Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800310-51560S2

Date of Document: 2001-05-31

اسطوره؟ چيست اهميت بارز اسطوره و بيشترين بهايي كه ما مي توانيم به آن بدهيم اين است كه اسطوره معمولا قصه اي است از رويدادهاي به هم پيوسته كه در شكلي دراماتيك بيان مي شود; قهرمانان خودش را دارد، طرحي كه از ابتدا تا ميانه و پايان داستان را در بر مي گيرد. اسطوره هاي مشهور يوناني; داستانهايي روشن و ساده اند و به همين دليل است كه مي توانند اسطوره هاي مورد بحث ما نيز باشند. در عين حال اين مطلب به اين معني نيست كه اسطوره هاي مورد بحث، ساخته و محصول ذهني شخص خيال پرداز هستند. بعضي اسطوره ها يقينا به اين معني هستند، رويدادهايي به هم پيوسته كه هرگز اتفاق نيافتاده اند، اما بيشتر اسطوره ها خصوصا اسطوره هاي سياسي; دلالت بر وجود مردمي دارند كه به راستي زيسته اند و رويدادهايي كه دقيقا اتفاق افتاده اند. ما ممكن است موافقتي با به حساب آوردن آنچه كه اتفاق افتاده، نداشته باشيم; اما آنها وجود دارند و تخيلي نيستند. اكثر اوقات اسطوره ساز داده هاي واقعي در داستانش را ابداع نمي كند; بلكه او همواره تفسير كننده واقعياتي است كه گرفته شده از فرهنگ و تمدن مشخصي است كه اين داده ها به آن متعلق چه است چيزي نشان دهنده اين است كه اين داده ها در شمار اسطوره؟ مي باشد در اين مورد همانا شكل دراماتيك داده ها است كه اسطوره آن را به صورت استدلالات منطقي و قابل تبيين حفظ كرده است، نتيجه مطلوب اين كار مباحثات استدلالي است كه به صورت حقايقي قابل قبول درآمده اند و پذيرش اين حقايق بسته به اين است كه به صورت حقايق مورد قبول واقع به شوند طور كلي اسطوره وقتي قابل قبول است كه توضيح دهنده تجربيات كساني كه معرفي كرده، باشد و برانگيزنده مفهوم منطقي كه انطباق آن با ذهن ممكن باشد. اين ديدگاه از اسطوره كلابحث برانگيز نيست، اما يكي از مطالبي است كه اسطوره شناسان عمدتا بر آن صحه گذاشته اند. بيشترين فايده اين مطلب اين است كه به ما امكان مي دهد اسطوره ها را از يكديگر تميز دهيم. نه تنها از انواع بحث هاي منطقي كه در حاشيه آن قرار دارد، بلكه از گونه هاي متفاوت داستاني كه غالبا نامفهوم هستند. به عبارت ديگر افسانه هاي رويا گونه اند كه براي مقاصد خاصي بيان شده و اين موضوعات اسطوره هاي نامتعارفي هستند كه غيرواقعي معرفي شده اند و منظور اصلي آنها جدا از جنبه سرگرم كننده شان، داراي مفاهيمي است كه بر داستانهاي اخلاقي و مهذب و تعليمي ارجح داده شده است. ضربالمثل ها و تمثيل ها به تعبير ديگر شبه اسطوره هايي هستند كه مقاصد منطقي را در حين روايت داستان به همراه دارند. اما غرض اصلي آنها تشريح قواعد اخلاقي يا اندرز دادن است. اين كار مي تواند با روايت صحيح داستان هاي تخيلي به خوبي انجام بگيرد. اسطوره هاي سياسي آن طور كه استنباط شده، روايت داستاني از جامعه اي سياسي است كه در بسياري از موارد وجود داشته و در گذشته ابداع شده و حفظ شده كه حال بايد دوباره مورد قرائتي نو قرار گيرد. اين روايت يا قرائت، به عبارتي مربوط به جامعه سياسي است كه در آينده اي نه چندان دور به وجود خواهد آمد، اين اسطوره ها به منظور آگاهي انسانها و تكامل دانش شان روايت شده اند. به هرحال طبق روايت اين اسطوره ها، جامعه سياسي به مثابه چيزي دلخواه و مطلوب به نظر نمي آيند. در جوامعي كه محور حاكميت آنها بر مدار وجود احزاب و گروههاي سياسي قرار دارد كه يا از نظر سياسي ناديده گرفته شده اند يا از فرط رعايت نظم و قانون بي فايده و بي اثر شده اند، اين گروههاي سياسي ممكن است به اين نتيجه برسند كه تا موقعي كه اين سياستها برقرارند امكان رسيدن به آزادي و امنيت دلخواه آنان وجود ندارد و هنگامي آزادي مورد نيازشان برقرار مي شود كه اين سياستها دگرگون شوند. بسياري از اسطوره ها در اين باره يا جدا از اينها تشريح كننده اين نظريات هستند. (اسطوره هاي