Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800223-51424S4

Date of Document: 2001-05-13

گستره من گم شده ام خط موبايل من خراب است. اما مخابرات به حرف من گوش نمي دهد. چون آنها سخت مشغول حل معضل خطوط موبايل مردم اند. بوي زباله هاي محل من عذابآور است. اما از شهرداري قانع بيرون نيامدم، چون آنها شبانه روز در تلاشند تا شهر ما تميز باشد. به عنوان يك ناشر هزار مشكل دارم. اما وزارت ارشاد وقت ندارد حرفم را بشنود چون آنها تمام وقت خود را صرف ارتقاء كمي و كيفي نشر كرده اند. آب شرب منزل من كم فشار است. حمام نمي توانم اما بروم گوشي براي شنيدن حرفهايم نيست، چون مسئولين امر به دنبال راه حلي براي مشكل كم آبي كشورند. چند بار قطع و وصل برق باعث شد موتور يخچال من بسوزد. اما در اداره برق كسي پاسخي به اعتراض من نداد. چون آنها به شدت در تلاشند تا روشنايي منزل مردم را تامين كنند. راننده اتوبوس من را تحقير كرده است اما نمي دانم به چه كسي بگويم چون شركت واحد گرفتار حل مشكلات عديده مسافران اتوبوسهاست. پرونده من مدتهاست در اتاقهاي دادگستري مي چرخد. خسته شدم، چه ؟ كنم پاسخي نيست چون دادگستري به دنبال حل ريشه اي اين معضل است و وقت مي خواهد. با ماهي 60 هزار تومان درآمد زندگي من نمي چرخد. اما در وزارت اقتصاد هيچ شانه اي نيست كه سر بر آن بگذارم و درددل كنم چون آنها به شدت در تلاشند تا سطح زندگي مردم را بالا ببرند. تازه اينها آدمهاي خوب زندگي من هستند، زندگي اي كه سرنوشت براي من رقم زده است. تازه اينها آدمهايي هستند كه دست كم مردم را به رسميت مي شناسند. اما چرا كسي من را به رسميت نمي شناسد. غم من، شادي من، حرف انتقاد من، من، پرخاش من، تشكر من، هويت من، عزت نفس من، شخصيت من... من گم شده ام و آنها اصلا به اين موضوع فكر نمي كنند. آي شماها! من هستم. من وجود دارم. خداوند هم كائنات را به خاطر من آفريده است. خدا قوت! اما اينقدر به فكر مردم نباشيد. كمي هم به من فكر كنيد. من در اين هزارتوي تنهايي آرام آرام له مي شوم، خرد مي شوم، ناقص مي شوم. و آنوقت در بزنگاه، وقتي ما شما را دعوت مي كنيد، مجموعه اي از هاي من ناقص و كج و كوله كنار هم مي آئيم. ما تيم فوتبالي مي شويم مركب از بازيكنان دست شكسته، پاشكسته، نابينا...، جامعه مدني مصرع دوم يك بيت زيباست. بيتي كه مصرع اول آن، فرديت و هويت هاي فردي سالم است. علي كدخدازاده