Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800302-51496S1

Date of Document: 2001-05-23

آيا نوجوان شما داراي مهارتهاي حل مساله حل مساله ؟ است زندگي يعني * روان شناسان معتقدند كودكان و نوجواناني كه داراي مهارت حل مساله هستند، به احتمال كمتري به بزهكاري، سوءمصرف دارو، مصرف مواد مخدر - الكل و يا به بيماري رواني مبتلا مي شوند آيا شما در هنگام مواجهه با مشكلات قادر به حل آنها آيا؟ هستيد شما قادر به سازگاري با موقعيتهاي پرتعارض و دشوار؟ هستيد يا فردي كناره گير با شخصيتي؟ پرخاشگريد آيا توان برنامه ريزي و توليد راه حل هاي متعدد براي مشكل خود را؟ داريد و در مواجهه با مشكلات احساس اعتماد بنفس مي كنيد يا برخوردهاي شما عاطفي، احساسي و غيرمنطقي ؟ است شما تا چه حد تصميم گيري هايتان متكي بر منطق، شناخت و انتخابهاي عقلاني (در تحصيلات، اشتغال و ازدواج ) و يا براحساس اتكا داشته و در يك جمله آيا شما داراي مهارتهاي حل مساله؟ هستيد يا در مواجهه با كوچكترين مشكلي به ساده ترين و سهل الوصول ترين راه يعني گريز (گاهي گريز به مواد افيوني براي فراموشي مشكلات ) پناه؟ مي بريد اين واقعيت است كه جوامع در حال تغيير دگرگوني و تحول سريع در تمامي شوون علمي - فرهنگي، سياسي، اجتماعي و... بوده و نيز پيچيده تر شدن ارتباطات اجتماعي و پديدارشدن مشكلات عديده از جمله بيكاري، مشكل ازدواج و.. براي نسل جديد غيرقابل انكار است. اكنون زمانيست كه دو دوره تحول، يعني بهره برداري از نيروي بازوي آدمي و دوره صنعتي شدن را پشت سر گذارده ايم و از مدتها قبل وارد دوراني شده ايم كه به آن موج سوم يا بهره فردي از نيروي تفكر گويند. با ورود به قرن جديد همپاي اين تغييرات تنها جوامعي پايدار خواهند ماند كه مردم آن بهتر فكر كرده و بتوانند در مواقع بروز و برخورد با مشكل انديشمندانه و منطقي مناسبترين راه ها را اتخاذ كنند و به شيوه هاي موفق برمشكل خود چيره شوند. براي اينكه بتوانيم خود را از نظر آموزشي، علمي، صنعتي و... به پاي جوامع پيشرفته رسانده و يا حداقل موقعيتي بهتر از اين كه داريم كسب كنيم، بايد خود را مسلح به روشهايي كنيم كه توانايي برخورد با مشكل و مهارت تفكر را در نسل آينده بوجود آورده و تحكيم بخشد. يكي از اين روشها آموزش مهارت حل مساله است. مهارت حل مساله - مساله نوعي تعارض و تفاوت بين موقعيت موجود و موقعيتي است كه مي خواهيم ايجاد كنيم و يا به عبارتي وقتي شما با تكليف يا موضوعي برخورد مي كنيد كه با استفاده از اطلاعات و مهارتهايي كه در اختيار داريد نتوانيد به آن پاسخ دهيد با مساله روبرو شده ايد. - و حل مساله فرآيند عامي تفكر است كه فرد با استفاده از تجارب قبلي براي كشف و رسيدن به يك راه حل يا پاسخي كه قبل از آن براي آدمي ناشناخته بوده بكار مي برد. ديوئي ( ) 1896 معتقد بود حل مساله فراينديست كه از پنج مرحله تشكيل مي شود: تشخيص مشكل يا مساله، جمع آوري اطلاعات براي ساختن فرضيه، فرضيه سازي، آزمايش فرضيه ها، نتيجه گيري و تعميم و كاربرد آن و يا به عبارتي ابتدا مشكل را احساس كنيم بعد آنرا تعريف كرده و مساله را تعيين كنيم در مرحله سوم راه حل هايي را ارائه كرده و سپس آنرا آزمايش نمائيم و با توجه به نتايج يكي از راه حل ها را كه مناسبتر است انتخاب كرده و بكار بريم. فايده آموزش مهارت حل مساله بسياري از كودكان و نوجوانان در طول زندگي مكررا با مشكلاتي روبه رو مي شوند كه نياز به اتخاذ تصميم و عمل مناسب دارد اما غالبا از انجام آن عاجزند و يا راه حل هاي نامناسبي را انتخاب