ژرمني يا اسطوره هاي مسيحي و ملياناليستها از اين قبيل اند ). اسطوره هاي اينچنيني به ظن قوي بايد بيشتر ضد سياسي تلقي شوند تا سياسي. تعداد كمي از آنها سرانجام از عهده وظايفي كه در جوامع سياسي داشته اند برآمده اند و به همين دليل است كه داراي جايگاهي در بررسي ما هستند. اسطوره سياسي قطعا نمي تواند براي مردمي كه در جوامع سياسي زندگي مي كنند قابليت عنوان كردن داشته باشد. در واقع اسطوره سياسي غالبا مخاطبانش را در ميان مردمي پيدا مي كند كه تفكر شخصي شان اينست كه جامعه سياسي چيزي دور از دسترس بوده و يا اينكه هنوز به دست نيامده است. به همين دليل نوع فعاليت تجويزي چنين اسطوره هايي به ندرت فعاليت سياسي است، گروههايي كه طالب موجوديت سياسي باشند يا اميدوارند روند سياسي را متوقف سازند، ممكن است فكر كنند وجوه عمده و اساسي در اسطوره سياسي و نوع فعاليتي كه تجويز مي كند مهاجرت كردن، آشوب و جنگ باشد. خلاصه كلام آنكه اسطوره هاي سياسي بدين شكل داستان مردمي است كه تصوري از جامعه سياسي ندارند و هرگز در فعاليتهاي سياسي شريك نبوده اند. بسيار فراتر از اين مطلب; اسطوره هاي سياسي افسانه گروههايي خاص است. قهرمانان مخصوص به خودش دارد. انفرادي نيست بلكه به صورت قبيله اي و ملي و نژادي، طبقه اي يا حتي احتمالا مجموعه اي از تبعيديان و مهاجرين را در بر مي گيرد. اين موارد خاص غالبا، در اسطوره نماد مي يابند اما اين تصويري از گروههاي موجود در اسطوره است كه به نحوي حامل مقاصد اسطوره هستند و در آخرين تجزيه و تحليل گروههايي كه به مثابه قهرمانان در اسطوره سياسي عمل مي كنند گروههايي اند كه اجراي مقاصد اسطوره به عهده شان گذاشته شده است. نظير ساير اسطوره ها، اسطوره سياسي توضيح دهنده وقايعي است كه وي معرفي مي كند و اين كار عرضه كننده تجربه گروههاي خاصي است كه بسيار منسجم هستند. اسطوره با اين كار به اين گروهها كمك شاياني در شناخت دنيايي كه در آن بسر مي برند كاري مي كند اينچنين به وسيله توانايي دادن به گروهها در مشاهده وضعيت كنوني شان است كه به مثابه بخشي از يك داستان در آمده است، اسطوره سياسي ممكن است توضيح دهنده اين مطلب باشد كه چگونه يك گروه به وجود مي آيد و مقاصدش چيست. ممكن است توضيح دهد كه چه چيزهايي تشكيل دهنده اين گروهها است و چرا اين گروهها خودشان را در معضلات فعلي درگير كرده اند و نه تقريبا; بلكه غالبا مدافع اين گروه ها و نويدبخش پيروزي نهايي آنان است. خلاصه كلام اسطوره برآورد كننده آينده است; به همان روشني و شفافيتي كه حال قابل درك است و همانطور كه ما قانع شده ايم اين محاسبه تنها توضيح يا تبيين نيست، بلكه يك توافق منطقي است. بسط و گسترش قلمرويي كه حتما كمك به يكپارچگي گروههايي كه در اصلي ترين مبارزه طلبي و چالش مي تواند كمكي به توافقي اجتنابناپذير با همديگر در جهت تغيير اوضاع ناخوشايند و نامطلوب باشد و در جايي كه اسطوره سياسي وراي افسانه اي از جوامع سياسي است كه غالبا موجود است، ممكن است قانون مقدس اين جوامع نيز شمرده شده و الهام بخش گروههايي باشد كه با اطمينان به مقصدشان و پيروزي و پيشبرد دستاوردهايشان به پيش مي روند. ديدگاه هاي اسطوره اي كه ذكر شد غالبا توصيفي معمولي و طبيعي دارد. در وضعيتي مطلوب ممكن است پاره اي از تئوري هايي باشد كه غالبا داراي موضوعاتي بغرنج و پيچيده بيش از حد لزوم است. اسطوره سازي، در نهايت غايت رفتارو كنش انسانهاست. اسطوره ساز نه كمتر و نه بيشتر از جنگ - اعتصاب و هرج و مرج را مورد توجه قرار مي دهد. مشكلاتي كه ما با آن مواجه ايم در درك اسطوره هايي است كه هيچ تفاوتي با معضلات و مخاطراتي كه انسانها با آن روبرو هستند ندارند، به يقين اسطوره ها، كاملا ساده، پديده هاي خارق العاده تاريخي اند و اگر ما آرزومنديم كه آنها را بفهميم; بايد به موقعيت دقيق و تاريخي وقوع آنها توجه كافي مبذول كنيم. نوشته: هنري ترجمه /تودور: مهناز صارم اصلاني