Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800306-51523S6

Date of Document: 2001-05-27

باز هم تيشه به ريشه كشتي فرنگي خورد گروه ورزشي: در آن روزگاري كه كشتي صاحبان اهل خود را داشت كشتي فرنگي هميشه چوب مظلوميتش را مي خورد و هر چه هم جفاديدگان اين رشته فرياد و اعتراض سرمي دادند كه حق و حقوقمان پايمال مي شود، كمتر كسي به سراغ آن ها مي رفت و به درددلشان رسيدگي مي كرد. و حالا هم كه ورزش ملي پهلواني ما در دوره تاريك سقوط افرادي هم جنس را در كنار خود ندارد، بايد كه به همين راحتي سفر تيم ملي كشتي فرنگي ايران به مسابقه هاي قهرماني آسيا در شهر اولان باتور مغولستان لغو شود و گستاخانه تر از هميشه هم گفته شود كه ما ترجيح داديم كه فقط مردان كشتي آزاد به اين سفر بروند. واقعا در كشوري كه بيشترين افتخارات جهاني و بين المللي اش در ورزش از خانواده كشتي است آيا نبايد هيچ مقام و مرجع تصميم گيرنده اي وجود داشته باشد كه بتواند به درد سر كهنه (پايمال شدن حقوق كشتي گيران فرنگي ) پايان ببخشد. همچون هميشه باز هم بار گناه جوانان سر خورده و از قافله بازمانده كشتي فرنگي بر گردن كساني است كه بيهوده اين گروه مظلوم را روزها و ماهها از خانه و كاشانه خود دور ساختند و با وعده و وعيدهاي آنچناني آن ها را در اردوهاي شبانه روزي نگه داشتند و حالا هم خيلي ساده و راحت به آنها مي گويند فعلا سفري و مسابقه اي در كار نيست! شما برويد و خود را براي مسابقه هاي جهاني آماده كنيد. آيا هيچ تجزيه و تحليل درست و روشني ازاين عمل خود؟ داريد قهرماني كه به اين راحتي از حضور در يك مسابقه قاره اي محروم مي شود، آيا مي تواند نماينده شايسته اي از ورزش مورد علاقه خود در صحنه هاي جهاني باشد!؟ داستان لغو سفر تيم ملي كشتي فرنگي به مغولستان سناريوي تازه نابودي و بدبختي كشتي فرنگي در ايران است. سناريوي تلخي كه تيشه به ريشه اين ورزش جوان پسند در كشورمان زده است.