Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800308-51539S1

Date of Document: 2001-05-29

گفت وگو با هيلاريون كاپوچي اسقف تبعيدي شهر قدس مقاومت يك تكليف است اشاره: فلسطين در 70 سال اخير يكي از مهمترين مراكز تحولات خاورميانه بوده است. مردان و زنان زيادي در راه آزادي آن به مبارزه برخاسته اند. اسقف كاپوچي، يكي از اين مردان است. او به دليل پايداري در مبارزات ضدصهيونيستي خود، توسط امام خميني ( ره ) به ايران دعوت شد. از انقلاب اسلامي مردم ايران به وجد آمد و در يك حركت سمبليك به عنوان نماينده مسيحيان كاتوليك جهان، با امام خميني ( ره ) براي آزادي قدس، اين ارض مقدس پيمان بست. گفت و گوي حاضر با اسقف كاپوچي پيرامون مبارزات وي براي آزادي سرزمين فلسطين صورت گرفته است. گروه انديشه * آقاي كاپوچي، قدري از زندگي خودتان براي ما؟ بگوييد - من اسقف شهر قدس هستم و اسقف سرور و آقا نيست بلكه خدمتگزار است و پدر پدر هنگامي كه عذاب فرزندانش را مي بيند همه چيز ارزشمند خود را به قصد كمك به آنان، فدا مي كند. ملت من، ملت فلسطين است; ملتي رنجديده، ستمديده، آواره و با حقوقي پايمال و كرامت له شده. در نتيجه از نظر وجداني بر آن شدم تا به اين ملت كمك در كنم آغاز خدماتي چند به اين ملت كردم. اما وقتي ديدم مسائل به تدريج بدتر مي شود و دخالت من، ناگزير شده است، دخالت كردم تا ثابت كنم اين ملت را دوست دارم، زيرا محبت اگر فقط به شكل عاطفه باقي بماند و شكل عملي به خود نگيرد در آن صورت نمايشي است و نه واقعي. محبت واقعي همان بخشش و فداكاري است. لذا در نهايت، پس از آن كه به فعاليت هايي دست زدم، توسط اسراييلي ها دستگير شدم و به دوازده سال زندان محكوم گرديدم. پس از گذشت چهار سال - از 1974 تا - 1978 آزاد شدم. * آن زمان اعلام شد كه با خود مواد منفجره حمل؟ مي كرديد - خير. مواد منفجره نزد من پيدا نكردند. پس * علت دستگيري تان توسط نظاميان اسراييلي چه؟ بود - ببينيد ما، در انجيل مي خوانيم حضرت مسيح پس از ورود به هيكل متوجه شد كه صيادان و كفترفروشان اين مكان مقدس را به محلي تجاري تبديل وي كرده اند نه تنها آنان را توبيخ كرد بلكه خطاب به آنان گفت: خانه من، خانه نماز است و شما آن را به غار دزدان بدل كرده ايد. وي سفره صيادان و كفترفروشان را بر هم ريخت و درهم هايشان را بر زمين انداخت. سپس به چپ و راست نگريست، پس ريسماني يافت و آن را پيچيد و آنان را زير كتك گرفت. لذا مقاومت يك تكليف است. وقتي سرزمينم اشغال شده و ملتم خوار و تحقير گشته، بر من واجب است كه از اين ملت دفاع كنم. من به عنوان يك عرب و به عنوان يك روحاني و به عنوان اسقف كليساي كاتوليك شهر قدس بايد از ملتم دفاع كنم. رسالت من اين بود كه با در اختيار گذاشتن اسلحه به مقاومت فلسطين كمك مي كردم. طبق قوانين بين المللي، مقاومت در برابر دشمن، مجاز است. طبق اين قوانين مي تواني از سرزمين غصب شده ات دفاع كني. يعني در سرزمين اشغال شده و عليه هدف هاي نظامي اين بجنگي يك حق مشروع و حبالوطن من الايمان است. از ديدگاه ما عربها، كسي كه ميهنش را دوست ندارد، خدا نيز او را دوست ندارد. چرا كسي را كه در هنگامه جنگ و جهاد كشته مي شود شهيد؟ مي ناميم شهيد به معناي مشخص آن، كسي است كه در راه خدا مي ميرد و در نتيجه آن كس كه در راه ميهن كشته مي شود نيز در نهايت در راه خدا مرده است. لذا ميهن، از خداست، همان طور كه از ايمان به خدا دفاع مي كنيم بر ماست كه از ميهنمان نيز دفاع كنيم. شما * از برجسته ترين روحانيان مسيحي هستيد كه در عرصه نبرد فلسطين ظاهر شديد و نسل بعدي نظير دكتر عطاءالله حنا و ديگران در راه شما گام نهادند. حضور مسيحيان فلسطيني را در عرصه نبرد عليه صهيونيسم به ويژه در انتفاضه اخير چگونه ارزيابي؟ مي كنيد - من از اين پرسش تعجب مي كنم، تو گويي مسيحيان، فلسطيني نيستند. شعار ما عربها عموما و فلسطيني ها خصوصا اين است كه دين از آن خدا و ميهن از آن همگان است. من هيچ گاه به هيچ انساني بر مبناي چگونگي عبادتش - حال طبق انجيل باشد يا قرآن - اين نمي نگرم مساله شخصي وي است. به نظر من، دين انسان، زندگي، اعمال، رفتار و اخلاق و ميزان خدمت وي به ميهنش است. شعاري كه همواره مطرح كرده ام اين است: بهترين شما و نزديك ترين شما به خدا، بهترين شما براي نزديكان شما و مخلص ترين شما براي ملت و مسائل شماست. از مسلمان و مسيحي برايم نگوييد، همه ما، در خدمت ملت و همه ما در خدمت مساله فلسطين هستيم. همه برابرند هم مسيحي و هم مسلمان; ما يگانه ايم در برابر خداي يگانه. * ايران را چگونه؟ ديديد من پانزده روز پس از پيروزي انقلاب به دعوت رسمي امام خميني رحمه الله عليه براي نخستين بار به ايران آمدم و دو هفته در اينجا روزهاي ماندم خوب و زيبا و مفيد و درخشاني پاسداران بود جزيي از فلسطيني ها بودند. فلسطيني ها به آنهاآموزش دادند. من به دو دليل توسط امام خميني ( ره ) رسما به ايران دعوت شدم: وقتي انقلاب پيروز شد، جهان غرب اعم از اروپا و آمريكا عليه اين انقلاب اسلامي موضع گرفتند و نام آن را انقلاب متعصبان و متحجران و تروريست ها ناميدند اما، امام خميني ( ره ) در نخستين سخنراني اش پس از بازگشت به تهران گفت: بايد بيت المقدس را آزاد كنيم و تاكيد كرد كه بايد به طور جدي براي رهايي بيت المقدس عمل كنيم و اگر در اين راه شكست بخوريم در انقلاب خود شكست خورده ايم. لذا امام خميني ( ره ) به دو دليل از من دعوت كرد. يكي اين كه به جهانيان ثابت كند كه اسلام، گشايشي محبت آميز و برادرانه است و عقبگرايي و تعصب نيست. درنتيجه نه تنها يك مسيحي بلكه يك اسقف را به تهران دعوت مي كند و اين نشانگر گشايش فضاي سياسي است و هدف انقلاب ايران نيز آزادي قدس است. من در آن هنگام تازه از زندان اسراييلي ها بيرون آمده بودم كه ايشان مرا به تهران دعوت كرد. وقتي وارد تهران شدم، توده هاي فراواني از مردم را مي ديدي كه اگر سوزن مي انداختي به زمين نمي رسيد. روزهاي بسيار خوبي را در ايران گذراندم. در اينجا و در ميهن امام رحمه الله عليه و در ميان فرزندانش به برادران ايراني مان مي گوييم: برماست كه دست در دست هم دهيم ومتحد شويم و بيت المقدس را آزاد كنيم. يك بار ديگر نيز به ايران سفر كردم و آن هنگامي بود كه امام خميني (ره ) از من خواست تا در موردمساله گروگان هاي آمريكايي دخالت كنم. واپسين بار چهار سال پيش بود كه به تهران آمدم، من پس از انتخابات دوم خرداد و هنگام آغاز به كار آقاي خاتمي در منصب رياست جمهوري در تهران بودم. او دوست بسيار صميمي من است. در اين سفر نيز ديداري با وي داشتم. * به عنوان آخرين سوال، ديدگاهتان درباره انتفاضه؟ چيست - در اين جهان نمي توان بدون هزينه به چيزي دست يافت. كسي كه مي خواهد كالايي بخرد اگر پول نداشته باشد نمي تواند چيزي ما بخرد مي خواهيم آبرو و عزت خود را بازيابيم و بخريم. فلسطينيان اكنون از عزت و كرامت محرومند، زيرا ميهن، عزت و كرامت ماست و ما ميهني نداريم. ما ملت آواره و سرگردان هستيم و از هيچ عزتي برخوردار نيستيم زيرا ميهني نداريم. لذا هدف ما دستيابي به ميهن است. اين ميهن؟ كجاست اكنون جهانيان از ميهني براي فلسطينيان سخن مي گويند كه فقط شامل سرزمين هايي مي شود كه اسراييل در چهارم ژوئن 1967 اشغال كرد يعني غزه و كرانه باختري و قدس شرقي. لذا اين كشوري آزاد ومستقل و با سيادت در 21 درصد سرزمين فلسطين خواهد بود. زيرا سرزمين هايي كه هم اكنون اشغال شده مي ناميم فقط 21 درصد از سرزمين فلسطين را تشكيل مي دهند. من در سال 1965 با عنوان سراسقف وارد شهر قدس شدم. يادم مي آيد درآن هنگام وقتي گردهمايي مي گذاشتيم يا تظاهرات مي كرديم خواسته هاي ملي ما آزادي سرزمين هايي بود كه اسراييل در سال 1948 اشغال كرده بود. اين به معناي محو دولت اسراييل اما بود امروز درخواست هاي ما؟ چيست امروز خواهان غزه و كرانه باختري و قدس شرقي هستيم كه تنهادرصد 21 از سرزمين فلسطين را تشكيل مي دهد و نام آن را صلح عادلانه مي نهيم. نه اين صلح عادلانه نيست. اين صلحي كه ممكن و قابل تحقق است. چرا اين را؟ مي گويم چون وقتي مرحوم پرزيدنت بورقيبه (رئيس جمهور پيشين تونس ) در سال 1965 به عربها گفت با اجراي بيانيه 181 سازمان ملل كه در سال 1947 صادر شده بود راه حل مساله فلسطين را بپذيرند، او را با گوجه فرنگي زدند و خائن قلمدادش كردند. اين طرح درصد 46 از مساحت فلسطين را به فلسطينيان مي دهد. اما امروز ما با برپايي كشور فلسطين در 21 درصد موافقت مي كنيم. تازه، اسراييلي ها اين را هم نمي خواهند. تكرار مي كنم كه بدون پول نمي توان چيزي خريد. اگر وارد بازار شوي و پول نداشته باشي نمي تواني چيزي بخري. پول همان عذاب و رنج رنج است هر چند فزون تر باشد با وطن برابري زيرا نمي كند هيچ چيز گرانبهاتر از وطن نيست و وجود من ناشي از وجود وطن است كه بدون آن هيچ عزت و كرامتي ندارم. از اين رو، انتفاضه، با قدرت خدا، ادامه و گسترش خواهد يافت تا ما به هدف خود كه برپايي كشور مستقل و آزاد و با سيادت فلسطين - به پايتختي قدس شرقي - است برسيم و اين انقلاب تا پيروزي ادامه دارد. من اين شعار را كه هميشه تكرار مي كنم در اينجا مي گويم: اي فلسطين خونمان و جانمان فداي تو باد. آري ما آماده ايم تا با خون خود و با زندگي عزت خود، خود را بازيابيم كه همانا ميهن فلسطيني به پايتختي قدس است. * آيا شما موفق شديد پس از برپايي حكومت خودمختار به قدس ؟ بازگرديد - خير. اجازه نمي دهند. من در تبعيد و در شهر رم - پايتخت ايتاليا - زندگي مي كنم. درواقع از هنگام آزادي از زندان اسراييلي ها (در سال ) 1974 در تبعيد هستم. اسراييلي ها گفته اند كه شتر مي تواند از سوراخ سوزن بگذرد اما اسقف كابوچي نمي تواند وارد شهر قدس شود. * سپاسگزارم. گفت و گو از: يوسف عزيزي بني طرف