Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800308-51535S1

Date of Document: 2001-05-29

هنر درماني راهي نو براي ساماندهي زندگي امروزه هنر و درمان آنچنان با هم در هم آميخته اند كه تقريبا تفكيك آنها از يكديگر امري غير ممكن است. درمان به تنهايي جميع هنرهاست و طبيب حاذق آن كسي است كه درد را بشناسد و هنر تشخيص بيماري را داشته باشد كه خود تقريبا نيمي از درمان است و دست يابي به اين مهم فقط با تكيه بر دانش آكادميك يك طبيب امكان پذير نيست، زيرا آگاهي، معرفت و شناخت بر بسياري از عوامل زيست محيطي و پيرامون بيمار از جمله نوع زندگي، فرهنگ و حتي باورداشت هاي او، در درمان، ايفاي نقش مي كند كه دانستن تمامي اين عوامل، هنر يك طبيب هنرمند است. پس تشخيص بيماري و بعد درمان، فقط هنر يك طبيب هنرمند و عالم است و عوامل بسياري به غير از تحصيلات آكادميك در آن نقش بازي مي كند كه نيمي از آن را در دانشگاه ها و كتابها مي توان آموخت و نيم ارجح آن قطعا ذاتي - فطري است. يعني يا هست و يا نيست و اگر در شيرازه و بافت وجود طبيبي بود او را براي هميشه متمايز از ديگران در جايگاه رفيع هميشگي اش حفظ مي كند و اگر نبود آن را به هيچ قيمت گزافي نمي توان از جايي خريد و يا در مكتبي آموخت. در حيطه هنر نيز دقيقا همين اصل حاكم است، يعني بخشي از هنر را مي شود در دانشگاه و كلاس فرا گرفت، ولي قسمت اعظم آن كه حتي بر بخش فراگير علمي آن نيز اثرگذار است، همانا بخش ذاتي - فطري است كه هنرمند بايد آن را در خميره وجود خويش دارا باشد، اگر داشت هنرمند است و اگر نداشت به هنر، بند است. متاسفانه صورت هنر در جامعه امروز ما محدود به نقاشي چند نقطه و خطو يا گوني و پارچه هاي رنگي شده كه بعضا از بدنه كوزه هاي گلي بالا رفته است. من فكر مي كنم كه شكل و محتوي سالهاست كه در دنياي ارتباطشان با يكديگر كاملا قطع شده است، كه ارتباط اين دو با هم پايه و اساس فلسفه و زيبايي را دامن مي زند. بايد به اين واقعيت اشاره كرد كه صورت هنر دگر، گويا و بازگو كننده سيرت آن نيست و فكر مي كنيم كه صورت هنر بايد حتما به ديوار نصب گردد و يا روي ميز پذيرايي مان قرار گيرد و به نسبتي كه اثرگران تر خريداري شود هنرشناس تر مي شويم. صورت هنر مي تواند يك كتاب پيام دار باشد; حال اين پيام مي تواند علمي، هنري، سياسي و يا آشپزي و كودكان باشد. صورت هنر مي تواند احترام متقابل و برخورد زيبا با يكديگر باشد. صورت هنر مي تواند رفتار متناسب با شرايط جامعه اي كه در آن زندگي مي كنيم باشد. صورت هنر مي تواند در هر عاملي كه به ما احساس زيبايي را منتقل مي كند، ظهور نمايد. طبيعي است به نسبتي كه اين انتقال و پيام جهاني تر باشد دوام آن ماناتر است. آنچه بيش از همه امروز چشم را مي آزارد صورت شهري و بافت معماري ماست كه نامتناسب و بدون هيچ اصول و منطقي در حال پيشروي است كه بنده فقط به يك مورد آن اشاره مي كنم. مثلا ساخت و ساز برجها در مجاور خانه هاي ويلايي شهر مشكلات عديده اي را با خود به همراه آورده است. از جمله مشرف بودن تعداد بيشماري سكنه به خانه هاي اطراف كه آسايش و امنيت مقيمان را از آنان سلب مي كرده، جلوگيري