Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800225-51434S1

Date of Document: 2001-05-15

كودكان گمشده صدها ميليون كودك، پيمان شكني و تخطي از حقوقشان را تحمل مي كنند. در ميان اين كودكان مي توان از كودكان كارگر شاغل در كشتزارها و كارخانه ها، كودكان اسير در دست استثماركنندگان جنسي، كودكان سرباز، ميليونها كودك فاقد شناسنامه و كودكان محروم ازدسترسي به آب سالم و تحصيلات، كودكاني كه درخيابان زندگي مي كنند و آناني كه در برابربيماريها واكسينه نشده اند، نام برد. گرفتاري و رنج تمام اين كودكان به تلاشي بيش ازتلاش هاي فردي نياز دارد. اين در واقع يك فراخوان جهاني است. در سراسر دنيا، هر روز تعداد زيادي از كودكان مفقود مي شوند و تعداد آنان خيلي بيشتر از 30500 كودكي كه روزانه يا 11 ميليون كودكي است كه سالانه بر اثر ابتلا به بيماري هاي قابل پيشگيري از دنيا مي روند. دراينجا قصد ندارم راجع به مرگ كودكان بنويسم، بلكه مي خواهم راجع به آنهايي بنويسم كه در ميان مردم اند و زنده گم آنهايي شده اند كه به دليل فقر شديد، نداشتن شناسنامه در دنياي زندگان نامريي اند، گم شده اند و به دليل نداشتن نام و نشان، مليت و حمايت از حقوق انساني شان فراموش شده است، آنان در گمنامي كامل بسر مي برند. كودكان گم شده، فقيرترين فقيران، استثمار شده ترين افراد يعني كودكان سرباز، دختران كوچك ساكن خانه هاي بدنام، كارگران كوچك فصلي يا مقطعي كارخانه ها، مزارع، مغازه هاي شيريني فروشي و خانه هاي افراد به ظاهر موفق كره خاكي هستند. سلامت، رشد، امكان آموزش و بعضي اوقات زندگي آنان، از آنان ربوده شده است. برآورد مي شود كه از 250 ميليون كودك 5 تا 14 ساله كه مشغول به كارند 50 تا 60 ميليون كودك 6 تا 11 ساله به كارهاي طاقت فرسا مشغولند. براي اينكه به عمق فاجعه پي ببريد، تصور كنيد جمعيت يك كشور بزرگ مانند آمريكا را كودكان كارگر تشكيل بدهند. سپس مجسم كنيد كه در ميان اين كارگران، تعدادي كه از جمعيت انگلستان يافرانسه بيشتر است، در شرايطي كار مي كنند كه حاصل آن فلج جسماني و فكري و روحي، عدم رشد كافي و در نهايت مرگ زودرس است. اگر اين شرايط قابل رويت بود، هيچكس نمي توانست چنين شرايط فجيع و زشتي را تحمل كند. با اين وجود، ما اين شرايط را در عين آگاهي، با شرمساري تحمل مي كنيم. زندگي اين كودكان از زمان تولدشان از طريق عواملي مانند سوءتغذيه، بيماري هاي مداوم و محيط آلوده در مخاطره قرارگرفته است. تمام اين كودكان به خانواده هاي فقير تعلق دارند. اين كودكان با درآمد روزانه كمتر از 1 دلار زندگي مي كنند. آمار نشان مي دهد كه اين كودكان را مي توان در بسياري از كشورها مشاهده كرد. بيش از 200 ميليون كودك ازرشد عادي محرومند و قريب به 170 ميليون نفر از نظر وزن بدن زير حد استاندارد جهاني قرار گرفته اند50 400 تا درصد از اين كودكان زير 5 سال كه دچار كمبود آهن هستند در كشورهاي توسعه يافته زندگي مي كنند. اين كودكان در ميان 31 ميليون مهاجر (آواره ) مستقر در كمپ هاي آوارگان در سراسر دنيا و در ميان يك ميليارد انساني كه در آغاز هزاره سوم ميلادي از نعمت خواندن و نوشتن محرومند، زندگي مي كنند. اين كودكان گمشده از اقليت هاي نژادي هستند كه از مهارت صحبت كردن به زبان ملي كشورشان محرومند و از جمله افرادي هستند كه سنت هاي آنان در فرهنگ غالب كشور نقشي ندارد. جدا مانده ازاجتماع اند و حق شهروندي و آموزش آنان ناديده گرفته شده و به همين علت در برابر استثمار و سوءاستفاده شكننده و آسيبپذير اغلب مي شوند مي توان كودكاني را يافت كه از نظر موقعيت جغرافيايي، در مناطق دور افتاده يعني در مناطقي زندگي مي كنند كه براي دسترسي به مدارس و ساير خدمات اوليه دچار مشكلات متعددي هستند. زندگي آنان