينها و املاح ضروري براي بدن است كه در صورت عدم توجه به آنها نايل شدن به هدف كلي مقدور نخواهد بود. اهداف جزيي برنامه درسي، شامل چهار محور زير است: - 1 دانش: همان طور كه در يك برنامه غذايي مواد مهمي براي يك غذا در نظر گرفته مي شوند تا نيازهاي بدن را مرتفع در كند، برنامه درسي دانش و اطلاعات ضروري، بخشي تفكيك ناپذير از آموزش هستند و حتما بايد دقت شود كه فرزندان دست خالي از كلاس درس خارج نشوند. - 2 مهارتها: همان طور كه غذا خوردن يك مناسبت اجتماعي است و راه و رسمي دارد، مثلا استفاده از قاشق و چنگال، نحوه خوردن و.. رعايت، نكات تربيتي دروس نيز بسيار با اهميت هستند. آيا نبايد دانش آموزان در طي درس مهارتهاي متناسب با آن موضوع را؟ بياموزند - 3 ارزشها: ارزشها و رفتار مادر مورد آنچه كه در ليست غذاي يك رستوران مي بينيم، به شدت متفاوت است و هر كدام غذايي را كه با ارزشهاي ما تطابق داشته باشد، انتخاب مي كنيم. آيا در يك برنامه درسي ارزشهاي متناسب با گروه دانش آموزان نبايد در نظر گرفته شود و يا اين كه نبايد آنها آگاه از آن ارزشها؟ باشند در يك برنامه غذايي، آشپز سعي مي كند كه برنامه غذايي امروز او با ديروزش متفاوت بوده و داراي تنوع بيشتري باشد. زيرا در صورت تكرار مواد غذايي و عدم تنوع مواد، بدن دچار خلل خواهد شد. بنابر اين برنامه درسي هر دوره و هر مقطع بايد متناسب با نيازها و ارزشهاي آن زمان باشد. - 4 درك و فهم: مشتريان ممكن است آنچه را كه در ليست غذاي روز باشد، دوست نداشته باشند. اما اگر چنانچه ارزش غذايي آنها را بدانند ممكن است در انتخاب خود تجديدنظر كنند و اين شناخت عاملي است درجهت تشخيص و درك آنها و شايد هم محرك اشتهايشان. در كلاس درس نيز اگر دانش آموزان درس را بفهمند و از كاربرد آن در زندگي روزمره شان آگاه شوند، حتما داراي انگيزه بيشتري براي درس خواندن خواهند شد. منابع و مواد اگر از جهت غذايي صحبت كنيم، مي توانيم موادو وسايل لازم جهت طبخ يك غذا را ذكر كنيم. مثل: آرد، شكر، گوشت و.... اما در كلاس محتويات و مواد مورد نياز ما عبارتنداز: كتب درسي، كاغذهاي كپي شده حاوي اطلاعات مربوط به درس مورد نظر، اسلايد، ويديو و غيره. مسلما هر چه بيشتر از اين محتويات استفاده شود، نتيجه تدريس ما بهتر، غني تر و پربارتر مي شود و چنانچه هر چه بيشتر از مواد با كيفيت بالاتر استفاده كنيم، غذايي بهتر و سالم تر خواهيم داشت. نقش وسايل اين عامل در آشپزي بسيار مهم است، مثلا بدون اجاق گاز فردار قادر به طبخ بعضي شيرينها نخواهيم بود. همان طور كه يك آشپز ماهر و خبره براي طبخ غذايي جا افتاده ولذيذ نياز به وسايل لازم دارد، معلم هم در كلاس درس بايد مجهز به وسايل و تجهيزاتي باشد تا درس او و روش تدريس او بيشتر مورد علاقه و توجه دانش آموزان قرار گيرد و شاگرداني فعال تر داشته باشد. روش همان طور كه در آشپزي و تهيه غذا سه مرحله مهم وجوددارد، در كلاس درس نيز اين سه مرحله مهم به چشم مي