Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800310-51555S1

Date of Document: 2001-05-31

شيوه مقابله با عود يا بازگشت اعتياد مطالعه آمار مربوط به بازگشت متعاقب درمان معتادان به مراكز بازپروري زندانها و مطبهاي خصوصي در ايران بيانگر ناكامي روز افزون الگوهاي درماني متمركز بر مسموميت زدايي يا همان شيوه هاي سنتي ترك اعتياد بدون در نظر گرفتن ابعاد رواني، اجتماعي و.. موثر درباز پيدايي الگوهاي بيمارگون مصرف مواد است. در الگوهاي پيشگيري ازبازگشت، به جاي تاكيد بر قطع مصرف دارو، بيشتر به مشكلاتي كه افراد معتاد پس از ترك و بازگشت به جامعه با آنها روبه رو هستند، پرداخته شده است. البته روشن است كه در كشور ما به لحاظ كمبود امكانات مالي و تخصصي و نيز ميسر نبودن پيگيري مداوم وضعيت افراد ترخيص شده (ترك كرده ) مراقبتهاي، پس از ترخيص هنگامي موثر واقع مي شوند كه بتوان متناسب با نيازها و ويژگيهاي رواني، اجتماعي خاص هريك از مددجويان فنون خود راهبري و آموزشهاي اجتماعي - رفتاري پيشگيري از بازگشت الگوهاي مصرف مواد را به آنان آموخت. جهاني بودن مشكل اعتياد، خطرات مختلف اعتياد (از جمله مشكلات و معضلات خانوادگي، فساد، بي ثباتي سياسي و اقتصادي، تهديد امنيت ملي و.. ) براي جوامع (بخصوص جوانان جامعه ) توجه، به هزينه هاي تحميلي و سنگين اعتياد در نتيجه كاهش توليد، مخارج درمان و بازپروري، مخارج و هزينه هاي اجراي برنامه هاي پيشگيري، صدمات ناشي از جرائم مرتبط با اعتياد و مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر، لزوم مشاركت مردم و دولت در امر درمان و بازپروري و اهميت دوره پس از درمان را نشان مي دهد. با توجه به ميزان بالاي عود اعتياد در معتادين كشورهاي مختلف ( 60 الي 70 درصد ) و صرف وقت و هزينه زياد براي درمان بهتر است كه فعاليت بيشتري در زمينه پيشگيري از عود اعتياد و شناخت علل عود انجام گيرد. تعريف عود (بازگشت به اعتياد ) عود موقعيتي است كه شخص قادر به ادامه تعهد خود در مقابل برنامه هاي درماني نبوده و بنابر اين به مصرف مجدد مواد مي پردازد. بنابر اين تنها هنگامي مي توان مدعي شد كه عود صورت گرفته كه عليرغم اعمال برنامه هاي جامع درماني، شخص مجددا به مصرف مواد روي مي آورد. برخي از محققين معتقدند: - 1 عود يك عمل اجتماعي پيچيده است كه شامل چهار مرحله مي باشد: مرحله اول - شخص ممكن است به مكانهايي كه قبلا جهت مصرف مواد به آنجا مي رفته مراجعه كند و با دوستان قبلي خود كه با آنها مواد مصرف مي كرده ارتباط مجدد برقرار كند، در جلسات درماني كمتر شركت كند، ارتباط خود را با درمانگر كاهش دهد و.. مرحله دوم شخص به مصرف مجدد مواد مي پردازد. مرحله سوم - شخص مقدار مصرف را بالا مي برد و در مرحله چهارم - شخص در جستجوي كمك برمي آيد. - 2 عود عبارتست از مصرف روزانه و متوالي مواد به مدت خاص - 3 عود پيامدي از سوء مصرف مواد است كه نياز به پذيرش مجدد جهت درمان را سبب مي شود. - 4 عود واقعه اي است كه با بازگشت به سوي مصرف مواد آغاز مي شود. - 5 عود فرآيندي است كه تدريجا و در طي زمان به شروع مجدد مصرف مواد منجر مي شود. - 6 عود رفتاري خودكار است كه براساس تصميمي ناخودآگاه اتفاق مي افتد. - 7 عود به معناي عدم موفقيت است ولي شكست محسوب