Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800310-51560S1

Date of Document: 2001-05-31

رسانه ها و انتخابات ( بخش آخر ) منشور انتخاباتي رسانه ها فعاليت تبليغاتي و اشاره در شماره نخست مطلب رسانه ها و ديدگاههاي انتخابات دكتر محسنيان راد و مهندس جهانگرد درباره نقش رسانه ها در برگزاري يك انتخابات سالم و عقلاني كردن آن، مطرح شد، در ادامه ديدگاههاي ديگري از اين دست از نظرتان مي گذرد. گروه انديشه محمدمهدي فرقاني: نقش رسانه هاي مستقل و مردمي را در جريان انتخابات مي توان در چند زمينه مورد ارزيابي قرار داد: الف: فراهم ساختن امكان رقابت سالم و آزاد ميان كانديداها و تامين عدالت اطلاع رساني درباره آنها به مردم. ب: قرار دادن گزينه هاي مختلف در دسترس مردم، به اين معنا كه مردم بتوانند از حق انتخاب و قدرت انتخاب خود به نحو احسن استفاده كنند و آنچه را در جهت خير و صلاح خود و مصلحت عمومي جامعه مي دانند عمل كنند. ج: بالا بردن در خردانتخاب جامعه، به نحوي كه مردم، مناسبترين گزينه را با توجه به منافع و مصالح ملي انتخاب كنند واطلاعات مبهم، ناقص و گمراه كننده، آنها رادچاراشتباه نكند. د: شفاف سازي فضاي اطلاع رساني در زمينه ظرفيت ها، افكار وتوانايي هاي بالقوه كانديداها و معرفي برنامه ها، ديدگاه ها وعلايق آنها بويژه در مورد مقوله هاي جدي واساسي همچون آزادي ودموكراسي، قانون، عدالت، حرمت مردم و حريم خصوصي آنها، شايسته گرايي، نگرش به نخبگان فكري و سياسي، سياست خارجي، اقتصاد، فرهنگ و... _ه: پرهيز از ايجاد هيجان هاي كاذب، تنش ها و درگيري هاي فرساينده و بي نتيجه، غلبه احساسات بر تعقل، كه تنها از طريق دسترسي مردم به اطلاعات صحيح، كافي و بهنگام و ارائه تحليل هاي عميق و نيز واقع گرايي در برخورد با كانديداها ميسر است. و: پرهيز از اعمال گرايش هاي سياسي و جناحي خاص در مورد رسانه هاي ملي، غيرحزبي و مستقل و شفاف بودن موضع رسانه هاي حزبي به منظور به حداقل رساندن ضريب خطاي مردم در تصميم گيري و مشاركت. ز: افزايش و ارتقاي سطح مشاركت عمومي در انتخابات از دو بعدكمي و ترديدي كيفي نيست كه خرد در انتخاب كنار كميت و ميزان مشاركت فيزيكي مردم، اهميتي خاص دارد و رسانه ها در اين زمينه مسئوليت سنگيني دارند. ح: اعمال نظارت و مراقبت نسبت به عملكرد مسئولان ودست اندركاران و صاحبان اختيار قدرت، ومسئوليت وكاهش امكان تحميل خواست ها و علايق ومنافع خاص آنها بر جريان انتخابات و خرد جمعي. ط: افشاگري ونيز آگاه سازي وهوشيارسازي مردم در قبال سوءاستفاده ها و انحراف جريان انتخابات از مسير سالم و صحيح آن. ي: حفظ آرامش، تقويت وحدت وانسجام ملي و ترسيم چشم اندازهاي روشن از منافع و مصالح كلان ملي صرفنظر، از خواست وتمايل افراد و گروههاي خاص. در حال حاضر به نظر مي رسد كه بسياري از مطبوعات ما چنين قابليت و ظرفيت بالقوه اي را دارند اما در هر حال مي بايست در جريان انتخابات، بيش ازپيش به نقش حساس و سرنوشت ساز خود واقف باشند. صدا و سيما نيز كه رسانه ملي است مي بايست هم به حكم قانون و هم به اعتبار وظيفه ملي خود بندهاي ده گانه فوق را به عنوان منشورفعاليت تبليغاتي و رعايت انتخاباتي كند. البته وجود برخي گرايش هاي خاص، نقش گروه هاي منافع فشار، جناحي و گروهي ودغدغه كسب قدرت را مي توان به عنوان بخشي از موانع تحقق اين اهداف برشمرد. ليلا رستگار: رسانه ها به عنوان جزيي از عناصر اصلي نظام ارتباطات سياسي مي توانند نقش اساسي در ايجاد شوق در بين توده هاي مخاطب داشته باشند و آنها را براي حضور در اين مشاركت جمعي برانگيزند. بسيج پيام گيران مي تواند از طريق ايجاد شناخت و بهره گيري از نقش آموزشي و اقناعي وسايل ارتباط جمعي انجام گيرد. هر قدر مطبوعات در اين ايجاد اشتياق، از شيوه هاي حرفه اي تر و منطقي تري استفاده كنند و به