Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800222-51422S1

Date of Document: 2001-05-12

مشكلات ريشه اي فوتبال حرفه اي در ايران تناسب و توازن ميان فوتبال باشگاههاي كشور *** راههاي جلوگيري از مهاجرت بازيكنان شهرستاني به تهران گروه ورزشي: ورزش ومهارتهاي ورزشي از زمانهاي قديم در ميان انسانها رايج بوده است. در آن زمانها از ورزش براي رفع نيازهاي روزمره زندگي استفاده در مي شد ابتدا ورزشها به صورت فردي اجرا مي شدند، باگذشت زمان در قرون جديد توجه به ورزشهاي همگاني بيشتر شد، يكي از اين ورزشهاي جذاب و ديدني فوتبال مي باشد. شايد عمر اين رشته ورزشي به 200 سال نرسد و ليكن در همين مدت پيشرفت زيادي پيدا كرده و طرفداران بيشماري را به سوي خود جلب نمود. اين ورزش نخستين بار در قاره اروپا و در كشور انگليس رواج داشت و از آنجا بود كه به ديگر نقاط دنيا انتقال يافت. كشورهاي اروپايي و آمريكاي جنوبي از سردمداران اين ورزش محسوب مي شوند كه با حرفه اي كردن فوتبال و برپايي جامهاي مختلف قاره اي و جهاني كمك شاياني به اين رشته ورزشي و پيشرفت آن در جهان نمودند. پيشرفت كشورهاي اروپايي در فوتبال مرهون برنامه ريزي دقيق مسئولان آن كشورها براي اعتلاي اين ورزش بود. وجود ليگهاي منظم و حرفه اي در سطح كشورهاي اروپايي و حمايت دولت از باشگاههاي فوتبال از عواملي بودند كه ما امروز شاهد بازيهاي جذاب فوتبال دراين كشورها و اعتبار فوتبال آنها فوتبال هستيم در ايران نيز عمرش، به بيش از يك قرن نمي رسد كه در واقع يك ورزش وارداتي كه ارمغان كشورهاي اروپايي مي باشد. اما در اين مدت ما هيچگاه نتوانسته ايم اين ورزش را آن طور كه بايد باشد، در سطح كشور گسترش دهيم. در حوزه ورزش كه خارج از حوزه سياست مي باشد، مي توان از الگوهاي ورزشي كشورهاي صاحب نام در اين رشته استفاده نمود. ورزش فوتبال در كشور ما، برخلاف كشورهاي ديگر، به دو رنگ، قرمز و آبي خلاصه مي شود. پيش از شروع بازي ها همه منتظر قهرماني يكي از اين دو تيم هستند و ديگر تيمهاي شهرستاني نقشي نمايشي دارند. با نگاهي هرچند سطحي به ورزش فوتبال در ايران اين واقعيت را مي توان به وضوح مشاهده كرد. از لحاظ امكانات ورزشي بيشترين آنها در اختيار تيمهاي تهراني از جمله استقلال و پرسپوليس است و در رسانه هاي جمعي تبليغات به گونه اي است كه كمترين ضربه اي به اين دو تيم وارد نشود. براي مثال; اگر يك بازيكن از اين دو تيم بدنش يك خراش سطحي بردارد، مطبوعات ورزشي آن را بزرگ جلوه داده و با تيترهاي درشت خبر از زخمي شدن فلان بازيكن مي دهند، در حالي كه اگر يك بازيكن شهرستاني در خطر مرگ هم كه باشد توجه چنداني به او نمي شود تا چه رسد به موارد ابتدايي ديگر. استقلال و پرسپوليس سرمايه هاي فوتبال ايران را به سهولت در اختيار مي گيرند ودر واقع اين دو تيم تهراني موجبات استثمار بازيكنان شهرستاني را فراهم كرده و لطمات جبران ناپذيري را به فوتبال شهرستانها وارد مي نمايند. با يك حساب سرانگشتي به راحتي مي توان دريافت كه چه تعداد بازيكن شهرستاني در تيمهاي تهراني از جمله استقلال و پرسپوليس مشغول