Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800226-51443S1

Date of Document: 2001-05-16

تلويزيون و نقش آن در پرخاشگري كودكان تلويزيون و پرخاشگري رسانه هاي گروهي - از جمله تلويزيون - هر روزبيش از پيش فيلمهاي خشن و پرزد و خوردرا به نمايش در مي آورند. نيوزويك مي نويسد: تا همين چند سال پيش چه كسي تصور مي كرد كه پرفروش ترين فيلم سينمايي، انسان روان رنجوري را نشان دهد كه نه تنها زنان را مي كشد; بلكه آنها را پوست مي كند... امروزه به دليل گسترش روزافزون وسايل ارتباط جمعي از نيمه دوم قرن بيستم به بعد راعصر الكترونيك و يا عصر ارتباطات نام نهاده اند و بي دليل نيست كه آقاي مك لوهان دنيا را با مفهوم دهكده جهاني مي شناسد و مي گويد وسايل ارتباط جمعي داراي چنان قدرتي هستند كه مي توانند نسلي تازه در تاريخ انسان پديد آورند، نسلي كه با نسلهاي پيشين بسيارمتفاوت است. زماني كه وسيله ماركني جديدي براي ارسال پيام ساخت، نمي توانست روزگاري را تصور كند كه مركب راهوار امواج، نه فقط پيام انسانها، بلكه خودشان را با همه خويشاوندان، شيوه ها و اسباب زندگيشان بر روي خود مي نشاند و بي هيچ گذرنامه و محدوديتي به وراي مرزها و موانع به سير و سفر مي برد. به عبارتي ديگر، به يمن چنين مركب پرظرفيتي است كه پنداشته مي شود: ما در جهاني زندگي مي كنيم كه در آن، مرزهايش از پيش درحال فرو ريختن است و در عصري به سر مي بريم كه محصولات تكنولوژيك - و بويژه تكنولوژي ارتباطات -لازمه حيات بشري هستند. ( ) 1 اين پديده تكنيكي (يعني تلويزيون ) را بايد سواد بي سوادان و كتاب بي كتابها ناميد، اين معماي جادويي را مي توان چشمان نابينايان و حتي گوش ناشنوايان به شمار آورد و اگر امروزه از اوصاف بشر بپرسند، شايد بتوان گفت كه: بشر عصر ما جاندار تماشاگر تلويزيون است. ( ) 2 اين ميهمان ناخوانده - تلويزيون - اگر چه موجب تسهيل ارتباطات و كوچكي جهان شده و مايه شادماني و مباهات است، اما از سويي ديگر، با قدرتي كه اين مخلوق بر خالق خويش - يعني انسان - اعمال مي كند، انديشمندان را در فضايي از ابهام قرار داده است. در حقيقت مي توان گفت كه رسانه هاي ديداري مانند تلويزيون و سينما تيغي دولبه محسوب مي شوند كه هم در افزايش و هم در كاهش خشونت مي توانند موثر باشند. اين نكته حائز اهميت است كه در راس مشتريان اوليه و بي نظير تلويزيون، كودكان ونوجوانان قرار دارند. طبق تحقيقات مورتيمرزاكرمن ( ) 3 بچه ها در آمريكا روزانه ساعت 11 با ويدئو وتلويزيونهاي كابلي سروكار و دارند تلويزيون به نزديكترين و پايدارترين همدم بچه ها تبديل شده است. اكنون تلويزيون قصه گو، نصيحتگر، معلم، پدربزرگ و مادر بزرگ بچه ها شده است. تحقيق ديگري نشان داده كه اطفال 6 تا 16 سال بين 12 تا ساعت 24 از وقت خود را در هفته با تلويزيون مي گذرانند و كودكان دبستاني نسبت به بچه هاي دبيرستاني وقت بيشتري را صرف تماشاي تلويزيون مي كنند ( ) 4 با توجه به ارقام فوق كودكان هر سال بين 600 تا 1200 ساعت و در طول سال 12 تحصيلي بين 7000 تا 14000 ساعت را صرف تماشاي تلويزيون مي كنند و اين در حالي است كه همين كودكان حداكثر وقتي را كه در مدرسه تحصيل مي كنند 11000 ساعت مي باشد و اين ارقام شگفت آور نشانگرآن است كه كودكان مدت زماني كه صرف تماشاي تلويزيون مي كنند بيشتر از مدت زماني است كه در كلاس حضور پيدا حال مي كنند سوال مشترك والدين، روانشناسان و مسئولان مملكتي اين است كه اين تماشاكردنهاچه بلايي بر سر بچه ها؟ مي آورد در انگلستان 50 درصد فيلمهاي تلويزيوني با ماجراهاي پليسي همراه است و 40 درصد آنها دنباله هاي قضايي و محاكماتي دارد ( ) 5 و ديگر اين كه برآورد شده يك جوان آمريكايي تا سن 18 سالگي.. هزار 2مورد خشونت در تلويزيون ديده است هزار 40كه مورد آن قتل است. تي وي گايه با، بررسي برنامه هاي دو كانال تلويزيوني در يك روز معمولي 18 ساعته 1846 مورد خشونت فردي يافته است; يعني در هر ساعت از ساعات پربيننده تلويزيون 6 تا عمل 8خشونت آميزصورت گرفته است. خشونت امري عادي شده است، مثل پرنده اي خوش خط و خال كه در واقع نقش طعمه را دارد تا آنهايي را كه آسيبپذيرندبه دنيايي تيره و تار بكشاند. به نوشته هفته نامه انگليسي ساندي تايمز: در آمريكا با وجود 440 هزار پليس فدرال در هر ساعت 2 قتل 194 دزدي مسلحانه 10 تجاوز جنسي به زنان وكودكان و 600 مورد سرقت از منازل رخ مي دهد. برخي از كارشناسان مسائل اجتماعي آمريكا معتقدند كه يكي از علل وقوع اين جنايات بدآموزيهاي تلويزيون آمريكا است. ( ) 6 به هر حال رسانه هاي گروهي - از جمله تلويزيون - هر روز بيش از پيش فيلمهاي خشن و وحشيانه را به نمايش در مي آورند. نيوزويك مي نويسد: تا همين چند سال پيش چه كسي تصور مي كرد كه پرفروش ترين فيلم سينمايي، انسان روان رنجوري را نشان دهد كه نه تنها زنان را مي كشد; بلكه آنها را پوست مي كند.. يا در ادبيات، رمان نويس جوان با جزئياتي موهن، زنان و گاه مردان و سگاني را توصيف كند كه شكنجه مي شوندو به قتل مي رسند... يا پرطرفدارترين تصنيف سال آمريكا ترانه اي باشد كه به روايت شعر آن پدري به دختر نوجوانش تجاوز مي كند و سرانجام دختر گلوله اي در مغز پدر جاي مي دهد. ( ) 7 در جواب به اين سوال كه آيا تلويزيون موجب افزايش خشونت و پرخاشگري مي شود; ببينيم كه روانشناسان و جامعه شناسان چگونه پاسخ مي دهند. برخي از روانشناسان وجامعه شناسان به نقش روان درماني يا روان پالايي تلويزيون و فيلمهاي سينمايي اشاره مي كنند ومعتقدند كه تلويزيون و سينما با انتشار اخبار و داستانهاي جنايي و بسياري پليسي، از بيماران رواني را كه عقده هاي سركوب شده و تمايلات خشونت آميزوناخودآگاه باعث دارند، تخليه هيجاني احساساتشان شده ودرمان مي كنند; زيرا افرادي كه در شرايط نامساعد زندگي مي كنند براي جبران ناكاميها و شكستهاي خويش ممكن است دست به اعمال خشن و ناشايست بزنند، هرگاه نمونه هاي چنين اعمالي را در روزنامه ها يا مجله ها بخوانند يا در فيلمهاي تلويزيوني و سينمايي تماشا كنند، تا حدود زيادي تمايلات دروني آنان به اعمال خشونت، ارضا مي شود و از قيد