Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800226-51446S1

Date of Document: 2001-05-16

انتخابات 80 و حاشيه نشين ها آنها كه نمي آيند اشاره: درگيرودار فضاي انتخاباتي و تلاش همه براي حضور مردم در اين عرصه، تهيه گزارش از كساني كه در انتخابات شركت نمي كنند، شايد كمي عجيب به نظر برسد. اما واقعيت اين است كه انتخابات به عنوان يك موضوع مدرن، عكس العمل ها و رفتارهاي مختلفي را در ميان افراد بوجود مي آوردكه از جمله آنها مي توان به بي تفاوتي و شركت نكردن در اين همايش مدني اشاره كرد. به نظر مي رسد بررسي و ارائه گزارش از همه رفتارهاي انتخاباتي اعم از سمپاتي هاي فردي، طرفداري هاي حزبي، موضع گيري هاي سياسي، مراجعه به گروههاي مرجع براي تصميم گيري و نيز توجه به آنها كه اصلا شركت نمي كنند، در مجموع بتواند تصويري جامع از رفتار انتخاباتي مردم بوجود آورد. به ياد داشته باشيم كه بخشي از موسيقي نيز سكوت است و موسيقي يعني شدت و ضعف اصوات به اضافه لحظه هاي سكوت. گروه سياسي پيش ترها كساني كه در انتخابات شركت نمي كردند، سه گروه بودند. دسته اول كساني كه اصل نهادهاي كشور را قبول نداشتند. دسته دوم كساني كه هيچ نوع منفعت و سودي از شركت در انتخابات بدست نمي آوردند و گروه سوم كساني بودند كه مي ترسيدند به آنكه كامل و بهترين است راي ندهند و نمره منفي اخلاقي در كارنامه آنها ثبت شود. اما گشت و گذار در اجتماع امروز و صحبت با افراد نشان مي دهد كه در زمان ما اين تركيب تغيير كرده است. اولين پديده اين است كه به سختي مي توان كسي را پيدا كرد كه با قطع و يقين بگويد در انتخابات شركت نمي كنم. اما به هر حال در ميان آنهايي كه گمان مي رود در انتخابات شركت نمي كنند تقريبا دو ويژگي متفاوت يا دو نوع تلقي مشهود است. دسته اول مانند منصور، كارگر يك استوديوي فيلم سازي است. وي كه حدود 28 سال دارد تقريبا در هيچ انتخاباتي شركت نكرده است. منصور به راحتي مي تواند نام تعداد زيادي از هنرپيشه ها و گزارشگرهاي تلويزيوني و سينمايي را بيان يا به قول خودش قطار كند. اما وقتي صحبت از سياست مردان مي شود بيشتر از 12 نفر را نمي تواند نام ببرد 12 اين تن همگي از مشاهيرند و 8 نفر آنان در قيد حيات نيستند. منصور اصلا نمي داند براي چه بايد در انتخابات شركت كند. وي كه هرگز روزنامه نمي خواند، به اخبار گوش نمي دهد و در هيچ همايش و راهپيمايي شركت نكرده است مي گويد: براي من فرقي نمي كند كه چه كسي رئيس شود. در تحليل رفتار منصور يك كارشناس سياسي مي گويد: رابطه مستقيمي بين مشاركت سياسي مردم در امور با ميزان و دامنه منافع آنها وجود دارد. به گفته وي افراد به خاطر تحكيم و تثبيت منافع خود و يا رسيدن به منافع جديد و نيز به خاطر جلوگيري از به خطر افتادن منافع خود است كه در امور سياسي يا مدني شركت مي كنند. منصور مي گويد: هر كسي رئيس جمهور بشه چه فرقي براي من ؟ داره حقوق من زياد ميشه يا مثلا من بازيگر؟ ميشم نه بابا، حال داري به گفته اين كارشناس سياسي وقتي صحبت از منافع مي شود الزاما، منظور منافع اقتصادي نيست، هر چند كه اين نوع منفعت بسيار مهم است. وي مي گويد: انسانها به دليل پايگاه اجتماعي و اقتصادي خود نيازها و ضرورت هايي را در زندگي احساس مي كنند كه براي كسب آن سعي در فرستادن نماينده اي به حكومت اعم از مجلس يا رياست جمهوري دارند. به گفته وي عقل مدرن به مردم آموخته است كه براي رسيدن به اهداف، كم هزينه ترين و شايسته ترين راه شركت در، انتخابات است. گروه دوم از مجموعه افرادي كه در انتخابات شركت نمي كنند، كساني هستند كه روياهاي خود را بر باد رفته مي بينند، در جستجوي ما براي تهيه گزارش تعداد اين دسته كمتر از گروه اول بود. آنها بر اين باورند كه ميزان مطالبات ما بسيار فراتر از آن چيزي است كه كانديداها ادعاي تحقق آن را اين دارند گروه هر چند ماهيتا با آن دسته از افرادي كه در دهه هاي گذشته از شركت در انتخابات سر باز مي زدند تفاوت دارند، چرا كه هيچ كدام ضد انقلاب و برانداز نيستند، اما ظاهر رفتار آنها كه در قالب كلمات نمود پيدا مي كند با گروه اول اشتراك دارد. يكي از نكات مورد توجه در رفتار اين دسته، اعتراف ضمني آنها به غلط بودن شيوه رفتاري آنها در انتخابات است. يك دختر و پسر جوان از اين نوع تلقي در دو مصاحبه جداگانه معترفند كه رفتار آنهامدني و معقول نيست، و خود اعتراف مي كنند كه ظرفيت احساسي و عاطفي آنها مانع از شركتشان در انتخابات شده است. چنين به نظر مي رسد كه رفتارهاي سياسي گروهها و تشكل ها و شيوه برخورد و تعامل آنها با مردم مي تواند در تحريك اين گروه براي شركت در انتخابات موثر باشد. به غير از دو گروه ياد شده گروههاي كوچك و پراكنده ديگري نيز هستند كه احتمال شركت آنها در انتخابات كم است. صفورا خانم - به قول خودش سال 90 از خدا عمر گرفته است. او در انتخابات دوره قبل شركت كرده بود. وي مي گويد: دو تا مستاجر دانشجو داشتم كه با هر كلكي بود من را بردند تا راي بدم. من هم براي اينكه دلشون نشكنه رفتم. وگرنه من رو چه به راي دادن. راي دادن مال جوانهاست. اما امسال او هيچ انگيزه اي براي راي دادن ندارد. آن دانشجويان مدتهاست كه از خانه اش رفته اند و با مستاجرهاي جديدش هم رفت و آمد ندارد. اين گروه منتظر كسي هستند تا آنها را راهنمايي كند. مثلا صفورا خانم مي گويد: آخه من بايد به كي راي؟ بدهم وقتي به او اسامي تعدادي از كانديداها را مي گويم، وي مي گويد: پس اه.. هم،؟ هست من نمي دونستم. وي مي افزايد: خب حالا ببينم چه مي شود. اگر يادم بود (روز انتخابات ) ان شاالله ميروم راي بدهم. در حين جستجو براي يافتن كساني كه در انتخابات شركت نمي كنند، يك نفر استدلال متفاوت و عجيبي داشت. وي كه حدودساله 40 به نظر مي رسيد گفت: در بيشتر كشورهاي متمدن دنيا، معمولا كمتر از يك سوم مردم در انتخابات شركت مي كنند. وي معتقد بود به هر حال آنها كه بيشتر از ما سياست مي فهمند، پس حتما حكمتي دارد كه در انتخابات خيلي شركت نمي كنند. در اين باره يك كارشناس سياسي مي گويد: كشورهاي غربي، به لحاظ اقتصادي و سياسي و فرهنگي به مرحله اي رسيده اند كه اختلاف نظر احزاب بسيار محدود و در حوزه هايي بسيار جزيي مثلا است تفاوت ديدگاه دو حزب عمده آمريكا براي انتخابات رياست جمهوري را مي توان در دو يا سه مورد بسيار جزيي برشمرد. به اين ترتيب گروه قابل توجهي از مردم كه اين تفاوت ديدگاه در زندگي شان تغيير يا تاثير جدي حاصل نمي كند، ميلي براي شركت در انتخابات حال ندارند آن كه در بسياري از كشورها از جمله كشور ما، گاه تفاوت ديدگاه نامزدها در حوزه هاي مختلف زندگي اجتماعي و اقتصادي تفاوت زيادي با يكديگر دارد. به اين ترتيب پيروزي يك نامزد مي تواند نقش موثر و انكارناپذيري حتي در شخصي ترين ابعاد زندگي مردم داشته از باشد اين روي مشابه تلقي كردن رفتار كساني كه در كشورهاي غربي در انتخابات شركت نمي كنند با رفتار اين گروهها در كشورهايي نظير ما كاملا غيرمنطقي است.