جاي تكيه بر ارتباطات يكسويه و شيوه هاي تهييجي كم بر عمق، ارتباطات تحليلهاي دوسويه، آموزش عميق، و ويژگي هاي اصيل اجزاء انتخابات، انتخاب شيوه هاي حركت منطبق بر شرايطبومي و مراقبت از منافع عمومي جامعه، تاكيد كنند، طبيعي است كه از بستر عقلاني تري عبور كرده اند، كه متاسفانه بسياري از رسانه هاي ما در بستر ناآگاهي و يا كم آگاهي برخي مخاطبان در زمينه انتخابات، بيشتر بر، برانگيختگي سطحي توده هاي پيام گير سرمايه گذاري مي كنند تا در جهت تعميق آگاهي پيام گيران و انگيزش حس مشاركت واقعي در آنان. در پاسخ به بخش دوم اين پرسش بايد بگويم ما در شرايط بسيار خاصي از بابت نظام ارتباطات قرار داريم. متاسفانه شرايط موجود كمتر اجازه رشد رسانه هاي مستقل را مي دهد. آنچه ما امروز داريم، بيشتر يا رسانه هاي حكومتي و غيرمستقل از نيازهاي حرفه اي است و يا رسانه هاي حزبي و جناحي كه طبيعي است نيازهاي رسانه اي را در گرو خواسته هاي حزبي و جناحي قرار مي دهند; و نشريات اندكي كه مستقل از وابستگي هاي حكومتي يا وجود حزبي، دارند در چنبره مشكلات به سختي ايستادگي مي كنند و براي اين ايستادگي، بهاي سنگيني نيز مي پردازند. اما در باره اينكه رسانه ها براي ايفاي نقش كليدي خود چه موانعي را پيش روي خود دارند، من تنها اشاره مي كنم به پژوهشي كه دكتر محسنيان راد در مقوله انتقاد در مطبوعات 78 در دارد اين پژوهش مطرح شده كه بررسي 162 ساله تاريخ مطبوعات ايران حاكي از آن است كه فقط در 3 درصد از اين مدت، مطبوعات از آزادي همراه با تكثر برخوردار بوده و 97 درصد بقيه روزگار ديگري داشته اند كه در اين تحقيق به صورت يازده دوره متمايز توصيف شده اند: - 1 عصر مطبوعات دولتي - 2 مطبوعات آزاد و فحاش - 3 مطبوعات در خفقان - 4 مطبوعات آزاد و خودسانسور- 5 عصر دوم مطبوعات در خفقان - 6 مطبوعات حزبي آزاد و فحاش - 7 مطبوعات خنثي و غرب زده - 8 مرحله هشتم با پيروزي انقلاب اسلامي آغاز و به عنوان مطبوعات متكثر آزاد مطرح شده است - 9 مطبوعات پرده پوش و بسيج گر- 10 مطبوعات متعدد خود سانسور- 11 مطبوعات متكثر آزاد با كاركرد حزبي و دوره دوازدهم كه از بهار 79 با بستن همزمان هفده نشريه آغاز شد و از محدوده اين تحقيق خارج است. پس مي بينيد كه تنها يكي از اين موانع اين است كه مطبوعات به طور خاص و رسانه ها به طور عام، شرايط آزادي را كمتر تجربه كرده اند كه نياز اصلي رسانه هايي است كه مي خواهند به درستي به وظايف خويش عمل كنند. * امروز ما در شرايطي قرار داريم كه سيطره بي امان اطلاعات در سراسر جهان، گسترش روزافزون يافته و در زمينه اطلاع رساني و تكنولوژيهاي اطلاعاتي و ارتباطي تحولي شگرف پديدآمده; به گونه اي كه كليه عرصه هاي سياست، اقتصاد، فرهنگ و غيره را تحت الشعاع قرار داده است. اين مساله و همچنين آثار بي توجهي و عقبافتادگي از اين تحولات جهاني را چگونه ارزيابي؟ مي كنيد - يونس شكرخواه: در مورد آثار عقبماندگي رسانه هاي ما از تحولات جهاني در عرصه ژورناليسم، بايد بگويم اين فاصله از جنبه زياد محتوايي، نيست، در حال حاضر، در ايران يك نوع روزنامه نگاري تحليلي حاكم شده است كه اين يك نقطه قوت است و چون منابع دسترسي به اخبار در جهان معاصر براي مردم بيشتر شده است، طبعا اين برخورد تحليلي - كه خلا رسانه هاي الكترونيك نظير اينترنت است - يك مميزه و يك نقطه قابل اتكاست. اما معتقدم از جنبه تكنولوژيك بسيار عقب هستيم. منظورم روزنامه نگاري ديجيتال است. در اين زمينه خيلي عقب مانده ايم و اگر وضع به همين منوال باقي بماند حتي از جنبه ارتباطي بين المللي هم دچار اشكال خواهيم شد. من فكر مي كنم اين پرسش شما كه يك پرسش آسيبشناختي در زمينه ژورناليسم ديجيتال است نياز به چندين بررسي و سمينار دارد و در حوصله يك پرسش كوتاه نيست. فقط تكرار مي كنم از جنبه محتوايي مساله، مشكل