بازي اگر مي باشند اين بازيكنان در شهرستانهاي خود و در تيمهاي خودي بازي مي كردند، به هيچ وجه دو تيم پرطرفدار تهراني را ياراي آن نبود كه به راحتي بر اين تيمها پيروز شوند. رقابت در فوتبال كشور ما ناعادلانه است، در حالي كه مربيان باشگاههاي شهرستاني زحمت زيادي متحمل مي شوند تا يك بازيكن را تربيت كرده به اين اميد كه در آينده عصاي دست آنها باشد، ولي به محض آمادگي مطلوب بازيكن فوق، فورا تيمهاي تهراني دست به كار شده و به هر قيمتي كه شده آن بازيكن را خريداري مي كنند در نتيجه باشگاه فوق ضعيف و ضعيفتر شده و حلقه نزديكي باشگاههاي فوتبال به همديگر از لحاظ سطح فوتبال، باز هم دورتر مي شود. تصورش را بكنيد مگر يك تيم شهرستاني چند بازيكن خوب دارد كه بايد آنها را به دو باشگاه معروف در بفروشد خبرها شنيده و خوانده مي شود; كه مربي فلان باشگاه پرطرفدار تهراني مي گويد: سطح كيفي فوتبال استانها پايين است، ما حاضر نيستيم با تعداد زياد تيمها در ليگ باشگاهي ايران مسابقه دهيم، در فلان استان زمين فوتبال نامناسب بوده و هواي آنجا در روز مسابقه سرد و يا خيلي گرم است و مانع بازي واقعي بازيكنان ما مي شود و هزاران عيب و ايراد پس ديگر با اين حساب بفرماييد در ليگ كشور چند تيم آن هم از تيمهاي تهراني حضور داشه باشند و شما نيز دو بازي بيشتر انجام ندهيد و تكليف قهرماني هم كه مشخص مي باشد. ديده شده است، زماني كه هر كدام از دو تيم مورد بحث در يك بازي خارج از خانه نتيجه را واگذار نمايند و يا به تساوي برسند، بناي اعتراض مي گذارند به اينكه; داوران به نفع تيمهاي شهرستاني قضاوت مي كنند، تماشاگران به طرف ما سنگ پرتاب مي كردند. آيا نمي دانند وقتي يك تيم شهرستاني به ورزشگاه آزادي مي آيد انگار وارد جهنم تماشاگران؟ مي شود آيا واقعا همه تماشاگران تهراني با ادب بوده و هتاكي ؟ نمي كنند تصور آنها هم اين است، چون اهل تهران مي باشند و تيم، قرمز يا آبي هست، پس مي توانند هركاري انجام دهند. در واقع آنها بايد الگوي تماشاگران شهرستاني باشند كه نيستند. متاسفانه سياستهاي فوتبال در كشور ما به گونه اي تنظيم شده است كه مردم حتي در دورترين نقاط كشور هم، طرفدار يكي از دو تيم قرمز و آبي مي باشند. در مسابقات باشگاهي كشور وقتي يكي از تيمهاي معروف تهراني به يك استان براي انجام مسابقه مي رود تمام مردم بومي آن استان به تشويق تيم تهراني بيچاره مي پردازند بازيكنان استان مزبور كه در شهر خود غريب هستند آن وقت شما قضاوت بفرماييد آيا نبايد پرسپوليس يا استقلال با اختلاف امتياز بالا نسبت به تيم هاي شهرستاني هرساله قهرمان شوند. استفاده از بازيكنان با استعداد كشور، حمايت طرفداران در همه جاي كشور، حمايت رسانه هاي جمعي از جمله راديو و تلويزيون و مطبوعات، كه مطبوعات كشور ما يا طرفدار تيم آبي هستند و يا طرفدار تيم قرمز. آيا روزنامه اي در كشور ما چاپ مي شود كه طرفدار فلان تيم از شهرستان اصفهان يا شيراز و يا تيمهاي ديگر؟ باشد اگر اين سرمايه ها و حمايتهايي كه اين دو باشگاه تهراني با خود دارند را تيمهاي شهرستاني نيز داشته باشند، آن وقت فوتبال ما چه؟ مي شد آيا كمتر از فوتبال اروپا؟ مي شديم حالا كه بحث بر سرحرفه اي شدن فوتبال در ايران است، بايد راههاي حرفه اي شدن را نيز به درستي اجرا نمود. براي اين كار توجه به راهكارهايي كه به آنها اشاره خواهد شد ضروري به نظر مي رسد. در مرحله اول لازم است به استانهاي كشور براي رشد فوتبال توجه جدي گردد. تمام امكاناتي كه در شهر تهران براي تيمها مهيا است براي تيمهاي شهرستاني نيز فراهم گردد. يعني تاسيس مدارس فوتبال در باشگاههاي شهرستانها، تا بازيكنان را از روي اصول علمي فوتبال تربيت نمايند كه آنها بتوانند در آينده در باشگاه خودشان فوتبال بازي كنند، و حمايتهاي مالي از اين باشگاهها، همانطور كه از تيمهاي تهراني حمايت مرحله مي شود دوم، ساخت ورزشگاههاي بزرگ در استانهاي كشور و برگزاري مسابقات مهم كشوري و آسيايي در آن ورزشگاهها مي باشد. اين كار باعث معروف شدن آن استان شده و باعث مي شود مردم به سمت فوتبال بيشتر گرايش پيدا نمايند. از طرفي باشگاههاي استان نيز دلگرمي بيشتري داشته باشند. هزينه كردن امكانات ورزشي زياد در تهران نتايج چندان مطلوبي نخواهد چه داشت اشكالي دارد ما آنقدر كه به فكر جنوب شهر تهران هستيم به فكر جنوب شهر مشهد و يا زاهدان نيز باشيم. مگر در آنجا افراد بااستعداد براي ورزش وجود ندارند. در بعد اجتماعي نيز اين كار به عنوان يكي از راهكارهايي محسوب مي شود كه باعث جلوگيري از مهاجرت مردم، بخصوص جوانان به سمت تهران خواهد شد تا از امكانات ورزشي بهتر استفاده كنند. وقتي همين امكانات در استان خودشان باشد مي تواند به عنوان نوعي دلگرمي براي ماندن جوانان در آن استان بوده و يكي از راههاي كاهش مهاجرت به تهران باشد. مرحله سوم، تصويب قانون عدم انتقال بازيكنان از باشگاههاي خود حداقل تا مدت 5 سال يعني تا زماني كه اين باشگاهها، به اندازه كافي قدرتمند شده و بازيكنان با استعداد زيادي در سطح بالا در اين باشگاه داشته باشند. بعد از اين مراحل در صورتي كه با انتقال يك بازيكن ضربه اي به آن باشگاه وارد نشود، مي توان بازيكني را به يك باشگاه ديگر كه خواهان خريد وي مي باشد فروخت. ما نبايد خودمان را با كشورهاي صاحب فوتبال مقايسه نماييم و بگوييم كه در آنجا بازيكنان در وسط فصل و يا در آخر فصل از باشگاه جدا شده و به باشگاههاي ديگر فروخته مي شوند. سطح فوتبال آن كشورها بسيار بالاتر از فوتبال ايران است و همه تيمها تقريبا در يك سطح فوتبال بازي كرده و به همان ميزان هم حمايت انتقال مي شوند و فروش بازيكن در بين باشگاههاي ايران مخصوصا در سطح استانها در مقطع كنوني يك ظلم بزرگ در مورد آن باشگاه است. مخصوصا اگر در اواسط فصل باشد باعث تحليل رفتن هرچه بيشتر نيروي باشگاه مرحله مي شود چهارم، ترتيبي داده شود، كه از هر استان، حداقل يك نماينده در ليگ سراسري كشور حضور داشته باشد و اين سهميه هرساله حفظ گردد تا مردم آن استانها نيز نسبت به فوتبال حساس شده و علاقه بيشتري به فوتبال پيدا كنند. بازيكنان با استعداد زيادي در استانهاي مختلف كشور حضور دارند كه سازماندهي آنها مي تواند به عنوان يك پشتوانه قوي براي فوتبال استان و