از تابش نور آفتاب و آوردن تاريكي به اتاق ها و فضاهاي مسكوني داخلي خانه ها، عواقب رواني غير قابل جبراني را دامان زده و در كنارش خسارات هنگفتي نيز به درختان چندين ساله كهن حياط وارد آمده است. اين ساختمانهاي نامتناسب كه خود با يكديگر به ستيز و جنگند و به من و شما نيز دهن كجي مي كنند، زائيده فكر معماراني هستند كه معتقدند معماري امروز ما بايد با شرايط امروز متناسب باشد و براي آن كه قبول زحمت نكنند و به آساني شانه از بار اين مسئوليت ملي و فرهنگي خالي كنند، گراني زمين و غيره را بهانه مي كنند. ما بايد امروز هنر را در جامعه مان نسخه كنيم و به خصوص هنر درمان را، به هر نوع و شكلي كه بشود به اين انسان بي قرار، آرام و قرار را بازگرداند. بايد ارزش نهادن به خويشتن را كه همانا خودباوري است توصيه كنيم و بايد هنر را در تمامي زمينه ها به ميدان ببريم و زير چتر حمايت هنر هدفمند و جهت دار، كمي آرامش به يكديگر هديه كنيم. بياييد براي بيدار كردن محرك ها و ايجاد انگيزه ها با هم به ملاقات هنر برويم و با آن آشنا شويم... امروزه در بستر هنرهاي خلاق، برنامه ريزي هاي بي شماري با استفاده از هنرهاي تجسمي و ديداري انجام گرفته و گامهاي محكم و موثري در جهت بهبود بخشيدن به سطح و شرايط زندگي انسان هايي كه مي خواهند خودشان را توسط خلاقيتشان به ثبوت برسانند برداشته شده در است سال 1974 جين كندي اسميت موسسه اي را به اين منظور تاسيس كرده و راه و روش هاي جديدي را براي درمان هنرمندان معلول پيشنهاد مي كند و به تدريج كتابي را كه متشكل از مجموعه داستان ها و وقايع اتفاق افتاده براي اين قبيل بيماران است به رشته تحرير مي برد كه اين كتاب را تحت عنوان: art through andCourage hope of به Stories چاپ مي رساند و در اين كتاب او به شرح زندگي معلوليني كه با روي آوردن به هنر توانسته اند زندگي بهتري را در پيش بگيرند و همچنين هنرمنداني كه بنا به دلايلي دچار معلوليت شده اند، مي پردازد و تحليل مي كند كه چگونه مي شود با قبول آنچه كه اتفاق افتاده است (پذيرش واقعه ) و خواستن توانستن است به همان حرفه و هنر قبل از معلوليت خويش باز گشت. به طور كلي در بازگويي اين داستانها و حكايات، نقش بيان كردن احساسات حالات و اينكه استفاده از هنرها چگونه مي تواند تغييرات و دگرگوني هاي بسياري را در زندگي انسانها ايجاد و نقش موثري را در درمان بازي كند، آشكار است. در يكي از بخش هاي اين كتاب كه تحت عنوان پذيرش و قبول واقعه است اسميت مصاحبه اي با چاك گلوز كه يك عكاس حرفه اي و موفقي است دارد. مايكل نارانجو كه هر دو چشم خود را در جنگ ويتنام از دست داده در دوران بهبود خويش به ساختن مجسمه هاي فيگورتييو ( تركيبدار ) از جنس سنگ و گل مي پردازد. او در جواب اسميت كه از او مي پرسد: چگونه بدون بينايي، مجسمه؟ مي سازيي مي گويد: من تنها يك كار انجام مي دهم و آن احساس است. من حس مي كنم و سپس، فكرم به من مي گويد كه اشتباه كجا و درست كدام، است. در من سطح انرژي بي نهايت بالاست. هنر راه عالي و گويايي براي ارتباط برقرار كردن است و من اين راه را بلدم. اگر بتوانيد احساستان را نشان دهيد، ديگر احتياجي به واژه ها نداريد و حتي ديگر نيازي به كسي نيست كه به شما بگويد چه چيز صحيح و چه چيز اشتباه است. و آنگاه مي توانيد احساس را خلق كنيد و آنزمان كه احساس خلق شود شما ارضاء مي شويد. همه ما انسانها نيازمند آنيم كه احساس كنيم، يك وقت، يك كاري را خودمان به تنهايي و گاه با كمك ديگران به اتمام رسانده ايم. امروزه ديگر انستيتوهاي بزرگ درمان و بيمارستانها در سراسر آمريكا به قدرت شگفت انگيز هنر در درمان بيماران جسمي و رواني واقفند و در مراكز درماني تيم متشكل است از پزشكان، هنرمندان، مشاورين، پرستاران، بيماران و پرسنل هاي بخش هاي مختلف بيمارستاني... ديگر از زبان طراح نمي شنويد كه بگويد: اين پرده بايد با كف هماهنگ باشد و يا بگويد كه مبلمان بايد چه رنگي باشد؟ ! بلكه مي شنويد كه طراح مي پرسد: بيمار؟ كيست! و تلاش مي كند كه با شناخت روحيه و حال و احوالات شخص، يك محيط با آرامش براي او مهيا كند، تا آن شخص بتواند در محيط كار و خانه احساس آرامش كند. متخصصان امر هنر درماني معتقدند كه: نقش هنر در كم كردن نگراني ها و استرس و پايين آوردن اين نگراني ها، در بهبود مشكلات جسمي بيماران شگفت انگيز است. دكتر راجر الرش يكي از اعضاي اين انجمن و فارغ التحصيل رشته معماري از دانشگاه تگزاس، به منظور اثبات نظريه اش كه مي خواست نقش گياه در درمان را ثابت كند، از سالهاي 1981 1972 تا تعداد 46 بيمار مبتلا به كيسه صفرا را پس از انجام عمل جراحي در بيمارستان پنسيلوانيا با توجه به سن، جنسيت، وزن و شناخت وضعيت عمومي و جسمي شان و اينكه سيگاري هستند يا خير زير نظر برده و تعداد 23 بيمار يعني نصف گروه را در اتاقي كه منظرگاهشان پر بود از درختان پربرگ و سبز و نيمي ديگر از گروه را در اطاقهايي كه ديوارهايش از آجر بود، قرار داد. نتيجه آزمايشات و تحقيقات نشان داد: بيماران ساكن در اطاقهاي پنجره دار و رو به باغ و سبزه در طول درمان، درد بسيار كمتري را متحمل شده و بسيار سريع تر از گروه ديگري كه در اطاقهاي بدون پنجره ساكن بوده اند درمان گشته و بيمارستان را ترك كرده اند. نتيجه حاصله از اين مطالعه و تحقيق فقط آن نبود كه همه بيماران، به پنجره هاي وسيع و منظر گاهي از سبزه و باغ احتياج دارند... بلكه... دكتر لري دوسي پزشك در اين خصوص مي نويسد: حتي كوچكترين احساس هم مي تواند راه خود را به بدن انسان بيابد و تاثير احساس خوب داشتن در، پايين آوردن درد و بهبود بيماران واقعا شگفت انگيز است. تحقيقات پاياني دكتر الرش بدانجا مي رسد كه او نهايتا اعلام مي كند: پزشكان و هنرمندان يك گروه اند. بطور كلي مراكز بيمارستاني و درماني كه هنر را به عنوان يك كمك يار در داخل گروه خود پذيرفته اند از نقش موثر آن در روحيه بيماران، پرسنل و ملاقات كنندگان در حيرات اند و خبر پيوند مبارك بين هنر و درمان روز به روز دهان به دهان از بيمارستاني به بيمارستاني ديگر و از مركز درماني به مركز درماني ديگر مي رسد. در بعضي از اين مراكز، هنرمند نقاشي در اطاق بيمار و در كنار تخت او به نقاشي ادامه مي دهد و بعضا در اطاق بيمار ديگري، هنرمند رقصنده اي با بيمار مي رقصد. قصه گويان، شاعران، موسيقيدانان و دلقكان، امروز