Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800309-51543S1

Date of Document: 2001-05-30

نگاهي به نمايشگاه آثار عكاسي مهرداد عسگري طاري درنگارخانه افرند; نشانه گذاري ها و بازي با عناصر تصويري ذهنيت عكاس از وراي ساخت و ساز و آواز عكسهايش نمود مي يابد، آري آواز عكس ها، چرا كه عكس نيز به مثابه رسانه اي بصري از صدا دهي و تركيب صداهاي نهفته اي شكل مي يابد كه به جهان موسيقي به تصوير درآمده بي شباهت نيست. فن آوري در عكاسي همچون شناخت آهنگساز از دقايق و ظرايف موسيقي اهميت دارد، ساماندهي ساختاري تصوير، او را در مقام طراح و نقاش مي نشاند و نشانه گذاريها و بازي با عناصر تصويري، عكاس را تا حد فيلسوف هستي شناس بالا مي برد و فراتر از اين تاثيرات نهفته در اثر عكاسي شده، حاصل كار عكاس را در حد اعلاي قرب و مقام ارزش هنري قرار مي دهد و اين همه از راههاي متعدد بدست مي آيد. جستجو در عرصه واقعيت و غير واقعيت، بهره گيري از بيان جادويي نشانه هاي تصويري، كشف و ضبط و ثبت حقايق نهفته درپس صورت ظاهر چيزها و بازگويي حقيقتي كه از چشم انسان پنهان مانده است، با كارآيي و توانايي ذهن خلاق عكاس امكان ظهور يافته و چشم فرو پوشيده و غبار عادات را همچون باران بهاري فرو مي شويد. اگر چه نمايش واقعيت اصلي تري دغدغه عكاس خلاق از بدو پيدايش عكاسي تاكنون بوده است، اما هيچ گاه تعريف جامع و مشخصي از واقعيت در اذهان خاص و عام وجود نداشته و ما دقيقا نمي دانيم كه واقعيت چيست و چه ارتباطي بين واقعيت و حقيقت در ميان است چه بسا آن چه را كه صحيح و درست و واقعي مي يابيم، توهم و تصوري بيش نباشد و در حقيقت صورت واقعي چيزها پرده و نقابي باشد كه واقعيت واقعيت را از چشمان ما پنهان داشته است. درگيري عكاس با مفاهيمي چون: مثبت و منفي، نور و تاريكي، واقع و غيرواقع، عين و ذهن و... امكانات گسترده اي را جهت آزمايش هاي متعدد پيرامون شناخت حقيقت در اختيار عكاس جستجوگر قرار مي دهد كه ازجايگاه زيباشناختي و هنري پرارج و بالايي برخوردار است و همين امكان فراگير، زمينه ساز تحولات بنياديني گرديده كه حال و روز زندگي و حيات انسان زنده هزاره دوم را دچار تحولي بي سابقه ساخته كه دامنه و امواج آن همچنان در هزاره سوم نيز مشهود و آشكار است. غرض از مقدمه ياد شده اين است كه: كارهاي مهرداد عسگري طاري نبايست ساده و مالوف نگريسته شود. در پس كوشش هاي طاقت فرسا و خود آموخته اين جوان پرشور، تفكري سخت و آبديده موج مي زند كه با ايمان و اعتقاد به كارآيي عكاس نيز آميخته گرديده است. براي او سيب، سيب نيست بلكه راز و رمز و معماست. او با نگاهش سعي در كشف ابعاد پنهان آن دارد. او اگرچه از عكاسي سياه و سفيد پرهيز كرده است ولي به نظر مي رسد كارش را به نوعي خوب و درست شروع كرده است. هجوم حس و حال زيباشناختي عكاسانه اي كه بر جستجو و تفحص مبتني است، او را عكاسي سرسخت نشان مي دهد كه به موقعيت هاي موجود در عكاسي علاقه نشان نمي دهد و بيشتر به استقلال و تشخص فردي خود مي انديشد، تا پيروي از راه و روش هاي مرسوم كه همه آنرا دوست دارند. مهرداد در عين حال كه به درگيري سرسختانه با ابزار و امكانات فني ادامه مي دهد، به معنا و مفهوم عكسهايش نيز دلبستگي نشان مي دهد و اين از نشانه گزيني هاي او پيدا است. ماهي، سيب، صفحه شطرنج، شلوار جين، لامپ و حتي كفشدوزك بيان ظاهري مناسبي براي محرك دروني وي هستند. اما اصلي ترين دغدغه او پاك كردن اذهان از كاركردهاي رايج در رشته هاي مختلف عكاسي و بيان و برخورد خلاقه با عكاسي است. جور ديگر ديدن، او را به وادي واژگون رنگها مي برد و بدين سان حقيقت و صورت اصلي جهان مرئي آشكار مي شود. در پس صورت ظاهر انسانها، روياها و اذهان پيچيده اش پنهان گرديده اند. براي آشكارسازي و بيان اين دنياي نهفته هزاران روزن و راه و روش وجود دارد، بي ترديد عكاسي يكي از كار آمدترين اين راه ها و روشها است. اما عسگري طاري بدنبال چيز يافت شده مي رود، چيزي كه از خود بي خود شده و شكل و رنگ و خواست عكاس را به خود گرفته است، در واقع او با گذر از شكل شناخته شده چيزهاي كم ارزش، به ارزش هاي نهفته اي دست مي يابد كه در نهايت شكل و شمايل شخص عكاس را به وجود مي آورد و فضاي بصري مناسبي را رقم مي زند كه بي ترديد براي هر بيننده اي زيبا و اعجابانگيز است. اما اين همه واقعيت واقعيت درباره مهرداد عسگري طاري نيست، واقعيت اين است كه به رغم توصيف هايي كه شد او بايستي در نظر داشته باشد كه اين نخستين نمايشگاه عكس هاي اوست و راه و عرصه گسترده عكاسي در هزاره سوم بسيار توسعه يافته تر از چيزي است كه در فكر ما مي گنجد. آنچه راه رابراي اين عكاس جوان گشاده و كوتاه خواهد كرد، مطالعه و تمرين هرچه بيشتر در راهي است كه پيش گرفته است و نيز ادامه و تداوم كار عكاس در روندي روبه رشد و شكوفاتر او را به سر منزل مقصود كه همان روشني است رهنمون خواهد شد. مجيد شهرتي اصل