Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800305-51506S2

Date of Document: 2001-05-26

بيماري اوتيسم و راههاي برخورد با آن اوتيسم نوع، بسيار شديد بيماري رواني - ذهني و نوعي عدم توانايي پيشرفته اي است كه مشخصا برروي ارتباطات عملي و غير عملي و عكس العمل هاي اجتماعي اثر مي گذارد. اين بيماري عموما در 3 سال اول زندگي خود را نشان مي دهد و نتيجه نوعي بي نظمي و اختلالات عصبي است كه از هر 10 هزار نوزاد 15 نفر به آن دچار مي شوند. براساس تحقيقات دانشمندان در سال 1993 اوتيسم در پسران 4 برابر بيش از دختران اتفاق مي افتد. مشخصه هاي بارز اين بيماري، شامل عدم برقراري نظم و تعادل در ارتباطات، درگير شدن در فعاليت هاي تكراري بي هدف و حركات كليشه اي، مقاومت در برابر تغييرات محيطي و تغيير در مسائل عادي و تكراري زندگي و پاسخ هاي غير معمول و نامعقول به تجارب حسي و احساسات برانگيخته شده است. اما چگونه بايد با كودكاني كه دچار اين بيماري هستند، برخورد؟ كرد آيا چنين كودكاني بايد مانند بيماراني كه دچار عقبماندگي ذهني هستند، كاملا به كناري گذارده شوند، يا اين كه مي توان با كمي صبر و تحمل، موقعيت هاي خوب آنها را نيز درك كرده و با روش هاي مخصوص، آنها را تا حدي با زندگي معمولي آشنا؟ ساخت در اين زمينه، متخصصان آموزشي معتقدند كه با ارائه يك سري برنامه هاي خاص، مي توان ميزان فهم و درك اين كودكان را تشخيص داده و با كاركردن مداوم برروي آن، به نتيجه اي مطلوب دست يافت. تحقيقات بسيار اندكي كه در اين زمينه انجام و به چاپ رسيده، حاكي از اين است كه توانايي كودكاني كه دچار چنين مشكلي هستند، در موقع بيان داستان يا خواندن و تعريف آن براي ديگران و يا فهم و درك آنها از داستان تعريف شده، بسيار متفاوت است. براساس آمار و تحقيقات انجام شده در اين زمينه، كودكاني با بيماري اوتيسم وجود دارند كه توانايي هاي بسيار باارزشي در زمينه خواندن از خود نشان مي دهند، اما در عوض در زمينه درك و فهم مطالب خوانده يا نوشته شده بسيار عاجز و درمانده هستند. كودكاني با چنين توانايي، كودكاني غني از گنجينه لغات ناميده مي شوند. به عقيده ريچمن متخصص، روانشناسي كودكان، اين كودكان حافظه بهتري براي فهم لغات به تنهايي و خارج از متن دارند. در واقع اين كودكان در يك متن كلي خوانده شده بر آنها، بسيار كند و دور از ذهن عمل مي كنند، در حالي كه معناي يك واژه به تنهايي براي آنها قابل هضم به است نظر مي رسد كه چنين كودكاني تنها قادر به درك، فهم و بايگاني گوشه اي از اطلاعات بوده، اما در سازماندهي آنها و استفاده درست و اصولي از اين اطلاعات دچار مشكل مي شوند. در بسياري از موارد، شناخت اين كودكان در يك كلاس درسي بسيار مشكل به نظر مي آيد. چرا كه كودكاني كه دچار اوتيسم هستند نيز، مانند ساير كودكان مي توانند بخوانند و براي شما تعريف كنند. فقط تعاريف آنها به مراتب داراي اشتباهات بيشتري نسبت به سايركودكان است. به همين دليل است كه در بسياري از موارد مشاهده شده، كودكان كلاس اول بلافاصله رده بندي شده و براساس قدرت درك آنها از مسائل مختلف و حتي خواندن يك داستان ساده و كوتاه، مورد مهر و يا بي مهري معلم قرار مي گيرند. اين بيماري كه قاعدتا بايد تا 3 سال اول زندگي خود را نشان دهد، نوعي بيماري نهفته محسوب مي شود كه هر كس نيز توانايي شناخت، درك و برخورد اصولي با آن را ندارد. در بسياري از موارد، معلمان تنها با يك اشتباه كوچك، كودكي را كه واقعا هيچ مشكلي جز ديرفهمي نداشت، جزو اين بيماران در نظر گرفته و با برخوردهاي غيراصولي راه پيشرفت هاي آينده را بروي مي بندند. گروه ديگري از محققان، مطالعات خود را در زمينه پاسخگويي و قدرت بيان اين كودكان انجام داده و توانايي آنها را با كودكاني كه داراي سندروم داون (نوعي بيماري ژنتيكي عقبماندگي