Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800302-51501S9

Date of Document: 2001-05-23

يادداشت سياسي دوم خرداد و مصلحت عامه دوم خرداد 76 مانند بسياري از رويدادهاي مهم تاريخ انقلاب اسلامي، حادثه اي مبنايي است كه مي تواند معيار تحليل ايام قبل و بعد از خود باشد. آنچه تاكنون درباره عصر پس از دوم خرداد گفته شده، غالبا ناظر بر شكستن انحصار قدرت بوده است. اين نظريه وجه غالب نوشته ها و گفته هاي اصلاح طلبان است; به همين علت هم همواره با واكنش دفعي رقيبان آنها در اردوگاه ديگر، روبه رو شده است. اكنون كه رويداد دوم خرداد 76 چهارساله شده و تا حدودي غبارهاي حادثه فرونشسته است، شايد بتوان از منظري ديگر به آن نگريست و واقعيتي ديگر را كه ناظر به علايق و منافع دو جناح عمده سياسي كشور باشد، از درون اين رخداد، استنتاج كرد. انقلاب اسلامي با بيشترين درجه و درصد پشتيباني مردم تشكيل شد. اين ويژگي از جهت بالا بردن قدرت پايداري نظام سياسي در برابر تهديدهاي امنيت ملي، ويژگي مثبت و قابل اتكايي بود. امابرخي تفسيرهاي گروه گرايانه كه بعدها بر مفهوم مردم و توده ها بار شد عوارض نگران كننده اي براي زندگي سياسي ايرانيان به وجود آورد. ماده اصلي تفسيرهاي گروه گرايانه از مفهوم مردم اين بود كه هر آنچه كه اكثريت مردم بخواهند بايد اجرا شود و قوانين ناشي از اين اكثريت بر همه موافقان و حتي مخالفان، قابل تحميل است. وجه نگران كننده اين نگاه كه ناشي از برداشت ناقص از مقوله مردم سالاري است اين است كه اولا ممكن است قانون اكثريت به ديكتاتوري عليه اقليت بينجامد و ثانيا ممكن است اكثريت عددي، توان اعمال اراده خود را نداشته باشد و با وجود كثرت جمعيتي ناگزير به تبعيت از اراده اقليت در باشد چنين حالتي عالي ترين نهادهاي سياسي انتخابي يعني مجالس قانونگذاري و رياست جمهوري، اثربخشي خود را از دست مي دهند و مردم كه همواره به آنها گفته شده است شما همه كاره ايد خود را در برابر قدرت سياسي ناتوان مي بينند. شايد واضعان واژه ملت و تاكيد آنها بر نشاندن اين واژه به جاي مردم اين بوده است كه اولا تصميم گيريهاي سياسي را از گردباد تغييرات ناگهاني علايق افراد جامعه (حتي اكثريت ) مصون مي دارد و ثانيا با ايجاد نگاه مصلحت انديشانه به سرنوشت سياسي جامعه، عافيت و عاقبت ملت را بر آراي مقطعي افراد، مسلط مي گرداند. اما پرسشي كه در اين زمينه پيش مي آيد اين است كه چه كسي يا كساني بايد عافيت و عاقبت خوش مردم را تعريف كنند. تجربه بشري نشان مي دهد كه فرمان دولتمردان زميني، مطاع موبد نيست و ممكن است در مراحلي مردم حاضر به اطاعت آزادانه از هيچكس نباشند; اما همين تجربيات تاريخي اين را هم نشان داده است كه هرجا دولت يا جامعه اي توانسته است حوزه مشترك منافع و علايق ايجاد كند و راه را براي توزيع خردمندانه و متوازن قدرت سياسي فراهم آورد، تعارض ها كاهش يافته و دشمنان ديروز بر سر سفره منافع امروز و فردا نشسته اند و كسي هم اطاعت را بد تعبير نكرده است. اگر فعالان و حاميان جنبش دوم خرداد كه هنوز به لحاظ عددي در وضع مناسبتري نسبت به رقيب قرار دارند، براي ايجاد حوزه هاي مشترك با رقيبان سياسي، پيشقدم شوند و راه بيان مطالب و شعارهايي را كه از آن بوي بي نيازي سياسي به اردوگاه رقيب، استشمام مي شود، سد كنند، مي توان اميدوار بود كه جنبش دوم خرداد پس از انتخابات خرداد 18 به اهداف خود نزديك تر شود و با نشاندن مصلحت عامه به جاي مردم گرايي ابتدايي، بيم تنهايي و انكار را از رقيب بستاند و راه را براي همكاري با جناح اقليت - كه انكارش ناممكن و خطرناك است - هموار كند. هدف جنبش دوم خرداد چيزي بيش از افزايش دايره مشاركت همگاني نبود. محمود صدري