مي كنند كه به شكست و ناكامي مي انجامد (از جمله در انتخاب رشته تحصيلي، شغل و همسر آينده ) يكي از روشهايي كه با آموزش آن به نسل آينده مي توان آنها را در برخورد با مسايل و مشكلات ياري داد مهارت حل مساله است. آموزش مهارت حل مساله به نوجوان موجب مي شود آنان مسلح به سلاح تفكر و روشهايي شوند تا در شناخت و حل مشكلات و انتخاب راه حل هاي مناسب در موقعيتهاي مختلف موفق گردند. يك ضربالمثل چيني مي گويد: اگر به فردي يك ماهي بدهي وعده اي از غذاي او را تامين كرده اي اما اگر به او ماهي گيري را بياموزي غذاي يك عمر او را فراهم نموده اي. فراهم كردن شرايط و امكانات حل مساله در سنين خردسالي كودك را آماده مي كند تا از طريق تعامل با محيط قدرت ابتكار - كنجكاوي، استقلال طلبي و حس همكاري و تلاش را در آنها افزايش دهد. به عقيده محققيني نظير گلدشتاين، كارو و ديويشن اين روش در ايجاد تعادل سازگاري، رواني، استقلال و كفايت شخصي، اتكاء بنفس و افزايش توانايي هاي اجتماعي نقش موثري دارد. به عقيده ليف ( ) 1370 از راه ايجاد توانايي حل مساله در افراد مي توان آنها را براي مقابله با شرايط متغير زندگي و موقعيتهاي تازه آماده نمود. نتايج پاره اي ديگر از تحقيقات نشان مي دهد كه كودكاني كه گوشه گير، تكانشي يا پرخاشگر وناسازگارند فاقد توانايي مزبور بوده و در مقايسه با كودكاني كه با مهارتهاي فوق آشنا هستند كمتر در مقابل فشارهاي رواني و ناكامي مقاومت نشان مي دهند. روان شناسان معتقدند كودكان و نوجواناني كه داراي مهارت حل مساله هستند، به احتمال كمتري به بزهكاري، سوءمصرف دارو، مصرف مواد مخدر - الكل و يا به بيماري رواني مبتلا مي شوند. به طور كلي توانايي حل مساله مي تواند در فرد اعتماد به نفس در برخورد; مشكل بوجود آورد و او را در مواجهه با مسائل زندگي واكسينه كند. مقايسه افرادي كه از توانايي فوق برخوردارند يا افرادي كه فاقد اين توانايي هستند نشان مي دهد كه كودكان نوع اول در مقابل استرس هاي شديد، تعارض و ناكامي مقاوم تر و در مواجهه با مشكلات آن را بهتر حل كرده و از قوه تفكر و انديشه خود به خوبي استفاده مي كنند و به ندرت احساس ناكارآمدي و ياس مي كنند به خصوص در عملكردهاي درسي و تحصيلي موفقيت بيشتري كسب مي كنند. اما كودكان و نوجوانان دسته دوم در مقابل مشكلات به راحتي تسليم شده و توانايي مقابله صحيح و منطقي را از دست داده و به دليل احساس پوچي و ناتواني هاي مكرر درمانده شده و حتي زماني كه براي جبران شكست موقعيت و فرصت مجدد داشته باشند چون پذيرفته اند كه ناتوان از حل مشكل هستند از حل ساده ترين مساله هم عاجز مي مانند. روشهاي آموزش مهارت حل مساله براي اجراي آموزش مهارت حل مساله به نوجوانان مي توان از دو روش كلي در كلاسهاي درس استفاده نمود: روش مستقيم و روش در غيرمستقيم روش مستقيم معلم ابتدا بايستي هدف را مشخص كند تا براي يادگيرنده انگيزه و رغبت لازم براي حل مساله را بوجود آورد. مثلا در كلاس مساله اي را كه مي تواند هم به مفاهيم كتب درسي ربط داشته باشد يا به يكي از مسائل زندگي مطرح نمايد. سپس از دانش آموزان نظرخواهي نمايد. در مرحله اول بايستي فهرستي از فعاليتهاي دانش آموزان تهيه نمود. در مرحله دوم ويژگيهاي مساله را به اتفاق دانش آموز بررسي مي كند و احتمالا پاسخهايي را هم خواهد شنيد. مثلا در درس رياضي از دانش آموز پرسيده شود رسم مختصات به چه دردي؟ مي خورد در مرحله سوم از بحثهاي گروهي كه با هدايت معلم انجام مي گيرد بين دانش آموزان و به منظور ترغيب به مطالعه عميق و ارائه پاسخ استفاده مي شود. هدف، تقويت و تشويق يادگيرنده و كشف اطلاعات آنهاست. مرحله چهارم جمع آوري اطلاعات و مرحله پنجم نتيجه گيري. معلم بعد از جمع آوري اطلاعات دانش آموزان را به بحث در مورد يافته ها ترغيب و آنها را هدايت مي كند ودر نهايت دانش آموزان از مباحث و نتايج يادداشت برداري مي كنند و در روش غيرمستقيم معلم با طرح يك يا چند سوال مساله را به دانش آموزان ارائه و از آنها نظرخواهي مي كند و با استفاده از پيشنهادات آنها فعاليت درسي را دنبال مي كنند. - ابتدا طرح مساله در مرحله، بعد بررسي نظريات ارائه شده توسط در دانش آموزان اين قسمت معلم فهرستي از نظرات دانش آموزان را بر روي تخته يادداشت مي كند. مرحله سوم بحث گروهي: معلم دانش آموزان را به بحث و بررسي نظريات ارائه شده ترغيب مي كند و نظرات موافق و مخالف را مورد بررسي قرار مي دهند. در اينجا معلم تنها نقش هدايت كننده و تسهيل كننده را دارد. مرحله بعد جمع آوري اطلاعات براساس يافته هاي دانش آموزان و در نهايت نتيجه گيري و خلاصه نويسي با هدايت معلم. راهكارهايي جهت آموزش مهارت حل مساله - در بعد خانواده مي بايست تلاش شود خانواده ها با شيوه هاي نوين آموزشي و تربيتي و مراحل رشد آشنا گردند. خانواده با ايجاد رابطه پايدار و مثبت با نظام آموزش و مدرسه و تشويق و ترغيب نوجوان به برنامه ريزي و انجام امور مربوط به خود نقش فعالي در ايجاد مهارت هاي فوق در نسل جوان ايفا مي كنند. - در برنامه هاي آموزشي محتواي آموزشي بايستي طوري سازماندهي شود كه دانش آموز براي يادگيري برانگيخته شده و حس موثر بودن در آنها تقويت شود. - از روشها و الگوهاي تدريس مناسب استفاده شود كه مسائل درسي را به صورت سوالات بحث انگيز، تصاوير و نمودارهاي معني دار، داستان و... در آورده و آنها را در معرفي افكار، ابراز عقيده و پاسخگوي دانش آموزان قرار دهد. - يادگيري مشاركتي و فعال را در مدارس توسعه و رونق داده و سياستهاي آموزشي را از معلم محوري و سنتي به دانش آموز محوري تغيير داد. - كتب درسي با توجه به توانايي و استعداد دانش آموزان به گونه اي تدوين شود كه راهبردهاي شناختي را به آنها آموزش دهد. - روش تدريس معلم فعال و مسائل به گونه اي عيني و محسوس براي دانش آموزان مطرح و حل شود. - معلم بايستي نقش تشنه كننده دانش آموز را ايفا كند نه سيرابكننده و نقش هادي يا نقش مسئول صاحب اختيار -او نبايستي به دنبال پاسخهاي صحيح باشد بلكه بايد توان پاسخ دهي دانش آموزان را افزايش دهد. - به دانش آموزان امكان موفقيت در حل مساله داده شود. - به نقش سن به خصوص تفاوتهاي سني و نقش آنها در توسعه مهارتهاي حل مساله اهميت داده شود. مثلا كودكان خردسال چون از نظر شكل تفكر عيني هستند مي بايست از مثالهاي قابل لمس استفاده كرد. - فضاي فيزيكي كلاس جهت ايجاد انگيزه يادگيري مشاركتي و بحثهاي كلامي بايستي مناسب باشد. احتمالا كلاس به دليل ابراز عقايد دانش آموزان شلوغ تر از معمول خواهد بود ليكن بايستي فرصت صحبت به بچه داده شود. - در روش آموزشي كه بر حل مساله تاكيد مي شود بر يادگيري عميق و شناختي تاكيد شود نه بر حفظ طوطي وار مطالب. - تقسيم كردن يادگيرندگان به گروههاي كوچك 5 تا 8 نفره و استفاده از ميز و صندلي جهت استفاده گروهها به تعداد لازم در هر كلاس - استفاده از وايت برد و ديگر ابزار آموزشي نقش تسهيل كننده آموزش را دارند. - چيدن دانش آموزان به صورت U يااستفاده از صندلي هاي تكي در كلاسهاي درس، آموزش را مطلوبتر مي كند. نوشته: وحيد خسروشاهيان كارشناس روان شناسي باليني