نمي شود و فرصت براي سعي مجدد وجود دارد. برخي عوامل كه مي توانند منجر به شروع روند عود (بازگشت به اعتياد ) شوند عبارتند از: خانواده آشفته بسياري از افراد معتاد دچار نوعي بحران در خانواده هستند كه در مورد افراد متاهل جوان اختلاف با همسر از يك سو و اختلافاتي كه با خانواده همسر دارند و از سويي ديگر اختلافاتي كه با پدر، مادر، برادر، خواهر و... بقيه افراد فاميل دارند شرايط روحي سختي را براي فرد ترك كرده بوجود مي آورد كه بيشتر بصورت عدم اطمينان در جهت ترك كامل اعتياد فرد معتاد است. همسر فرد معتاد براحتي نمي تواند بپذيرد كه شوهرش واقعا ترك كرده يا اينكه مي تواند روند تركي را ادامه دهد و معتقد است كه شوهر وي تا به حال به طور مثال طي دو سال گذشته 3 بار اقدام به ترك كرد، ولي هربار پس از گذشت چند ماه دوباره مصرف مواد مخدر را شروع كرده پدر است و مادر و اعضاي خانواده فرد معتاد ترك كرده نيز به دليل ترك هاي ناموفق گذشته او را مورد سرزنش قرار مي دهند و با ديدن بعضي علائم كه از نظر خودشان، نشان مصرف مواد مي باشد او را مورد پرسش و پاسخ و تفتيش قرار مي دهند. يعني اگر فرد معتاد ترك كرده سه ماه بعد از تركش بصورت ناگهاني چند مرتبه خميازه بكشد، صبح از خواب دير بيدار شود، به علت خستگي حاصل از كار شب چرت بزند و... سريعا به او مارك مصرف مواد را مي زنند و محيط خانه و خانواده را متشنج مي كنند. كنترل كردن بيش از حد فرد ترك كرده در محيط خانه، كار و تحصيل و عدم خروج او از منزل نيز مي تواند شرايط روحي فرد ترك كرده را آشفته نمايد. اطمينان بيش از حد به خود براي كنترل موقعيتها پس از گذشتن مدت زماني ازترك مواد، شخص احساس مي كند ديگر كنترل كامل را نسبت به عدم مصرف مواد دارد در نتيجه براي آزمايش خودش، وارد موقعيتهاي خطرناك مانند مكانهاي فروش مواد، جمعي كه در آن مواد مصرف مي كرده، ارتباط نزديكتر با دوستان معتاد، حتي گاهي خريد و نگهداري مواد و... مي شود كه متاسفانه قادر به كنترل خود در اين موقعيتها نيست. اعتياد متقاطع گاهي مشاهده مي شود، شخص ترك كرده به دلايل خاصي داروهايي را مصرف مي كند كه اعتيادآور هستند و مدتي پس از مصرف، شخص احساس مي كند كه وابستگي جسمي و رواني به مصرف دارو پيدا كرده است و نمي تواند آن را قطع كند. - عدم توانايي فرد براي كنترل مصرف مواد: كه در اصطلاح معتادين گريز نام دارد. شخص ترك كرده مدت زماني بعد از ترك در يك روز تعطيل يا در شرايطي مناسب به مصرف مواد روي البته مي آورد شخص ترك كرده فقط مي خواهد مقدار كمي مواد آن هم براي يك بار مصرف كند. ولي چون توانايي كافي براي كنترل مصرف مواد در او وجود ندارد، يك بار مصرف تبديل به دوبار و چند بار مي شود. - نداشتن مهارتهاي لازم براي رويارويي و كنار آمدن با استرسها و تنش ها: اين مهارتها شامل: - 1 داشتن قاطعيت شخص ترك كرده به علت نداشتن اعتماد به نفس و احساس ضعف در مقابل ديگران نمي تواند به تقاضاي نامعقول آنها جواب منفي بدهد. - 2 مهارتهاي رفتاري و شناختي كه شامل شيوه هاي كلي منظم و گام به گام حل مشكل است. اين شيوه هاي حل مشكل شامل تعريف مساله و ابعاد تشكيل دهنده آن، در نظر گرفتن راه حلهاي ممكن براي حل هر مشكل با توجه به امكانات، هزينه و سود و پيامدهاي كوتاه و درازمدت، نحوه