Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800231-51492S9

Date of Document: 2001-05-21

مرثيه اي براي برادرم رحمان از حدود ساعت 10 صبح روز پنجشنبه كه خبر ناپديدشدن هواپيماي حامل رحمان را شنيدم انگار كوهي بر سرم خراب شد و دنيايي از غم تمامي وجودم رافرا گرفت. حدود 27 سال دوستي آنهم در شرايط سخت و دشوار قبل از انقلاب و سالهاي پس از آن رشته هايي ناگسستني از مهر و محبت از او را در جانم نشانده است. در سالهاي 53 و بعد از آن در جمع كوچك بچه مسلمانهاي ( دانشكده ) فني (دانشگاه تهران )،، رحمان جوان پرشور، خوش اخلاق، تيزهوش و خودساخته وارد شد و طولي نكشيد كه در اين مجموعه كه بسان لشكري كوچك بودند و در ميدان مبارزه، مردانه و جانانه تلاش مي كردند او سپهدار اين جمع شد. در آن سالهاي غربت اسلام و مسلماني و فشار خفقان، او شمشير اسلام، پرچم مسلمانها و مشت كوبنده بچه هاي فني بر فرق دشمن بود. او در فني عزت و اميد بچه ها بود. اينك او، آن دلاور شجاع، آن سردار فني، آن عاشق امام، آن فدايي انقلاب از پيش ما رفت. برادرم رحمان، چگونه ياد تو را از خاطر؟ ببرم از دانشكده فني و مسجد دانشگاه تهران تا دانشگاه تبريز و آذربايجان قهرمان و از آنجا تا جبهه هاي نبرد و كوهها و دشتهاي ايران هرگز مجاهد شجاع و دلاور قهرمان خود را فراموش نخواهند كرد. مردي كه از روزي كه خود را شناخت دلش به نور اسلام روشن شد و همه زندگي و همه استعداد وافر خداداد خود را تقديم اسلام و انقلاب كرد. عزيزم رحمان - وجود تو وجود عشق و هدايت من بود، نمي دانم چه تعدادي از بچه هايي كه امروز در گوشه و كنار اين سرزمين به عشق اسلام تلاش مي كنند از تو الهام گرفته اند و تو آنان را با عرضه وجود عاشق خود، عاشق؟ كرده اي اما از سوگواران تو مي فهمم كه بسيارند. رحمان عزيز - مصيبت فقدان و فراق تو مصيبت بزرگ براي ماست نه به عنوان اينكه وزير بودي، به عنوان اينكه فردي بودي كه در طول عمرت عاشقانه و صادقانه و بي ادعا خدمت كردي و همه زندگيت را وقف خدمت به اسلام، انقلاب و مردم سرزمينت كردي. در بستر مردن براي تو كم بود. خداوند تو را با اولياء خود و امام راحل محشور فرمايد و مشي و روش تو را در فرزندان و اعقاب و دوستانت پايدار بدارد و به همه ايشان در اين مصيبت صبر عطا فرمايد. رفتي و رفتن تو آتش نهاد بر دل از كاروان چه ماند جز آتشي به منزل ب - ز