ذهني ) هستند، مقايسه پس كردند از خواندن يك داستان ساده براي آنها، از كودكان هر دو گروه خواسته شد تا آنچه را كه فهميده اند، بازگوكنند. دو گروه در بازگويي داستان و ارايه مشخصات ساختاري آن با هم تفاوتي نداشتند، يعني در تعداد لغات ارايه شده، تعداد شخصيت هاي داستان، تعدادحوادث اتفاق افتاده درآن و... تنها تفاوت بارز اين دو گروه در اين بود كه اوتيسمي كودكان بيش از گروه ديگر از نمادهاي خارجي استفاده مي كردند. يعني به شخصيت هاي داستان بيش ازآن كه به عنوان يك فرد اهميت داده و صحبت هاي معني دار او را در نظر گيرند، به عنوان يك شي ء نگريسته ودرعمل كارهاي او را نشان مي دادند. مثلا براي يك عروسك، تنها دهان خود را باز و بسته كرده و يا بالا و پايين مي پريدند. در حالي كه گروه ديگر هيچ عكس العملي از اينكه حتي داستان را فهميده اند، نشان ندادند. حال، ما مي خواهيم به بررسي روش هاي مختلف جهت بالا بردن سطح كيفي اين كودكان با چنين عدم توانايي، بپردازيم. روش هاي در نظر گرفته شده متخصصين، پژوهش هاي خود را در يكي از مدارس بزرگ واشنگتن انجام دادند. دانش آموزان همگي بين 12 تا 15 سال سن داشته، اما عملكرد اجتماعي و ديگر عكس العمل هاي آنها در سطح كودكان 5 تا 8 سال بود. اين بچه ها تماما كودكاني هستند كه در سخنوري و بيان مسايل به خوبي عمل مي كنند، اما تمايل شديدآنها به نشان دادن حركات كودكانه و تكرار صحبت هاي ديگران، يعني پديده اي كه آنها را به سوي اين بيماري سوق مي دهد و تكرار سخنان و گفتارها از طريق آنچه شنيده اند، نشان از اين بيماري و عوارض آن در آنها دارد. مواردي كه در اين كلاس بر روي آن بسيار توجه مي شود، مسايل عملي، زندگي روزمره و مهارت هاي بسيار معمول و اجتماعي خواندن است دروس، كتاب و يا بروشورهاي مختلف نيز عموما بر روي نكاتي از قبيل برچسبهاي روي غذا، دستور آشپزي، نسخ دارويي، برنامه اتوبوس ها وعلايم راهنمايي و رانندگي تاكيد دارد. طبق اين روش، بايد دانش آموزان را هرچه بيشتر با طريق خواندن وچگونگي فهم و درك مطالب و بازگو كردن آنها آشنا كرد. اين كودكان با چنين عدم توانايي چنانچه از داستان يا سخنان بيان شده، چيزي را درك نكنند، نامفهوم بودن متن مورد نظر را با رفتارهاي خود نشان مي دهند. بسياري از كودكاني كه دچار اوتيسم مي شوند، در اثر مصرف بيش از حد الكل توسط مادردر دوران بارداري است. يكي ازبچه هاي 14 ساله اي كه در سطح كودكان 7 ساله است با داشتن اين سندروم، توانايي خود را در درك مطالب و درست سخن گفتن از دست داده وي است با تكرار سخنان ديگران، بارزترين مشخصه اين بيماري را از خود نشان مي دهد. ضريب هوشي اين نوجوان، از حد معمول بسيار پايين تر و توان برقراري اجتماعي اش دقيقا مانند كودكان 7 6 يا ساله است. بيماري مورد نظر در كودكان و به صورت هاي متفاوتي بروز مي كند. مثلا در يكي ديگر از اين دانش آموزان با اين كه تنبلي بسيار شديد وعدم تمايل به صحبت كردن آشكاراست، هيچ گزارشي از اخلاق بد يا ناپسند اين كودك در كلاس گزارش نشده است. اين دانش آموز در كارهاي جمعي به راحتي شركت كرده و در اين زمينه مشكلي ندارد، اما بعضي اوقات، فريادهايي مي كشد كه هيچ كس نمي تواند جلوي او را بگيرد. اين حالت در وي به قدري شديد است كه ديگر بچه ها را نيز به عكس العمل وامي دارد. عكس العمل معلم در چنين حالتي بايد چگونه؟ باشد * كودكاني كه دچار مشكل اوتيسم هستند، مي توانند به روشي كاملا مثبت به سخنان، گفته ها و يا داستان هايي كه براي آنها تعريف مي شود، پاسخ گويند و مهارت هاي آموزشي خويش را تقويت كنند. با تجزيه و تحليل پاسخ هاي اين كودكان به نوشته ها، سخنان و درك و مفهوم آنان از مطالب عنوان شده، مي توان به پديده هاي جديدي دست يافت. تمام نتايج به دست آمده در اين زمينه نشان مي دهد كه كودكان اوتيسمي در عمل و بيان شفاهي مسائل بسيار خوب عمل كرده و چنانچه ابتدا راجع به داستان تعريف تصويرهايي شده، را كه در ذهن دارند برروي كاغذ بياورند، عكس العمل آنها بهتر هم مي شود. ما مي خواهيم بدين وسيله دريابيم كه دانش آموزان تا چه اندازه از متن تعريف شده درك درستي دارند و مي توانند مجددا آن را بازگو كنند. * اين مطلب زماني كه تصويري برروي كاغذ مي آيد و در حواشي آن مطالبي نوشته مي شود، بيشتر و بهتر نمود پيدا مي كند. كودك با تصورات ذهني خود كه برروي كاغذ آورده، مطالب آشناتر و شخصيت هاي بيشتري را براي معلم خود بازگو پس مي كند از آن، مربي بايد از كودكان بخواهد تا جايي كه مي تواند در داستان مورد نظر تغييراتي داده و داستاني جديد را خلق كند. خلاقيت يكي از نكاتي است كه باعث مي شود ضريب هوشي كودكان (IQ) تا حد زيادي افزايش يابد. اين افزايش ضريب هوشي، تا حد بسيار زيادي، ديگر رفتارهاي كودكان را نيز تحت كنترل درمي آورد. * زماني كه مهارت اين بيماران در زمينه درك و مفهوم مطالب فزوني يافت، مي توان تاثير آن را برروي نوشته هاي آنها نيز شاهد حال بود كودكان با اطمينان و دلگرمي بيشتري، نوشته هاي نامفهوم خود را به واقعيت ها نزديك مي سازند. * پس از آن مي توان تغييرات رفتاري را در اين بيماران شاهد بود. پيشرفت در خصايل و رفتارهاي كودكانه در حد مطلوب، نشانگر تاثير نوع كاركرد با آنها است. در واقع در طول بيان داستان از طرف كودكان و ترسيم ذهنيات خود برروي كاغذ، علاوه بر نشان دادن يك سري رفتارهاي كليشه اي، هيچ رفتار غيرقابل قبول ديگري از آنها ديده نمي شود. بعلاوه، فعاليت هاي غير طبيعي آنها نيز تا حد زيادي كاهش مي يابد. آنچه كه در اين ارتباط توضيح داده شد، تنها يافته هاي كمي است كه طي آخرين تحقيقات دانشمندان به دست آمده است. در يك نتيجه گيري كلي، كودكاني كه دچار اوتيسم هستند هر چند كه در ظاهر ممكن است عارضه اي خاص نداشته باشند، اما به علت عدم درك كامل آنها از گفته ها يا نوشته ها، بايد برخورد صميمانه تر و عاقلانه تري با آنها داشت. بسياري از كودكاني كه دچار اوتيسم هستند عملا از انجام بسياري از كارها محروم بوده و يا نشان داده اند كه درك كمتري نسبت به ديگر دانش آموزان از گفته هاي معلم خويش دارند. اين مطالعه و تحقيق نشان مي دهد كه اين كودكان احتمالا از سخنان و دروس معلم خود چنانچه همراه با نقاشي و به اصطلاح تعاريف تصويري باشد، استفاده بيشتري كرده و همراه با بالا رفتن درك آنها از سخنان ارائه ميزان شده، ضريب هوشي آنها نيز، تغيير محسوسي مي كند. همچنين قابل ذكر است كه پيش از هرگونه نتيجه گيري دقيق در مورد اين كودكان، لازم است تا تحقيقات كامل و جامعي برروي تك تك آنها انجام شود چرا كه هر كدام از آنها با پس زمينه اي متفاوت دچار اين بيماري شده اند. اين اطلاعات ممكن است به درد معلماني بخورد كه در كلاس هاي معمولي خود، حداقل با چند بيمار اوتيسمي روبه رو هستند. اين كودكان بايد با معلمان متخصص و يا متخصصان قابلي در ارتباط باشند تا بتوانند سرويس دهي و خدمات قابل توجه آنها را با توجه به نياز خاص خود، پذيرا باشند. اين مربيان بايد بدانند كه تفاوت بين اين نوع كودكان و ديگر دانش آموزان را نبايد جلوي ديگران برايشان قايل شوند. تنها با كمي دقت و حوصله و تكرار بيشتر متون خوانده شده و همراه كردن آنها با تصاوير متحرك، مي توان ميزان توانايي هاي كودكان را افزايش داد. اين پژوهش ها نشان مي دهد كه در بسياري از موارد، كودكان اوتيسمي نيز همانند ديگر دانش آموزان مي توانند از بيان داستان و درك آن خوشحال شده و عكس العمل مثبت نشان دهند. پس بهتر است مربيان عزيز با كمي حوصله بيشتر، شناخت خود از اين كودكان را افزايش داده و راههاي ترقي آنها را با برخوردهاي غير اصولي، ناهموار نكنند. منبع: ريدينگ /تيچر مترجم: سهيلا زماني