چنداني نداريم. ولي از جنبه تكنولوژيك و همچنين تكنيكهاي روزنامه نگاري خيلي گرفتاري داريم و اين امر به خصوص به سرعت اطلاع رساني آسيب مي زند. گفتم اطلاعات گرانبهاترين كالاي دمكراسي است و اضافه مي كنم اين كالا فاسد شدني هم هست و بايد زود به دست مخاطبان برسد و اين سرعت هم فقط و فقط با مسلح شدن به تكنولوژيهاي مدرن و ديجيتال ارتباطي به دست مي آيد. - مهندس جهانگرد: در مورد اين سوال شما، به نوعي در قسمت اول صحبت شد ولي همان طور كه شما نيز متذكر شده ايد امروز گستره فناوري اطلاعات و ارتباطات ( ICT) به قدري فراگير شده و انقلاب ICT چنان تاثيري در تمام زمينه هاي جامعه از قبيل سياست، فرهنگ، اقتصاد و حتي هنر گذاشته است كه گذر كردن از اين تاثير و نديده گرفتن آن انكار واقعيت است. امروزه ارائه اخبار و ايده ها، گرايشها، فرهنگ، معماري و هنر از طريق اينترنت و شبكه هاي اطلاع رساني به صورت وسيع انجام مي شود. تراكنش هاي اقتصادي كه از طريق شبكه اينترنت انجام مي گيرد به صورت غيرقابل باوري بالاست. بحث آموزش از راه دور و يا آموزش از طريق اينترنت تقريبا در اغلب دانشگاههاي دنيا به عنوان يك محور مطرح است و در ساير شئونات اجتماعي نيز فناوري اطلاعات و ارتباطات تاثيرگذار بوده است. در كشور ما نيز، تحولات بسياري در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات صورت گرفته است. در حال حاضر كشور داراي تعداد كثيري مركز ارائه خدمات اينترنت ( ISP) است و شركتها، ادارات و سازمانهاي دولتي و خصوصي زيادي شبكه هاي اطلاع رساني ايجاد كرده اند. در مجموعه وزارت پست و تلگراف و تلفن (شركت مخابرات ايران ) يك استخوان بندي محكمي براي اينترنت به وجود آمده است و نيز شبكه ملي IP كشور در حال راه اندازي است. ولي بايستي تلاش بيشتري داشته باشيم تا هرچه سريعتر خود را به استانداردهاي جهاني نزديك كنيم; چرا كه در صورت نرسيدن به اين استانداردها هزينه هاي بسياري را بايستي در زمينه هاي اقتصادي و تكنولوژيكي بپردازيم. به طور مثال بحث تجارت الكترونيكي (يعني كاربرد ارتباطات و انتقال اسناد الكترونيكي در امر تجارت و نيز ايجاد مراكز تصديق گواهي اسناد و امضاي الكترونيكي ) آن قدر جدي است كه در صورتي كه ما نتوانيم اين امور را در كشور جاري سازيم; مراوده مالي ما با ساير كشورها اگر نگوئيم غيرممكن است، بسيار مشكل و هزينه آور خواهد بود. از ديدگاه فرهنگي نيز در صورت عدم ايجاد مراكز اطلاع رساني از بعد داخلي و خارجي، چگونه مي توانيم پاسخگوي نيازهاي نسل جوان و پاسخگوي سوالات آنها باشيم و يا انتظار داشته باشيم رجوع آنها به سايتهاي بيروني صرفا براي تحقيق باشد. - محمد مهدي فرقاني: امروز مردم بيش از هر زمان، امكان دريافت اطلاعات متنوع، از مجاري متعدد و در نتيجه مقايسه عملكرد رسانه هاي داخلي با ساير مجاري اطلاع رساني را دارند. به نظر نمي رسد كه ما در حال حاضر از حيث سخت افزاري و امكانات فيزيكي در زمينه اطلاع رساني و نيز دريافت اطلاعات، مشكل جدي اي داشته باشيم. مساله اصلي، مساله فكري، فرهنگي و بينشي است. نگاه توسعه نيافته به عرصه اطلاع رساني، اطلاعات را به مثابه كالاي ممنوع يا انحصاري مي بيند و اساسا انتشار آن را عامل تزلزل ثبات و امنيت ملي مي شناسد. در حالي كه امروز امنيت و ثبات ملي در سايه آگاهي مردم و آمادگي آنها براي روبه رو شدن با موقعيت هاي پيش بيني نشده، تامين مي شود. حق كسب اطلاع مردم امروز يك حق طبيعي و مشروع و به رسميت شناخته شده در عرصه بين المللي است و هر عاملي كه مانع تحقق اين اصل شود برضد مصالح عمومي عمل خواهد كرد. مشكل عمده ما در عرصه اطلاع رساني، عدم توليد و عدم توزيع اطلاعات است و اين در وهله نخست، يك گره علمي - فرهنگي است، نه ابزاري و تكنولوژيك و حل اين مشكل نيز زمان بر وتدريجي است. معصومه كيهاني