دلهره هاو اضطرابهاي روحي رهايي مي يابند و عقده حقارت خود را تسكين مي دهند واز عقده هاي خطرساز تهي مي گردند ودر نتيجه اين عمل باعث تزكيه و تطهير روح افراد مي شود. يافته هاي پژوهشي ديگر نشان مي دهد كه فيلمهاي سينمايي، تلويزيوني و ويدئويي از عوامل بسيار موثر دركجرويها و بزهكاري نوجوانان نمايش هستند اعمال خشونت بار، كشتار، خون آشامي جنايت، و نيز صحنه هاي هيجان انگيزدر فزوني وتشديد كجرويها بويژه خشونتها تاثير بسزايي دارد. در آزمايشي كه آلبرت بندورا ترتيبداد كودكان فيلمي را مشاهده كردند كه در آن يك سرمشق ( الگو )به يك عروسك بزرگ مشت و لگد مي زد يك گروه الگويي را ديدند كه به خاطر پرخاشگريش تقويت مي شد، گروه دومي الگويي را ديدند كه به خاطرعملش تنبيه و گروه سومي الگويي را ديدند كه به خاطر پرخاشگريش نه تقويت و نه تنبيه مي شد (خنثي بود ) . چنانكه انتظار مي رفت كودكاني كه شاهد فيلمي بودند كه در آن الگو تقويت شده بود، نسبت به دو گروه ديگر پرخاشگري بيشتري از خود نشان دادند. بنابراين از اين ديدگاه تلويزيون مي تواند فرايندهاي شناختي ناقص ايجادكند كه اينها نيز به نوبه خودمي توانندبه رفتار جنايي منجر گردند. در حقيقت رفتارهاي خشونت آميز تلويزيوني رفتار ضد اجتماعي را تحريك مي كنند. بندورا ( ) 1986 مي نويسد: تحليل برنامه هاي تلويزيوني نشان مي دهد كه اعمال خشونت آميز غالبا به صورت اعمالي مجاز، موفق ونسبتامطلوب جلوه داده مي شوند... در تلويزيون در برابر خشونت ابر قدرتها به آنها پاداش داده مي شود. به سرعت و سهولت رقباي خود را از ميان برمي دارند، گويي كشتن بني آدم اهميتي ندارد پس بنابراين خشونت در برنامه هاي تلويزيوني در بعضي بينندگان مخصوصا كودكان مي تواندخشونت را تشويق كند. ( ) 8 سينما و تلويزيون و ويدئو، چنانچه برنامه هاي آنها فقط شامل فيلمهاي قتل جنايي، وغارت و كشت وكشتار باشدممكن است روحيه ماجراجويي و درنده خويي را دركودكان ونوجوانان بيدار كند و آنها را به سوي عوامل ضد اجتماعي و مخرب سوق دهد، زيرا كودكاني كه در سالهاي اوليه زندگي قرار دارند با ديدن صحنه هاي سينمايي و تلويزيوني نمي توانند رابطه لازم را بين وقايع آن و خود برقرار كنند، با ديدن تصاويرخشونت آميز كودكان دچار يك تفرقه ذهني مي شوند و اگر اين تصاوير با خشونت زياد همراه باشد، القاء ذهني بر كودك وارد ساخته در نهايت ممكن است اورابه انجام عمليات جرم زا سوق دهد. ( ) 9 به عنوان يك نمونه پسر 8 ساله اي در هند كه در تلويزيون يك آگهي مربوط به ماشينهاي لباسشويي را ديده بود، كه در اين آگهي خرسهاي اسباببازي راكه كثيف و سياه شده بودند، در ماشين مي انداختند و مي شستند تا سفيد شوند، اونيز برادر يكسال و نيمه اش را كه پوستي تيره داشت در ماشين لباسشويي گذاشت تا او را بشويد و سفيد كند. اما بچه كوچك در زير آب و فشارو چرخش دستگاه خفه شد. ( ) 10 پس به سختي مي توانيم بگوييم تلويزيون تاثيري كه، در خشونت نداشته باشد. با اين حال مي توان گفت كه كودكاني كه فيلمهاي خشن را مشاهده مي كنند ستيزه هاي