درمحدوده كارشان خلاصه شده است. كودكان پنج ساله اي را در مناطق روستايي كشورهاي صنعتي و توسعه يافته مي توان يافت كه در كنار والدين خوددر مزارع مشغول به كارند. بعضي اوقات كودكان زير 10 يك سال پنجم كودكان كارگر مناطق روستايي را تشكيل مي دهند. كار خسته كننده كشاورزي در سرما وگرماي بيش از حد، ساعات كاري طولاني و حركات تكراري مانع از رشد جسمي آنان و يا نقص عضو آنان به مي شود دليل شرايط كاري، اين كودكان با مواد شيميايي و ضد آفتها در تماسند. در مناطق روستايي به طور مثال برآورد مي شودكه مرگ و مير ناشي از مسموميت حاصل از تماس با سموم كشاورزي از مرگ و مير ناشي از بيماريهاي دوران كودكي بيشتر است. كار به حدي طاقت فرساو شاق است كه آناني كه خوشبخت تر از سايرينند و مي توانند بعد از يك روز طولاني كار، سر كلاس درس حاضر شوند، از شدت خستگي نمي توانند چيزي بياموزند. بسياري از اين كودكان دختر هستند. تبعيض جنسي در كنار فقر، حس خودمختاري و اتكا به نفس و توان بالقوه دختران را از بين مي برد. بطور مثال، در بسياري از خانواده هاي فقير وقتي كه صحبت از ثبت نام فرزندان در مدرسه به ميان مي آيد، اين پسران هستند كه براي آموزش انتخاب مي شوند. در نتيجه ميليونها دختراز تحصيل محروم شده و روانه بازار كار محلي يعني كار در خانه براي خانواده و خارج از خانه براي كارفرما و ديگران مي شوند. اين دختران در ميان كودكاني هستند كه استثمار شده اند. كار خانگي كه توسط آنان انجام مي گيرد به عنوان كار مورد قبول واقع نمي شود. كار و زحمت پنهان و ناشناخته و زحمات مشقت آميزاين دختران به نحوي است كه آنان را در معرض مخاطرات جسماني و سوءاستفاده هاي جنسي قرار مي دهد. سپس در بيرحمانه ترين حالت ممكن، ميليونها كودك، بويژه دختران به دنياي كثيف فحشا وارد مي شوند. به دليل شرايط نامشروع و مخفيانه اين نوع كار، آمار مشخصي در اين مورد گزارش نشده، اما برآورد مي شود كه دادوستدكودكان و زنان به منظور فحشادر آسياو اقيانوس آرام در طول سه دهه گذشته 30 ميليون قرباني داشته است. در نپال سالانه بين 5 تا 7 هزاردختر به كشورهاي همسايه برده و به فروش مي رسند. سوء استفاده از اين كودكان زندگي آنان را به مخاطره مي اندازد و آنان را در معرض خطرهايي مانند، صدمات و لطمات روحي، بارداري پيش از هنگام يا زودرس، ايدزو ساير بيماريهاي مقاربتي قرار مي دهد. يكي از ظالمانه ترين مشكل استثماركودكان، استفاده از آنان درجنگهاي مسلحانه است. در گزارشهاآمده است كه در دهه 1990 تعداد تقريبي 300000 كودك ( نفر )زير 18 سال در ارتش دولتها و گروه هاي مخالف دولت دركشورهاي متعدد خدمت كرده اند. در ليبرياكشوري كه تا 1997 7 سال سال جنگ داخلي آن به طول ليبريايي از 750000 كشيد كشورشان گريخته و بيش از يك ميليون نفر از خانه وكاشانه خود آواره ساير مناطق كشور شده بيش از 150000 نفر كشته و قريببه 15000 كودك بعضا 6 ساله به عنوان سرباز مشغول به كار بودند. بسياري از اين پسران و جوانان مجبور بودند براي نشان دادن وفاداري خود به فرمانده هايشان عليه خانواده ودهكده خودبه جنگ بپردازند. وجه بيرحمانه ديگر اين زدوخوردها، هزاران دختري است كه مجبورشدند به دليل مصائبجنگي به فحشارو بياورند. عمل كنيد، حرف بس است از زمان برگزاري كنفرانس جهاني كودك و تصويب پيمان نامه كودكان، پيشرفت هاي زيادي حاصل شده است. براي برخورداري از نتايج به دست آمده اين فرآيند، دنيا بايد خود را ملزم به رويارويي با اين مشكلات و تغيير سرنوشت دردناك اين كودكان كه يا به حق نرسيده و يا به كمترين حد و مقدار حقوق دسترسي پيدا كرده است، بنمايد. اولين قدم بحراني و حساس اين است كه دنيا براي نابودي بدترين شكل بهره كشي از كودكان وهدف قرار دادن آن، يك برنامه زمان بندي، نه