Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800307-51531S3

Date of Document: 2001-05-28

يادداشت روز ارزش رئيس جمهور شدن برخي شعارهاي انتخاباتي نامزدهاي رياست جمهوري روزبه روز جسورانه تر و تازه تر مي شود. برخي از اين شعارها چنان است كه گمان نمي رود در قالب قانون اساسي جمهوري اسلامي و ملاحظات ملي و بين المللي قابل اجرا باشد. شگفت انگيزتر اينكه اين شعارها غالبا توسط نامزدهايي مطرح مي شود كه گرايش هاي سياسي آنان با شعارهاي مطروحه، همخواني ندارد. يكي از اين شعارها، تاكيد مكرر بر اصلاح و تحول است، ديگري ضرورت تن دادن به الزام هاي جهاني شدن و سومي مجاز شمردن الگوبرداري از غرب. سه شعاري كه به آن اشاره شد موضوعاتي هستند كه تفسيرهاي متفاوت از آنها، در سالهاي پس از انقلاب، جناح هاي سياسي كشور را بارها رودرروي هم قرار داده است. مسير تاريخي اين رويارويي چنين است: داستان اصلاحات در ايران پس از انقلاب، عبرت آموز است. نخستين تجربه اصلاحات در سالهاي نخست انقلاب پيش آمد كه جمهوري اسلامي تصميم گرفت براي تحقق شعار اقتصادي آن زمان - حمايت از مستضعفين - ثروت هاي به جا مانده از افراد و بنيادهاي عهد پهلوي را در جهت بسط عدالت، توزيع كند، اما مخالفت با اين طرح چنان گسترش يافت كه اجراي بندهاي معروف به ج و د يا نيمه كاره ماند و يااساسا به محاق رفت. استدلال مخالفان اين برنامه ها اين بود كه طرح توزيع ثروت با القاي كمونيست ها تهيه شده است. اصلاح و تحول بعدي پس از پايان دفاع مقدس آغاز شد. شعار اصلاحات آن دوره اين بود كه نسيم تغييرات در جهان و به تبع آن ايران وزيدن گرفته است و ديگر اقتصاد دولتي جوابگوي نيازها اين نيست برنامه نيز تعديل اقتصادي در روزهاي سرنوشت ساز سال 73 كه اميد مي رفت سرمايه گذاريها به بار بنشيند، زير فشار همان مخالفان توزيع ثروت متوقف شد. اين بار استدلال اين بود كه اين سياست ها، راه غرب را به سوي اقتصاد ايران هموار مي كند و تهيدستان زير فشار اقتصادي خرد مي شوند. دوره سوم اصلاح و تحول نيز كه پس از انتخابات هفتم رياست جمهوري شكل گرفت، با مخالفت همان مخالفان و اين بار با استدلالي ديگر مواجه اين شد بار گفته شد، توسعه سياسي و جامعه مدني به الگوهاي ارزشي جامعه لطمه مي زند و ميدان عمل بيگانگان بويژه امريكا را فراخ تر مي كند. وجه اصلي كشمكش 20 ساله دو جناح سياسي اصلي بر سر شعارهاي غالب همين سه دوره بوده است. اين تقسيم بندي به هيچ وجه به معناي حقانيت بخشيدن محض به اصلاح طلبان سه دوره و مذمت مطلق مخالفان اصلاحات نيست. زيرا هر يك از جناح ها براساس تحليل هاي خود از رويدادها و تحولات كشور، راهي را درست و راهي ديگر را نادرست مي پندارند. اما شگفت انگيز اين است كه اين روزها - و نه يك هفته پيش -همه خود را هوادار تحول، متمايل به غرب، پيرو قوانين سرمايه داري بين المللي، معتقد به ضرورت عبور ايران از مرزهاي صنعتي غرب، پايبندي به حقوق بشرنشان مي دهند. اين امر در روزهاي اخير چنان برجسته شده است كه يك خبرگزاري غربي آن را به نگاه همه كانديداها به سوي غرب تعبير كرد. آيا رئيس جمهور شدن اين همه ارزش؟ دارد والسلام.