ياري گرفتن از اطرافيان براي حل مشكل و در صورت لزوم توسل به بحث گروهي، بلندبلند فكر كردن و تفكر و استدلال جمعي است. همچنين روشهاي خودآموزي كلامي (يعني بيان زير لبي اين كلمات ) - 3 مهارتهاي زندگي شامل: برقرار كردن ارتباط و مبادله اطلاعات با ديگران، مهارتهاي مربوط به صحبت كردن با ديگران، تعارف و خوش آمد گويي، مهارتهاي لازم براي نشان دادن قاطعيت و اعتماد به نفس خواه بصورت كلامي يا غيركلامي و اصلاح رفتار شخصي. بيكاري كه مي تواند در ساعات خاصي از روز مثلا در طي ساعت 1 بعد از ظهر الي 4 باشد بخصوص براي كساني كه كارهاي گروهي انجام مي دهند. بطور مثال شخص عادت به مصرف مواد مخدر طي اين ساعات داشته و حالا ترك كرده است و نمي تواند اين سه ساعت را پركند. شخص ترك كرده طي اين زمان احساس بيكاري مي كند و گويي چيزي را گم كرده و افكارش مغشوش و بي حوصله و عصبي است و حتي از لحاظ جسمي توانايي كاركردن را نيز ندارد. پركردن اين ساعت بيكاري بسيار حائز اهميت است. - نوع يا طريقه مصرف مواد: بيشتر كساني كه به مصرف كشيدن يا تزريق مواد عادت داشته اند نسبت به كساني كه مصرف خوراكي دارند بيشتر دچار عود مي شوند. در صورت مصرف خوراكي عادت به مكان خاص يا سپري كردن زمان خاصي يا بودن در محيطي خاص را طلب نمي كند. اما در خصوص مصرف كشيدن مي بايست حتما مكان معين و زمان معيني سپري گردد. - علائم ناشي از ترك: كه شامل علائم جسماني و رواني مي شود. علائم جسماني عبارتند از: - 1 ضعف جنسي بخصوص در افراد متاهل مي تواند يكي از علل مهم در بازگشت مجدد به اعتياد باشد و نظر به اينكه داروي خاصي كه بتواند اين مشكل را بر طرف نمايد در بازار دارويي كشور موجود نمي باشد، اين موضوع بسيار مهم است كه جهت درمان اين مشكل دارويي ارزان و قابل دسترس با اثر مناسب در داروخانه ها موجود باشد. - 2 ضعف عمومي بدن: كه در بعضي از معتادان ترك كرده تا چند ماه پس از ترك نيز ادامه دارد. اين حالت بيشتر به صورت بي حالي، ناتواني در انجام كارهاي دقيق، شل بودن بدن در هنگام راه رفتن و بي حوصلگي بروز مي كند. - 3 دردهاي عضلاني: بخصوص در معتاداني كه مقدار مصرف بالاي مواد دارند، به صورت كشيدگي عضلاني، درد ناحيه ساق پا و درد ناحيه ساعد دست ها مي باشد كه البته اين موضوع تا حدودي به شغل افراد نيز بستگي دارد. - 4 بي خوابي: اگر به صورت مزمن ادامه يابد و بخصوص در كساني بيشتر ديده مي شود كه عادت به تزريق شبانه دارند. - 5 مشكلات گوارشي: مانند اسهال تهوع استفراغ. علائم روحي و رواني عبارتند از: افسردگي، اضطراب، احساس گناه، احساس بيگانگي و تنهايي و فقدان صداقت. - لذت طلبي: اين حالت مي تواند تا حدودي با نوروترانميتري به نام دوپامين ارتباط داشته باشد. تحقيقات نشان داده است كه مصرف مواد مخدر موجب افزايش دوپامين مي شود. گيرنده دوپامين واسطه درك لذت است. در مطالعات حيواني و انساني مشخص شده است كه حدود 75 درصد كساني كه گرفتاري جدي با سوءمصرف مواد دارند از نظر ژنتيك داراي Aآلل 1 در ژن سازنده هستند Dگيرنده. (دوپامين 2 كه يك نروترانس ميتر مغزي است داراي 3 گيرنده به DDDنام هاي 132 است ) اين آلل در قسمت تنظيم كننده فعاليت ژن اختلالي داشته به طوري كه ساخت Dگيرنده 2 حدود 30 درصد از واجدين Aآلل كمتر 2 