Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800306-51522S2

Date of Document: 2001-05-27

يادداشت روز انتخابات و زمان عالمان و شارحان نظريات سياسي، غالبا براي قدرت سياسي و به ويژه شان اجرايي آن - رئيس جمهور يا نخست وزير - دو منبع ذاتي قائلند: اول صلاحيت، دوم اقتدار. مراد از صلاحيت مجموعه اي از قابليت هاي فردي و در راس آنها وجاهت شخصيتي، نفوذ كلام و مقبوليت مردمي است. منظور از اقتدار نيز توانايي ايجاد موازنه در اركان قدرت - دولت، مجلس، احزاب و گروهها، نهادهاي حاكم و منتقد و.. - است. در برخي كشورها كه رئيس قوه مجريه، رياست دولت به معناي عام را نيز به عهده دارد، پليس و ارتش هم به اين فهرست اضافه مي شود، اما در ايران، نيروهاي مسلح تحت فرمان رهبري هستند و در اين تقسيم بندي نمي گنجد. بر اين مبنا، شخصيتي كه مي خواهد سكاندار امور اجرايي كشور شود، مي بايست علاوه بر جذابيت هاي شخصيتي كه از معيارهاي تعيين كننده انتخابكنندگان است، از چنان وزن و اعتباري برخوردار باشد كه بتواند گروه بزرگي از فعالان سياسي جامعه و نهادهاي حكومتي را با خود همراه كند. تجربه دو دوره نخست وزيري در ايران پس از انقلاب (شهيدان رجايي و باهنر ) و روساي جمهور پس از تابستان 1360 مويد اين ادعاست; همه كساني كه تاكنون بر كرسي نخست وزيري يا رياست جمهوري ايران تكيه زده اند با ضرب آهنگ جامعه در سال برگزاري انتخابات و سالهاي پس از آن همساز بوده اند و معمولا تغيير نگاه مردم در پايان دو دوره چهارساله و تحت تاثير خالي شدن ظرفيت هاي اجرايي تيم سياسي - اقتصادي مرد شماره 2 كشور و يا ارتقاي منزلت او رخ داده است. علت اين رفتار انتخاباتي مردم همواره اين بوده است كه گزينش هاي آنان تابعي از اوضاع و احوال و به تبع آن بر نظمي منطقي استوار بوده است. اين نظم منطقي، با دولت شهيد محمدعلي رجايي آغاز مي شود. او محصول مطالبات سال هاي نخست دهه 60 است كه غلبه كامل با ارزش هاي انقلابي - صداقت، ساده زيستي و ايثار انقلابي - بود. دوره بعد با رياست جمهوري حضرت آيت الله خامنه اي آغاز مي شود كه عصر استمرار ارزش ها، غلبه دولت بر بحران ها، تثبيت نهادهاي انقلابي و اداره دفاع مقدس است. دوره سوم، عصر پس از جنگ است كه جامعه پس از دو دهه تلاش براي دفع فتنه هاي داخلي و خارجي، مي خواهد نفس بكشد; به همين علت گرايش به رفاه مادي در اين دوره افزايش مي يابد و بالاخره دوره چهارم، زماني است كه پايه هاي اوليه توسعه اجتماعي و اقتصادي تا حدودي به كمال رسيده و مفاهيمي مانند مردم و توده، جاي خود را به افراد مدعي منزلت فرهنگي و اجتماعي و سياسي مي دهد. دوران اخير، بر اثر منازعه اي كشدار و سنگين كه آشكارتر از منازعات دوره هاي گذشته است، هنوز در نيمه راه قرار دارد و ساحل امن آن، جايي است كه قانون و توسعه سياسي بر روابط اجتماعي حاكم گردد و جامعه مبتني بر برابري ارزش آراء، شكل بگيرد. شايد به همين علت است كه همه نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري، با انكار همه وابستگي هاي حزبي كه ممكن است اذهان را به سوي عملكرد گذشته آنها ببرد، با بهره گيري از ادبيات عصر اصلاحات سخن مي گويند. علي الظاهر همه نامزدها به اين حقيقت اذعان دارند كه جامعه ايران راه سنگلاخي را كه در سال 57 به سوي استقلال آزادي جمهوري اسلامي آغاز كرد، در هر مقطعي با سفينه اي مي پيمايد كه خاص همان دوران است و اگر مرداني از مردان سياسي جامعه در دوره هاي پس از خود برجاي مانده اند، راز ماندگاري آنها در دريافت پويا از همين تحول پذيري بوده است. آنچه در روز 18 خرداد براي گزينش مردم معيار تعيين مي كند به احتمال قريب به يقين، دريافت آنان از ذات تحولي است كه نامزدها وعده آن را مي دهند، نه ادعاي ايجاد سعادت آرماني. و اگر فرض پيشين را بپذيريم كه مردم به مردان عصر خود راي مي دهند بايد تا 18 خرداد صبر كنيم تا همزمان دو واقعيت را دريابيم: مردم تحول را به كدام جهت مي خواهند و مردي كه مي خواهد مدير اين تحول باشد،؟ كيست والسلام