Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800225-51432S1

Date of Document: 2001-05-15

نغمه سراي پرده عرش اشاره; نيمه دوم اسفند ماه 79 عاليم قاسم اف - هنرمند بلندآوازه جمهوري آذربايجان كه در فستيوالهاي بين المللي و جهاني عناوين ممتازي را از آن خودكرده و در مارس سال صداي 2000 او از طرف مركزانتخاب صداهاي نادر دنيا در اروپا جزو صداهاي منحصر به فرد بشري ثبت شده است - به مدت يك هفته در تالار معلم تبريز به اجراي برنامه موسيقي آذربايجاني پرداخت. او به پاس احيا و معرفي موسيقي آذربايجاني در دنيا، لوح بهترين بهترينها را از آن خود كرده و گرچه در روسيه، آلمان، فرانسه، ايتاليا، آمريكا، انگلستان،، اسپانيا اتريش، هلند، بلژيك، مراكش، پاكستان به هنرنمايي پرداخته و با قدرتمندي در اجرا توجه ملل را به موسيقي آذربايجاني جلب كرده است، اما خودش مي گويد: براي من، تبريز از همه جا عزيزتر مطلبي است را كه در پيش رو داريد به بهانه سفر او به تبريزو اجراي چند برنامه موسيقي كه مورد استقبال مردم قرار گرفت، تهيه شده است. بي ترديد شعر و موسيقي آذربايجان چنان غني و دلرباست كه تا دل در دلنوازي آن ندهي، درك معنا و زيبايي اش ميسر نمي شود، از تلفيق شعر و موسيقي آذربايجان هنري به وجود مي آيد كه دل عشاق در به ماهور آمده نوا و قطار شكسته راست مي گردد. زينت اين هنر عرشي، سخن گرانسنگاني چون فضولي نباتي،، سيد عظيم و صراف..، است و تصنيف هاي جاودانه اي كه از متن و بطن مردم اين سرزمين كهن به زبانها افتاده و به تاريخ پيوسته اند و بيانگر عشق، شيدايي، وطن دوستي، غيرت، حق طلبي و خداجويي مردم آن است. مردمي كه با شعر و موسيقي دل به حقيقت و مهرباني داده اند. اصالتها و زيبايي هاي نهفته در ضمير موسيقي آذربايجان بيش از پيش دلدادگان هنر را به خودجلب مي كند، حتي آنان كه همزبان اين موسيقي نيستند، مبهوت و شيفته لطافت و صلابت آفرينش هايش مي شوند و با آن همدل مي گردند. پيام موسيقي آذربايجاني انسان دوستي و از نقطه نظر اجتماعي بيان كننده غيرت مردان و عصمت زنان است و اين احوال در منصوريه حيراتي،، آرازباري كسمه، شكسته سيماي، شمس قره، باغ شكسته سي و... آشكار مي شود، لذا چنين هنري كه ريشه در اصالتهاي معنوي و ملي دارد و شادابي و حركت را دنبال مي كند، براي هميشه ماندگار است. اين ادعا در دمي كه گوش به صداي دلنواز و بي نظير عاليم قاسم اف سپرده مي شود، بارز مي گردد. هنرمندي كه موسيقي آذربايجاني با صداي او مرزها را درنورديده و درجمع موسيقي ملل جهان جايگاهي والا يافته است. هنرمند وارسته و خواننده شيداي آذربايجان دمي كه، دهان به هنرنمايي گويا مي گشايد، ازفرش بريده و صدايش نغمه سراي پرده عرش است. عاليم قاسم اف به سال 1957 در روستاي نابور منطقه شاماخي جمهوري آذربايجان چشم به هستي مشوق گشود اصلي او در فراگيري موسيقي پدرش بود كه خودنيز صدايي دلنشين دارد سال 1964 كه عاليم وارد مكتب شد، صداي خودرا نشان دادو از كودكي توجه آشنايان و استادان را جلب در كرد سال 1978 وارد مدرسه موسيقي آصف در زينال لي باكو شد و سال 1982 اين مدرسه را با موفقيت تمام كرد و در سال 1983 به دانشكده موسيقي وارد شد و سال 1989 تحصيلات اين دانشكده را به پايان رسانيد و اينك استاد همان دانشكده است. اولين اجراي رسمي او به برنامه اي تحت عنوان صنعت ده ايلك آدديم اولين، گام در هنر به در 1979سال تلويزيون جمهوري آذربايجان برمي گردد كه دستگاه چهارگاه با مشايعت نوازنده معروف استادحاجي ممداف اجرا كرد و موردتوجه وتحسين اهل موسيقي واقع شد. عاليم قاسم اف در سال 1993 به عنوان خواننده ملي آذربايجان انتخاب شد. از ديگر افتخارات او مي توان به كسب نشان فستيوال موسيقي جبار قاريا غدي اوغلو در سال 1989 فستيوال بين المللي موسيقي در شهر بن آلمان در سال 1989 كسب نشان فستيوال موسيقي فرانسه 1993 و كسب نشان ويژه و ديپلم افتخار يونسكو در سال 1999 اشاره كرد. او مي گويد: قبل از آن كه به عالم هنر پا بگذارم، به شغل و تركمه گي چوپاني مشغول بودم. روي آوردنم به هنر، امري اتفاقي به بود اين شكل كه جهت كسب درآمد وتامين معاش به هر كاري رو آوردم، توفيقي حاصل نشد، بالاخره تصميم گرفتم به عالم هنر وارد رفتم شوم، امتحان صدا دادم، صدايم را پسنديدند و آقاخان عبدالله در يف اين راه راهنمايي مرا به عهده داشت. از او مي پرسم: چطور در بيست وپنج سالگي نشان بزرگ جبار قارياغدي اوغلو را دريافت؟ كرديد مي گويد: ابتدا قصد شركت در فستيوال را نداشتم و خود را درحد شركت دراين فستيوال نمي ديدم. چون همه خوانندگان بزرگ موسيقي آذربايجان در اين فستيوال شركت مي كردند و به همين جهت فكر مي كردم براي من شركت در اين فستيوال خيلي زود است، اما وقتي سليمان علي عسگر اوغلو را ديدم، او شركت در فستيوال را به من تكليف كرد ومن هم پذيرفتم و ثبت نام كردم و موفق به دريافت نشان مزبور شدم، شايد آن روزها لايق اين نشان نبودم وداوران فستيوال با دورانديشي امروز مرامي ديدند. او معتقد است خلقت موسيقي تاريخ مشخصي ندارد و مي افزايد: از وقتي كه انسان به عرصه خاكي پا گذاشت، موسيقي نيز به عنوان غذاي روح اوهمپاي ديگر نيازهاي مادي و معنوي با الهام از طبيعت، ذهنيات و دريافتهاي دروني بوجود آمد. عاليم قاسم اف درباره سير تحول موسيقي آذربايجاني مي گويد: هنر موسيقي ما مانند شعر و شاعري از عالم مادي شروع شده و مانند موجهاي متلاطم دريا همواره در تلاطم بوده، به سوي كمال پيش رفته و از عالم مادي وجسماني جدا گشته و به دنبال ارضاي نيازهاي معنوي به عوالم ملكوتي وروحاني رهسپار گرديده است. او گرچه بنابه اظهارات خود براي ارضاي نيازمنديهاي مادي به دنياي موسيقي وارد شده، اما رسالت موسيقي را ارضاي نيازهاي معنوي بشر مي داند و معتقد است اين هنر انسان را از هوسهاي حيواني پاك مي كند و او را به سوي خصايص انساني رهنمون مي سازد. وقتي از او درباره راز جاودانگي موسيقي آذربايجاني مي پرسم، مي گويد: چون موسيقي يك ريشه دارد، بنابراين نمي توان موسيقي ايراني، عربي وتركي را به كلي از هم جدا كرد، هر ملتي مطابق با نيازهاي روحي و رواني اش از آن بهره مند مي شود و به همين دليل موسيقي همواره جاودانه خواهد ماند. عموماموسيقي مقامي يا روحاني در بين ملل شرق ريشه دوانيده است و فرقي كه بين موسيقي آذربايجاني، ايراني يا عربي وجود دارد اين است كه هر ملت با تاثيرپذيري از روحياتش و شرايط اقليمي كه در آنجا زندگي مي كند به خلق وكشف موسيقي خود پرداخته و اگر به طور عميق در اين گفته دقيق شويم متوجه مي شويم كه همه آنها يك ريشه دارند. از او درباره تاثير آهنگهاي پاپ تركيه بر موسيقي سنتي آذربايجان مي پرسم، عاليم قاسم اف در اين باره مي گويد: در آذربايجان كانالهاي تلويزيوني تركيه دريافت مي شود و حتي موزيسين هاي آن كشور به باكو دعوت مي شوند و به اجراي كنسرت مي پردازند، نوار كاستهاي موسيقي تركيه هم در كيفيت بالا به بازار آمده اما نمي توان جلوي استقبال مردم را با زورگرفت، موسيقي پاپ تركيه به علت شادابي و هيجان زايي طرفداران زيادي در بين جوانان دارد. در واقع در آذربايجان هر كس به فراخور ذوق و سليقه اي كه دارد دنبال موسيقي دلخواهش مي رود. او در پايان درباره ايران و اقامتش در تبريز مي گويد: قبل از آن كه به تبريز بيايم، اجراي كنسرت دراين شهر برايم مثل يك آرزو بود و حالا احساس مي كنم به آرزوي خود رسيده ام وقتي، تشويقهاي مردم را ديدم، حيران شدم و با اين آرزواينجا را ترك مي كنم كه دست كم هر سال يا شش ماه يك بار، بزرگان موسيقي جمهوري آذربايجان فارغ از جنبه هاي سياسي، دراينجا به اجراي كنسرت بپردازند، در تبريز من با جوانان زيادي ملاقات داشتم وآموزشگاههاي موسيقي زيادي ديدم كه جواناني كوشا و مستعد درآنها با جديت تمام به آموزش مشغول بودند، من مطمئن هستم كه در آينده هنرمندان بزرگي از اين شهر برخواهند خاست. گزارش از: كامران عزيزپور خبرنگار همشهري در تبريز