Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800307-51532S1

Date of Document: 2001-05-28

دوران نزول فوتبال ايران چرا استقلال و پرسپوليس راز؟ ناكام شدند و رمز مربيگري در تيمهاي بزرگ باشگاهي گروه ورزشي: بحث فوتبال است، بحث پديده اي كه ناگزير در فرهنگ و اجتماع ما براي خود جايي باز كرده و در بين نسل امروز جايگاه ويژه اي پيدا كرده است. اين فوتبال استمرار خود را در قالب و چهره باشگاهها متجلي مي كند و ماحصل فعاليت باشگاهها را در ظرف تيم ملي مي ريزد. امروز فوتبال را مي توان در پايگاه اصلي اش يافت، در باشگاهها; درواقع باشگاهها در دامنه قله اي قرار دارند كه تيم ها را به موفقيت كانون مي رسانند تمام استعدادها و پرورش بازيكنان باشگاهها هستند. فوتبال زنده به بقاء و تداوم موفقيت آميز باشگاههاست. اما باشگاههاي ما بضاعت لازم را در اين فوتبال مدرن ندارند. استقلال و پرسپوليس هر دو از بازيهاي بين المللي در سطح قاره آسيا ناكام بازگشتند اما هر دو شكست را از يك منظر نمي توان نگاه كرد. دردهاي اين دو تيم حداقل در اين برهه از زمان متفاوت است. در استقلال چارچوب مديريتي مشخص است، اتفاقا در فوتبال باشگاهي ما كه تيم ها شباهتي به باشگاه ندارند، استقلال با مديرانش در جهتي حركت كرده كه مي توان دورنماي خوبي براي آن مشاهده كرد. مديران استقلال براي رونق باشگاهها و افزايش راندمان كاري خود (اقتصادي و ورزش ) نتايج قابل قبولي در آرشيو دارند. با تماشاگران ساده دل و صادق خود نيز هماهنگ بوده اند، بدون آنكه بخواهند در اين مسير اهداف و خواسته هايشان را القاءكنند. هنگامي كه به روند يكساله آماده سازي استقلال دقت كنيم، متوجه مي شويم كه هيچ تيمي مثل استقلال اداره نشده اردوي است، تداركاتي در يوگسلاوي داشتن چهار، زمين آماده تمرين در مرغوبكار و آزادي، باشگاه مدرن و اختصاصي، خريد تمام بازيكنان موردنظر براي مربيان، كمترين مسئله حاشيه اي و.. درواقع استقلال با اين نيروهاي پنهان و قوي توانست پس از سالها قهرمان ليگ شود. اما چرا استقلال به تمامي اهداف خود نرسيد. استقلال از لحاظ فني در اندازه اي نبود تا بتواند در آسيا به مقام؟ برسد پورحيدري شخصيت ورزشي شناخته شده اي شايد است او اگر به خاطر استقلال نبود مي توانست مانند چند معدود نفرات ديگر تا انتهاي شهرت و محبوبيت هم پيش برود اما بايد واقعيت را بپذيرد، همانطور كه در زمان تيم ملي فهميد و يورگن گده و ويكتور زرنف را به عنوان مربي پذيرفت در اين كه پورحيدري با سابقه ترين و جزو متعصبين استقلال است ترديدي نيست اما سقف آرزوهاي استقلال با پورحيدري تا ؟ كجاست از مديريت استقلال انتظار است تا با تلفيق علم و تجربه به اهداف پيشرفته خود برسند و غير از اين راه ديگري نيست. استقلال مي تواند واقع بينانه به افق هاي بالاتر بنگرد. و اما يك سئوال ديگر، مديريت استقلال تا چه اندازه در كار فني تيم دخالت؟ كرد آيا بخش مديريت از بخش مربيگري جدا نيست، اگر هست پس چرا هر بازيكني كه از كانال كادر مربيگري استقلال نيامد، سرنوشت مشخصي نداشت. بهمن طهماسبي، احمد مومن زاده، بهزاد داداش زاده، علي لطيفي، مجاهد خذيراوي، ارسطو محمدي، پرويز برومند، فرد عليرضا ملكيان، اكبرپور، شهريار داستان، سرژيك تيموريان، كاظم محمودي، علي موسوي و حتي عليرضا منصوريان منظور ما را خوب متوجه مي شوند. در مورد ناكامي هاي پرسپوليس نيز خواهيم نوشت. سيامك قليچ خاني