Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800310-51556S6

Date of Document: 2001-05-31

نشر، صنعتي كه نياز به دم مسيحايي دارد! اشاره; دكتر سيامك رضا مهجور يكي از ناشران فعال شيراز است كه مديريت سه انتشاراتي را به عهده دارد. دكتر مهجور داراي دكتراي طراحي نظام هاي آموزشي و فوق دكتراي ارتباطات جمعي از دانشگاه دولتي فلوريداي آمريكاست. اين استاد دانشگاه علاوه بر 15 عنوان كتاب كه در خصوص ادبيات كودكان نوشته، دوازده عنوان كتاب آموزشي دانشگاهي نيز تاليف و ترجمه كرده است. در چهاردهمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران، فرصت كوتاهي دست داد تا با دكتر مهجور در باره مسايل نشر كشور به گفت وگو بنشينيم. اين گفت وگو در پي مي آيد. * به عنوان يك نويسنده، مترجم و ناشر وضعيت نشر را چگونه ؟ مي بينيد - امروزه صنعت نشر در واقع بحراني ترين مراحل خود را مي گذراند. بايد قبول كرد نشر در حال حاضر در كشور ما نيمه جان است. فقط در اين ميان عده اي عاشق از تمامي زندگي خود از لحاظ مادي و معنوي گذشته اند تا با دم مسيحايي خود آن را زنده كنند. * آيا سياست هاي حمايتي وزارت ارشاد نتوانسته جوابگوي اين بحران؟ باشد - نمي دانم سياست هاي حمايتي به چه؟ مي گويند آيا خود را همپاي كاغذ و مقوا فروش كردن و با بازار رقابت كردن حمايت از صنعت نشر؟ است به نظر من اصولا وارد شدن وزارت ارشاد به اين مقوله خود باعث به هم ريختگي، آشفتگي بازار كاغذ و مقوا مي شود. بهتر است به رابطه قيمت كاغذ و مقوا با صدور حواله كاغذ از طرف ارشاد توجه كرد. هر زمان حواله صادر مي شود قيمت در بازار افت مي كند و هر وقت صدور حواله به تاخير مي افتد قيمتها سرسام آور افزايش پيدا مي كند. * به نظر شما وزارت ارشاد نبايد كاغذ؟ دهد - اجازه دهيد مساله را به صورت ديگر بررسي كنيم. گويا نظر وزارت ارشاد از توزيع كاغذ، جلوگيري از رشد قيمت كاغذ است. علت اين امر نيز عدم همخواني مصرف با توليد كاغذ است. مشكلي كه در همه زمينه ها بر ما حاكم است. ارشاد براي مبارزه با افراط در مصرف كاغذ، سهميه اي براي ناشران تهيه كرده است، آيا بهتر نيست ارشاد سياست خود را تغيير دهد و جريمه اي براي مصارف افراطي كاغذ در نظربگيرد، يعني چاپخانه ها را موظف كند براي چاپ هر نوع كاري غير از كتاب مجوز لازم را از ارشاد دريافت كنند و آن وقت ارشاد در مقابل صدور اين مجوز مبلغي بگيرد كه مساله افراط در كاغذ نيز بدين شكل از بين برود. * آيا اصولا اين سهميه ها در رابطه با وزارت ارشاد مساله اي ايجاد؟ مي كند - ببينيد، سوال اصلي اينجاست كه مقام هر يك از اين دو قطب؟ كجاست آيا وجود و بقاي ناشر وابسته به ارشاد؟ است يا وجود و بقاي ارشاد وابسته به؟ ناشر و يا وجود و بقاي هر دو وابسته به هم؟ است متاسفانه برخورد وزارت ارشاد بدين گونه است كه وجود و بقاي ناشر وابسته به اوست. * به نظر شما براي حل اين مساله چه بايد؟ كرد - از نظر من سياستهاي وزارت ارشاد سياستهاي مقطعي و بسيار خرد است. وزارت ارشاد نياز به سياست گذاري در سطح كلان دارد. كدام تحقيق و پژوهشي در زمينه اعتلاي صنعت نشر انجام شده؟ است كدام دعوت از متخصصين دانشگاهي و تحصيلكرده و مرتبط با اين صنعت در وزارت ارشاد صورت گرفته؟ است بايد كاري كارشناسانه به صورت كلان صورت گيرد تا بتوان گفت چكار بايد كرد. * برگزاري نمايشگاه كتاب را چگونه ارزيابي؟ مي كنيد -من بيشتر، نمايشگاه را به صورت بازار مكاره اي ديدم كه هر كس سرش به كاري گرم است. نگاهي به خيابانهاي نمايشگاه بيندازيد، من به عنوان يك ناشر و نويسنده از اين جمعيت خجالت در مي كشم كجاي دنيا مظلوم تر و مشتاق تر از اين مردم سراغ داريد. مردمي كه با تحمل هزاران زجر و زحمت كتاب به دست، دوان دوان از اين سالن به آن سالن مي روند، هواي دم كرده سالنها را استشمام مي كنند و حرفي نمي زنند. آيا اگر مردم ما اين همه مهربان و صبورند، بايد سوءاستفاده كرد، آيا امكان ندارد كه آنها را از زحمت حمل اين همه كتاب نجات؟ داد تو را به خدا نگاهي به چهره خسته زنان و مرداني كه بسته هاي كتاب را با زحمت از اين سالن به آن سالن مي برند و آخر سرهم بايد ساعتها منتظر پيدا كردن يك ماشين براي رفتن به خانه باشند، بيندازيد و آنگاه نجابت و مهرباني اين مردم را دريابيد. با ديدن اين خيل مشتاق سوالي براي من پيش آمده است. چطور مي شود كه مردم چنين مشتاقانه درصدد تهيه كتاب هستند و از آن طرف ناشران فرياد از پر بودن انبارهاي خود مي كنند و هر دو طرف نيز راست مي گويند، آيا در اين ميان حلقه مفقوده اي به چشم نمي خورد، آيا تشكيل اين نمايشگاه براي رفع تكليف؟ نيست كه هيچ، اما اگر كاري فرهنگي است، چگونه است كه هنوز مشكلات اولين دوره در نمايشگاه به چشم مي خورد. * يعني عقيده داريد نبايد نمايشگاه، اين چنين برپا؟ شود -نه منظور من اين نيست، بلكه برعكس اعتقاد دارم كه تشكيل يك نمايشگاه در سال كم است. مي توان نمايشگاههاي متعددي تشكيل داد. به اقصي نقاط ايران رفت، كتابها را به صورت موضوعي در اختيار مردم قرارداد و هزاران كار ديگر، وقتي اين همه مشتاق هست غفلت از خدمات رساني به آنها نابخشو دني است. چه كسي بايد بعد از برپايي چهارده نمايشگاه پاسخگوي كاستيهاي تكراري باشد. * در مورد انتخاب ناشر نمونه چه نظري؟ داريد -از صميم قلب به تمامي دوستاني كه به عنوان ناشر نمونه انتخاب شده اند و بحق هم انتخاب شده اند، تبريك مي گويم. اما به اسامي ناشران دقت كنيد. آيا ناشري كه در چهارده دوره نمايشگاه شش هفت بار به عنوان ناشر نمونه انتخاب شده نشانه افتخار است يا نشان از فرهنگ ما دارد. آيا تا به حال از خود پرسيده ايد چرا ساير ناشران نمي توانند به فعالي ناشران نمونه باشند. ببينيد در اين زمينه ما دور باطلي طي مي كنيم. ناشر نمونه از امكاناتي برخوردار مي شود، اين امكانات قدرت فعاليت او را ازياد مي كند. با فعاليت زيادتر كار بيشتري ارائه مي دهد و دوباره ناشر نمونه مي شود. آيا امكانات نشر اين ناشران نمونه با امكانات نشريك ناشر گمنام در گوشه اي دور از اين مملكت يكسان؟ است چرا ضوابط انتخاب ناشر نمونه را تغيير؟ نمي دهيد چرا اين امكان را براي معرفي ناشران نمونه ديگر در ابعاد مختلف آماده؟ نمي سازيد * به عنوان آخرين سوال نظرتان در مورد خريد كتاب از ناشران؟ چيست - اين گونه حمايتها مقطعي است و به هيچ وجه نمي تواند كارساز باشد. اين اعمال به جز اينكه باعث سوء تفاهم هايي شود چه نتيجه اي به بار آورده؟ است به طور مثال من به عنوان مدير مسئول و مدير اجرايي انتشاراتي كه تقريبا جزو ناشران فعال اين كشور هنوز است، نتوانسته ام يك جلد كتاب به وزارت ارشاد بفروشم و هر بار هم كه دنبال ضوابط خريد كتاب مي روم بي نتيجه و مايوس برمي گردم.