كشور محسوب اگر گردد افزايش تعداد تيمها براي برگزاري مسابقات مشكل است، همانند كشورهاي بزرگ دنيا مثل: برزيل، ليگ به صورت منطقه اي برگزار گردد و از مناطق مختلف كشور تيمهاي برتر به مسابقات نهايي راه مرحله يابند پنجم، حمايت و تبليغ اين قضيه، كه تماشاگران هر استان تنها به تشويق تيم و بازيكنان شهر خود بپردازند. البته اين فرهنگ هنوز در كشور ما جا نيفتاده است. چه بسا كه تشويق تماشاگران خودي بتواند در نتيجه گيري تيم موثر باشد كه همين طور هم مي باشد. دو باشگاه معروف كشور ما در استانهاي ديگر هم كه بازي كنند، انگار در خانه خود بازي مي كنند. بنابراين كسب پيروزي آنها در شهرستانها با توجه به بازيكنان با استعداد و حمايت تماشاگران آن شهرستان كه خود باعث تضعيف روحيه تيم بومي مي شود، مي تواند از قبل قابل پيش بيني باشد. مسئولان سازمان تربيت بدني و روساي فدراسيون فوتبال در كشور مي توانند كمك زيادي به اجراي موارد ذكر شده، در سطح كشور بنمايند. آنها مي توانند براي به اجرا درآوردن مقاصد خود از رسانه هاي جمعي از جمله: مطبوعات، راديو و تلويزيون كمك فراواني بگيرند. رسانه هاي جمعي و در راس آنها راديو و تلويزيون مي توانند نقش مهمي را در انتقال شيوه هاي حرفه اي شدن در فوتبال ايران ايفاء نمايند. چون كشور ما در ابتداي راه حرفه اي شدن در فوتبال قرار دارد. براي نمونه آنها مي توانند قبل از انجام مسابقه فوتبال بين دو تيم، از مردم استان يا شهري كه فوتبال در آنجا برگزار مي شود بخواهند، كه به طرفداري تيم شهر خود بپردازند، تا از اين طريق انگيزه تيم ميزبان براي پيروزي بيشتر شود و تيمهاي معروف نتوانند به راحتي به پيروزي دست يابند. در اين صورت رقابت در مسابقات نيز بسيار نزديك و حساس خواهد شد. ما در كشورهاي اروپايي شاهد هستيم كه فلان تيم شهرستاني و در رده هاي پايين چقدر تماشاگر دارد حتي اگر اين تيم با يك تيم معروف و صاحبنام كشور، كه اعتبار اروپايي داشته باشد مسابقه اي را برگزار نمايد باز هم تماشاگران به طرفداري تيم خود مي پردازند، اين كار بر جذابيت بازيها مي افزايد و انگيزه بازيكنان را زياد مي كند. به همين دليل است كه ما شاهد بازيهاي زيبا و نتايج غيرمنتظره در فوتبال اروپا هستيم كه يك تيم ته جدولي و يا از دسته سوم مي آيد و يك تيم قوي و صدرنشين ليگ را شكست مي دهد. امري كه در فوتبال كشور ما نادر و تقريبا غيرممكن است. تا زماني كه استعدادهاي فوتبال در ايران و در همه استانها به يك اندازه توزيع نشده باشد، تا زماني كه حمايتها از فوتبال كشور ما يك طرفه و به سمت چندتيم معروف باشد، تا زماني كه امكانات ورزشي در مرحله اول مال تهراني ها و پس مانده امكانات مال شهرستانها باشد، تا زماني كه قانون نقل وانتقال در فوتبال ايران اصلاح نگردد و تماشاگران كشور به طور خاص دست از حمايت دو تيم معروف تهراني برندارند، و تا زماني كه مطبوعات و راديو و تلويزيون براي اصلاح موارد فوق همكاري جدي نداشته باشند، نمي توان يك فوتبال زيبا و جذاب را همانند كشورهاي اروپايي در ايران انتظار داشت. رضاگلين شريف ديني كارشناس علوم ارتباطات اجتماعي