جسماني نظير دعواكردن، بر هم زدن بازي ديگران در آنها افزايش مي يابد. طي تحقيقي نيز مشاهده شد كه كودكاني كه در هشت سالگي خشونتهاي تلويزيوني زيادي مشاهده مي كنند، در سي سالگي تمايل بيشتري به ارتكاب جنايات خشن نظير كتك كاري و زدن بچه هاي خودشان دارند. البته بايد توجه داشت همه تماشاگران به يك اندازه تحت تاثيرفيلمهاي بدآموز قرار نمي گيرند، بلكه با توجه به آموخته ها و تجربه هاي پيشين خود برداشتهاي گوناگوني دارند. هنگامي كه افراد به تماشاي تلويزيون مي روند، داراي ضميري چون لوح سفيد،، نيستند بلكه قبلازمينه انفعالي پيدا كرده اندكه انتخاب نوع فيلم ابتدا به پيش ساخته هاي آن بستگي دارد. كودكان در دنيايي از واقعيت و خيال زندگي مي كنند، اما اين آميختگي واقعيت وتخيل و به هم پيوستن اين دو عامل وابستگي مستقيم به شرايط زندگي خاص كودك دارد. محتواي برنامه بي شك داراي قدرتي است اما در برابر اين محتوي، هوش بچه، تنش رواني او، محيطي كه از آن تاثير مي پذيرد و ديگر فعاليتهاو سرگرمي هايي كه به او عرضه مي شوند در ميزان بروزپرخاشگري بعد ازتماشاي فيلم موثرند. تلويزيون بيشترروي كودكان نابالغ كه هنوز قابليت تميز خوب و بد را ندارند، بچه هايي كه روابط اجتماعي ضعيفي دارند بيشتر تاثيرمي گذارد; براي آنها تلويزيون گزارشي است از اوضاع واقعي جهان، زيرا تلويزيون براي آنان به صورت پناهگاهي در مي آيد، كه بچه ها به آن هيچ گونه اعتراضي ندارند وايرادي نمي گيرند و تلويزيون رفيق واقعي آنها مي شود. صحنه هاي خشونت بار تلويزيون تمايلات باالقوه فرد را متبلورمي سازد و او را به سوي اعمالي شديد وامي دارد بنابراين تشنجات عاطفي عميقي كه سبب خودكشيهاي كودكانه است و قدرت تلقين تلويزيون كه در دنياي جديد كودك قدم نهاده است تصاويرش را با دنياي تخيل كودكان درهم مي آميزد و سبب تشديد عمل مشاهده شده مي شود. عبادالله عبادي دانشجوي رشته راهنمايي و مشاوره ادامه دارد پاورقي ها: - 1 آويني مرتضي; ويدئو در برابر رستاخيز تاريخي انسان فصلنامه سينمايي شماره 1 فارابي زمستان 118 1371 ص. - 2 داوري رضا اردكاني; چگونه مي توان با تلويزيون كنار آمد فصلنامه سال فرهنگ پنجم شماره 1374 3 پاييز صص . 4753 .s.Violence V T F.TheVictims.B,MORTIMER, ZUCKERMAN -3 .August 1993, worldReport & news - 4 رشيدپور ابراهيم; تلويزيون و اطفال 1354 ص. 19 - 5 انريك ملون مارتينز; تلويزيون در خانواده و جامعه نو مترجم صدرالدين الهي; تهران 85 1350 ص. - 6 مجله سروش سال هفتم شماره 11 317 ص. - 7 ستوده هدايت الله; آسيبشناسي اجتماعي (جامعه شناسي انحرافات ) تهران: انتشارات آواي نور چاپ پنجم 1378 ص . 46 - 8 مهر گينهان ومتيو آره بي السون اچ; مقدمه اي بر نظريه هاي يادگيري، ترجمه علي اكبر سيف; تهران: نشر دوران 1377 ص. 401 - 9 كازنو ژان; جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي ترجمه باقر ساروخاني و منوچهر محسني; تهران: انتشارات اطلاعات، چاپ اول 1364 ص. 25 - 10 روزنامه همشهري شنبه 17 آبان 1376 شماره. 1402