خورد: * مرحله اول - پيش غذا: كه معمولا شامل غذايي سبك و اشتهاآور است. مانند سوپ، سالاد و غيره كه خصوصا اگر لذيذ تهيه شوند، محرك اشتها بوده و شخص را براي غذاي اصلي آماده تر مي سازند. در كلاس درس نيز يك مقدمه كوتاه و جالب درباره موضوع مورد بحث، حس كنجكاوي و علاقه به موضوع را در دانش آموزان تحريك مي كند. * مرحله دوم - غذاي اصلي: كه مهمترين قسمت از يك غذاست يعني زماني كه محتويات اصلي كه ساعتها براي تهيه و طبخ آن زحمت كشيده شده است، سرو مي شود. البته اين مرحله انعطاف پذير است، زيرا در بعضي مكان ها چند نوع غذاي اصلي در برنامه غذايي وجود دارد. مثلا دو نوع خورش و مرغ سوخاري. آنچه معلم درباره درس اصلي اش بيان بايد مي كند، با تنوع ارائه، در كوتاه ترين مدت و جذاب باشد تا باعث خستگي دانش آموزان نشود. معلم مي تواند از 2 تا 3 روش و راهبرد ياددهي يادگيري براي ارائه هر درس استفاده كند تا از امر يادگيري مطمئن شود. * مرحله سوم - دسر: كه عبارت است از بخش پاياني غذا كه مانند مقدمه بايد سبك، كوتاه و دلچسب باشد و هدف از آن به جاي گذاشتن مزه دلنشين غذا زير دندان است. دركلاس درس نيز بخش پاياني درس بايد با يك موخره كوتاه و مناسب خاتمه يابد. كلاس درس به عنوان سالن غذاخوري مانند هر سالن غذاخوري كه مردم با اشتها و سليقه هاي متفاوت و گوناگون به آنجا اشتهاي مي آيند، دانش آموزان هم از نظر فراگرفتن مطالب درسي يكسان نيست. بعضي ها ممكن است خيلي گرسنه باشند و همه غذاي خود را ظرف چند دقيقه بخورند و تمام كنند، در حالي كه بقيه ممكن است اندكي يا به اصطلاح هيچ ميلي به غذا نداشته باشند و از خوردن جالبترين غذاها هم خودداري كنند. در اين گونه موارد است كه تدارك ديدن يك نوع غذاي اضافي (يك راهبرد ياددهي يادگيري متفاوت ) ممكن است باعث تحريك اشتها و گرسنه شدن دانش آموزشود. و اما نقش معلم كه همانند يك صاحب رستوران زيرك به سر هر ميزي سر مي زند و مطمئن مي شود كه مشتريانش از غذاي او راضي هستند و خوشحال از آنجا بيرون مي روند و باز هم به آنجا برخواهند گشت، بايد در كلاس حركت كند و به گروههاي دانش آموزي و يا تك تك بچه ها سر زده و از مشكلات احتمالي آنها آگاه شود. برخلاف مراجعان رستوران ها، ما در كلاس درس با دانش آموزان سر و كار داريم و لذا بايد اطمينان حاصل كنيم كه غذاها دست نخورده به آشپزخانه برنگردد (يعني اهداف از پيش تعيين شده، اجرا نشده نماند ) ودانش آموز گرسنه از كلاس بيرون نرود. نكته پاياني: درس هم بايد مانند غذا متعادل باشد، بدين معني كه غذاي پرحجم باعث سنگيني و ناراحتي معده و گاهي هم باعث برگرداندن غذا مي شود و غذاي كم هم باعث مي شود تا مشتري گرسنه بيرون برود و ديگر هرگز به آن رستوران برنگردد. غذاهاي سنگين به مصداق همان كتابهاي سخت و قطور و پرحجم و غيرقابل فهم هستند و اشتها را كور مي كنند و گاهي اوقات غيرقابل هضم مي باشند. ترجمه: دكتر عزت السادات نقاشيان عضو هيات علمي دانشگاه