بيشتر از هميشه در بيمارستان ها و مراكز گوناگون درماني در خارج از كشور مستقر شده اند. ارتباط بين هنرمند و بيمار و حفظ آرامش محيط به هنرمند آموخته مي شود و مهم اين است كه او با آگاهي تمام و كمال مي داند كه هنر با درمان و درمان با هنر يكي و پيوندشان جدانشدني است. در بيمارستان كودكان در سان ديگو، هيات محيط درماني بخش هاي گوناگون اين بيمارستان را با طرح هاي بي نظيرشان، براي كودكان، هيجان انگيز و قابل تحمل كرده اند. بطور مثال: بخش راديولوژي و قسمت انتظار را به ايستگاه رفت و آمد قطار تبديل كرده اند و براي اين منظور كل محيط را به صورت يك دهكده كوچك درآورده اند. حياط بزرگ اين بيمارستان پر از مجسمه هاي حيوانات و پرندگان و ايستگاههاي گوناگون بازي است و ورودي زيباي آن با دايناسور بزرگي كه آنجا قرار گرفته بسيار دعوت كننده است. آيا اين هنر و درمان؟ نيست! قبل از آنكه كودكي احساس كند بيمار است و بخاطر درمان وارد مكاني غريبه شده است، بخاطر مي آورد كه يك كودك است و به بازي مشغول مي شود و ما مي دانيم كه دنياي كودك، بازي است. پس، او قبل از هر چيز ديگر وارد دنياي خودش مي شود و احساس آرامش مي كند و اين خود نيمي از درمان و گاه همه درمان است. كاركنان اين بيمارستان بر اين باورند كه بيماران كوچك بستري شده در اطاقها را مشكل مي توانند در تخت هايشان نگه دارند و شوق و هيجان به حياط آمدن در آنها بسيار ديدني است. همچنين بيمارستان دره بهشت در سانديگو با سابقه 90 ساله خود از هنرمندان و گروه هاي مختلف خواست تا طرح هاي گوناگوني كه جنبه آموزنده و هشداري نيز در آن نهفته است را در ارتباط با زندگي روزمره انسانهاي عادي و عامي كه بيشترين بيماران اين بيمارستان پر رفت و آمد را تشكيل مي دهند، تهيه كنند. بطور مثال: در بدو ورود صداي آرام و زيبايي به بيماران خوش آمد مي گويد و يا معلم و هنرمندي كه به عنوان طرح از دانش آموزان دبيرستاني خود كمك گرفته و كف و زمين هاي كريدورهاي بخش ( Pediatrick ) اين بيمارستان را با شعارهاي ايمني، به گونه اي زيبا نقاشي و در آن به اهميت پاي سالم داشتن اشاره كرده اند و همچنين با نوشتن جملات و عبارات محتوايي از قبيل: بودن در جمع دوستان و خانواده خود درمان است ديوارهاي سالن هاي اصلي را آذين كرده اند. در حياط اين بيمارستان، مجسمه هاي مذهبي، عكس ها و اشياء سه بعدي كه بازگوكننده داستانهاي سنتي درخصوص بهبود و درمان است به چشم مي خورد. بعضا افراد مقيم اين منطقه نيز براي گردش و تفريح روزانه به حياط اين بيمارستان رفت و آمد مي كنند و حتي بسيار ديده مي شود كه گاهي، دسته گلي به رسم احترام بر پاي مجسمه اي به جاي مي گذارند. آيا بيمارستان و مراكز گوناگون درماني، مي توانند بيشتر از اين هم در راه درمان جسم و روان بيماران به صحنه ؟ بيايند! هر روزه در سراسر دنيا، كارخانه هاي داروسازي ميلياردها آمپول، قرص و كپسول توليد و به منظور درمان در سراسر دنيا پخش مي كنند. اما اگر به كمك هنر بتوانيم هر لحظه و هر ساعت، احساس خوب و زيباي احترام و دوست داشتن به يكديگر و عشق را توزيع كنيم، آيا زودتر به درمان؟ نمي رسيم! فرشته نايبي - كارشناس ارشد هنر