Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800222-51415S4

Date of Document: 2001-05-12

رازهايي كه زنان بايد بدانند نگرشي بر كتاب رازهايي كه هر زني در مورد زندگي بايد بداند ( قسمت آخر ) و اما راز اين ششم راز ازآنچه سايه اي بزرگ بر زندگي ما افكنده است سخن مي گويد و اين چيزي جز ترس نيست. شما با ترس خود راه مي آئيد و اجازه مي دهيد شما را به نواختن هر آهنگي وا دارد. مانند يك هم اتاقي، شب و روز باشما صحبت مي كند، شما را تحت نفوذ خود در مي آورد و تلاش مي كند تا شما را قانع كند كه چندان هم به خود اعتماد نكنيد و اين موجب از دست دادن اعتماد به نفس و عزت نفس شما شما مي شود بر اين گمان هستيد كه ترس در طول عمر همسفر شماست. پس بايد با او بسازيد. اما، ترس همسفري است كه خود را به شما تحميل كرده است. پس بايد كاري كرد كه در نيمه راه او را از خود جدا كنيد و چه بهتر است كه همان ابتدا، اين كار صورت بگيرد. راز ششم چنين مي گويد: ترس پويايي شما را از بين مي برد، پس جرات خود را قوي تر از بيم خود كنيد. آيا اجازه مي دهيد كه ترس، برشما مسلط؟ شود آيا اجازه مي دهيد كه شما را از روياهايتان دور؟ كند ترس، يكي از قدرتمندترين دشمنان دروني شماست و با جلوگيري از رشد شما، شادمانيهايتان را خراب مي كند. بين شما و ديگران جدايي مي اندازد. آنچه جلوي شما مي ايستد و سد راهتان مي شود، ترس شماست. هيچيك از ما، بردگي براي شخص ديگري را تحمل نخواهيم كرد و با اين حال حضور ترس در زندگيهايمان را مي پذيريم و همين ترس، آزادي عمل را مي ربايد. در وجود شما، نبردي دروني روي مي دهد. اين نبرد بين دو قسمت از ضمير دروني شما در مي گيرد، يكي نشانگر استفاده مخرب از قدرت و ديگري نشانه استفاده سودمند از قدرت است. پيكاري بين ترس و شجاعت درون شما، كه نويسنده آنرا خيال مي نامد. شما بايد در پيكار با ترستان برنده باشيد و براي فهم چگونگي آن، بايد سرچشمه واقعي ترستان را طبيعت بشناسيد واقعي ذهن، عشق است و به اين دليل شما را از انجام اموري منصرف مي كند. ترس نيز آفريده شده از عشق، توسط ذهن خود شماست، تا در برابر درد، از شما حمايت كند. اشتباهي كه حقيقي جلوه مي كند، ترس است. براي رهايي از سوء تعبير از ترس، بايد ديدگاهي متفاوت پيدا اگر كنيد منظره اي برايتان آشنا باشد، بايد بدانيد كه راه دوري نرفته ايد. ترس، در ذات يك رويداد نيست، ما به آن اجازه ورود مي دهيم. در ادامه، نويسنده در مورد برخوردهاي مختلف ما با ترس، سخن مي گويد، اينكه شما انتخابگر هستيد. وي تاكيد دارد كه همه بايد ياد بگيرند كه با ترسشان زندگي كنند و در ادامه اينكه، آزادي به معناي نداشتن ترس نيست، بلكه به معناي فعاليت علي رغم وجود ترس است. اگر بخواهيد منتظر از بين رفتن ترس باشيد تا ابد بايد منتظر بمانيد. در ادامه اين فصل، ياد مي گيريد كه چگونه برخوردي عقلاني با ترستان داشته باشيد و آنگاه راز هفتم از عشق سخن مي گويد كه پيشتر گفته شد كه ترس آفريده شده از همين عشق است. عنوان اين راز چنين است: پيش از اينكه بتوانيد واقعا به ديگران عشق بورزيد يا تلقي كننده عشق از سوي ديگران باشيد، بايد عاشق خودتان باشيد. نويسنده اين فصل را با نقل قولي از اوسكار وايلد آغاز مي كند كه مي گويد: عشق به خويشتن، سرآغاز يك عمر زندگي است. در اين بخش، از رازي بس شگرف پرده برداري شده است و شما قدم به عرصه اي مي نهيد كه در آن جز عشق نخواهيد يافت. به اين باور مي رسيد كه مهمترين رابطه اي كه هميشه داريد با خودتان است و شما بايد آنرا التيام ببخشيد. نويسنده: باربارا دوآنجلس تحقيق و ترجمه: عاطفه صادقي