فقط با كلام بلكه با عمل و نه فقط در سخنراني ها بلكه در سياست گذاري ها بوجود آورد. اين جنبش يك حركت جهاني است و همه ما در سراسر دنيا، با هر فرهنگ و سنتي و در همه سطوح توسعه در آن سهيم هستيم. مشكلي كه همه ما مي خواهيم در حل آن سهيم باشيم. در طول هشت سال گذشته 90 كشور با همكاري سازمان بين المللي كار ( Ilo) و برنامه ريزي بين المللي براي ممنوعيت كار كودكان (IPEC)پيشرفت هايي در مقابله با اين معضل داشته اند. تعداد اين كشورها از يك كشور اصلي و 6 كشور همكار در سال 1992 به 25 كشور اصلي و 65 كشور همكار افزايش يافته است. در آن كشورها پروژه هايي براي كمك به كودكان و جلوگيري از شروع به كار آنان، دور كردن آنان از محيطهاي مستعد از طريق بازسازي و آماده نمودن شرايط آموزش، فراهم نمودن وسيله معاش براي خانواده ها از طريق كار شرافتمندانه طرح ريزي شده است. همچنين با پذيرش همگاني پيمان نامه شماره 182 در مورد حذف بدترين اشكال كار كودكان در كنفرانس بين المللي كار در ژوئن سال 1999 سازمان بين المللي كاربرنامه خود را براي حذف بدترين اشكال كار كودكان ارائه داد، كه اين شرايط شامل مسائلي از قبيل بردگي كودكان، استخدام اجباري آنان به عنوان سرباز، كار اجباري، دادوستد كودكان، اسارت به دليل قرض و بدهي، فحشا، فيلم ها و عكس هاي غيراخلاقي و انواع مختلف كارهاي مخاطره آميز و استثمارگرانه نيز مي گردد. پيمان نامه شماره 182 درخواست دارد كه دولت ها جهت حمايت از كودكان در برابر كارهاي توهين آميز و آسيب رسان سريعا اقداماتي انجام دهند و كودكان درگير ( گرفتار ) در شرايط غيرانساني را با استفاده از آموزش و نوسازي (بازسازي ) شرايط موجود نجات بخشند. تعدادي از كشورها، از قبل قوانين جديد حقوق بشر را تصويب كرده و تعدادي گزارش داده اند كه در چند ماه آينده اقداماتي جهت تصويب قوانين حقوق بشر انجام خواهند داد. از طريق برنامه ريزي بين المللي براي ممنوعيت كار كودكان مصمم هستيم كه كشور به كشور، به وسيله يك سري فعاليت هاي وسيع، از طريق سخنراني هاي خصوصي تا جلب پشتيباني عمومي، از اطلاعات به روز موجود در شبكه تا پوسترهاي ديواري، قوانين جديد را به تصويب برسانيم. اما ما متعهد هستيم كه فراتر از تصويب جهاني عمل كرده و مايليم كه مباني و اصول اين پيمان نامه با توجه به ساختار قانوني و ملي تصويب شده، به روش هايي به اجرا درآيد كه اميدهاي واقع بينانه اي را در امر حذف بدترين نوع كار كودكان بوجود آورد. تلفيق استراتژيك روش هاي مناسب به ما اين موهبت را اعطا مي كند كه بتوانيم دور باطل فقر و از دست دادن كودكان را از بين ببريم. همه ما مي دانيم كه كجا مي توانيم اين كودكان گمشده را پيدا كنيم. آنان در چادرها و كلبه هاي آفريقايي در خانه هاي بدنام آسيايي، در محله هاي پرجمعيت اروپا و آمريكاي شمالي، در آبنبات فروشي هاي آمريكاي لاتين هستند. با ديدن چهره آنها حتي براي يك لحظه گذرا، چطور مي توانيم به خودمان اجازه بدهيم آنان را فراموش كنيم. آيا به سادگي مي توانيم آنان را فراموش؟ كنيم يا اينكه آخرين گام ها رابراي حمايت از حقوق اين افراد يعني جوانترين و آسيبپذيرترين قشر اين خانواده بزرگ انساني ؟ برمي داريم ما مي توانيم با سپردن فجايعي مانند بردگي كودكان در بدترين شرايط كاري و استثمار و بهره برداري از آنان به تاريخ معيارها، و الگوهاي جديدي براي زندگي انسانها بوجود آوريم. بياييد امكاناتي را كه براي بسياري از كودكان فراهم شده، براي اين كودكان تنها و منزوي نيز فراهم كنيم. بياييد ما هم از جمله افرادي باشيم كه تلاش مي كنند تمام اين كودكان گمشده را از اين گمنامي مخاطره آميز بيرون آورده و آينده درخشان تري برايشان فراهم كنند. منبع: مركزاطلاعات سازمان ملل مترجم: معصومه پيروزبخت