ساخت مي باشد كمتر Dگيرنده 2 موجبات درك لذت كمتر از فعاليتهاي معمول زندگي رافراهم مي كند. تاثير دوپامين در مراكزي از مغز به نام هسته اكومبنس و ناحيه تكمنتال بطني مي باشد كه اين دو ناحيه مسئول وابستگي دوائي مواد تلقي مي شود. - تشويق دوستان معتاد: اكثريت افراد معتاد داراي دوستان معتاد نيز هستند و هرگاه شخص معتاد شروع به ترك مواد بنمايد، همين دوستان به علل مختلف سعي مي كنند تماس بيشتري با فرد ترك كرده برقرار نمايند يا او را به مجالس خاص دعوت مي كنند و يا حتي براي او ماده مخدر رايگان مي آورند، به بهانه اينكه ماده مخدر با غلظت بالا و در اصطلاح خودشان درجه يك بدست آوردند به او تعارف مي كنند. - نبود مراكز پيگيري پس از ترك: متاسفانه هنوز مراكزي كه وظيفه پيشگيري معتادين ترك كرده را به عهده داشته باشند به تعداد كافي در سطح مملكت موجود نمي باشد و شخص معتاد پس از ترك نمي داند كه براي رفع مشكلات پس از ترك به كدام مركز بايد مراجعه نمايد. - عدم توجه معتادان به مسائل و مشكلات پس از ترك اعتياد: معتادين اكثرا معني ترك اعتياد را در سم زدايي و گذراندن يك دوره 10 روزه مي دانند و پس از اين مدت ديگر سعي در مراجعه به مراكز درمان و ادامه روند درمان نمي كنند و بطوركلي اعتقادي به مراحل پس از سم زدايي كه گاهي تا 6 ماه نيز طول مي كشد و بايد حداقل هفته اي يك جلسه تشكيل شود ندارند. - عوامل آشكارساز: سه عامل آشكارسازي كه بيشترين رابطه را با عود مصرف دارند عبارتند از: - 1 حالتهاي خلقي منفي و ناخوشايند. - 2 عوامل شناختي - 3 موقعيتهاي بيروني بعضي از كساني كه دچار عود يا بازگشت مصرف شده اند، گفته اند كه عوامل شناختي و معمولا بعضي تصميمهاي آشكار يا نقشه هاي قبلي براي از سر گرفتن مصرف مواد افيوني، در لغزش اوليه دخالت دارند. به ويژه اگر چنين تصميمهايي به منزله رويارويي يا عناد با مراجع قدرت (از قبيل نيروهاي تنبيه كننده يا در مورد جوانان، پدر و مادر، همسر، اولياي مدرسه يا ساير آمران به ترك ) باشد. بيش از 30 درصد آنها گزارش داده اند كه پيش از لغزش، نوعي حالت خلقي منفي (مانند غمگيني، ملال، تنش يا اضطراب ) داشته اند. اين عوامل، گاهي به تنهايي و در بيشتر موارد به عنوان يك مجموعه (يعني عوامل گوناگوني كه به طور همزمان در روي آوردن دوباره به مصرف مواد ) يا زنجيره اي از عوامل آشكارساز (يعني يك يا بيش از يك عامل كه به پديده هاي عوامل ديگر منجر مي شود ) رخ مي دهند. - منحني بهبود فرد معتادنه به شكل خطي بلكه به شكل سينوسي وروبه صعود است. معتاد درمان شده ضمن عود از سه مرحله مي گذرد. - 1 تغيير در تفكر - 2 تغيير در سبك زندگي و رفتار - 3 بازگشت به مصرف مواد - آغازگرهاي خارجي و آغازگرهاي داخلي: آغازگرهاي خارجي يعني مردم، اماكن و اشياء منجربه تحريك يكي از حواس پنجگانه ( بينايي، بويايي، شنوايي، چشايي و لامسه ) گشته و تحريك اين حواس با تاثير بر روي آغازگرهاي داخلي (تفكر و احساس ) منجربه ايجاد ولع براي مصرف مجدد ماده مخدر مي شود. بطور مثال: معتاد ترك كرده اي كه يكي از دوستان قديمي خود را مي بيند يا از كنار مكاني كه قبلا ماده مخدر مصرف مي كرده عبور كند باعث تجديد افكار و احساسات قبلي و نتيجتا ايجاد ولع براي مصرف مجدد مواد مي شود. دكتر سعيد صفاتيان