Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800220-51409S2

Date of Document: 2001-05-10

محيط زيست و مردم گذري به كوههاي دوهزار و سه هزار تنكابن هنوز تيغ آفتاب بر ديواره هاي شهر نيفتاده به سوي ترمينال غرب حركت مي كني. احساس غريبي همين داري، احساس سبب مي شود كه متوجه نشوي مسير خانه تا ترمينال را چه جوري طي مي كني. پس از ساعتي سوار اتوبوس مي شوي و طبق تصوير راهنماي بعد مسافت شهرها بايستي 254 كيلومتر جاده ها را پشت سر بگذاري تا به تنكابن برسي، شهري كه بخاطر داشتن باغستانهاي زيبا به ويژه مركبات و نيز از ساحل زيباي طلايي اش سخنهاي بسيار شنيده اي. در تمام راه، لحظات را در رويا مي گذراني اتوبوس در، مه غليظ و شيرين جاده كندوان پيش مي رود، بارها فكر مي كني نكند خواب مي بيني ساعتها در اتوبوس نشسته اي اتوبوس كلاف پيچ پيچ جاده چالوس را طي مي كند. پس از گذشت 5 ساعت ماشين در ميدان چالوس توقف مي كند. نيمي از مسافران كه به مقصد رسيده اند پياده مي شوند و اتوبوس دوباره به مسيرش ادامه مي دهد. در حاليكه شما بر روي يكي از صندليهاي رديف جلو نشسته ايد به دانه هاي درشت باران كه روي شيشه ماشين مي لغزند نگاه مي كني. دريا كمي آن طرف تر از جاده مي خروشد. خلاصه پس از گذشتن از شهرهاي كلارآباد، عباس آباد و نشتارود وارد شرق تنكابن كه ولي آباد نام دارد مي شوي و آنجا پياده شده و به سوي مازوبن سفلي كه در مفصل جنگل و دريا قرار دارد مي روي، شب را در آن جا سپري مي كني و صبح خيلي زود بيدار شده نخست به طرف تنكابن، شهري كه توسط رودخانه دوهزار و سه هزار به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم شده مي روي. اين رودخانه يكي از رودخانه هاي حوزه آب ريز درياي خزر مي باشد و طراوت خاصي را به اين منطقه بخشيده و حيات كشاورزي اين شهرستان شايد بستگي به اين رودخانه دارد. قدري در شهر گشت مي زني و سپس به سمت شيطان بازار كه بازار ماهي فروشها است مي روي، قدري گشت مي زني سپس طبق آدرسي كه از قبل گرفته اي به سوي ارتفاعات دوهزار و سه هزار حركت مي كني. طبيعت بكر و دست نخورده اي كه آن را مي توان بهشت گمشده ايران ناميد. مسافراني كه به محدوده اين شهرستان يا رامسر سفر مي كنند، حتما بازديد از چشم اندازهاي مناطق يادشده را در برنامه هاي سياحتي خود در نظر دارند. در طول مسير دوهزار قهوه خانه كاكوي جنگل كه در حاشيه رودخانه جاي دارد نظرت، را به خود جلب مي كند. به قهوه خانه قدم مي گذاري تا در آن هواي تميز و سرد و طبيعت زيباي محيط، چاي داغي نوش جان كني. در همين جا چند نفر ژاپني نظرت را جلب مي كنند. جلوتر مي روي با آنها صحبت يكي مي كني از آنها كه به زبان فارسي تسلط بيشتري دارد مي گويد به نظر من بهشت ايران اينجاست. و رامسر عروس ايران! آنها را به حال خود رها مي كني و به مسير ادامه مي دهي وقتي از ارتفاعات دوهزار ديدن كردي به ديگر سو يعني سه هزار كمي مي روي بالاتر از خاينان اتومبيل تان را پارك مي كني. چنانچه همراهانت اهل كوهنوردي باشند پس از مدت هفت ساعت پياده روي به آب گرم سه هزار كه در پاي كوه تخت سليمان قرار گرفته مي رسي، جايي كه حتما در تابستان بايستي لباس گرم همراه داشته باشي. آنجا را به قصد مازوبن ترك مي كني، در بين راه نزديك لتاك جواني را مي بيني كه مشغول تهيه گزارش است و از نظرات مردم در خصوص مناطق ديدني مي پرسد. كنجكاو شده جلوتر مي روي و با او باب صحبت را مي گشايي. مي گويد: هنوز بيشتر مردم اين منطقه را بدرستي نمي شناسند و علت آن را ضعف صنعت گردشگري در ايران مي داند. از او جدا مي شوي و به مازوبن مي رسي، آفتاب پشت چپرهاي روستا به انتظارت نشسته و خورشيد با همه غيرتش بر مزارع كيوي و نارنجستانها مي تاباند. سخت ترين و پرحجم ترين فصل كار است، كوچه هاي باريك و خاكي روستا در خلوتي سحرانگيز به آواز جيرجيركها دل داده اند. شب فرا مي رسد پس از صرف شام به سوي ساحل زيباي ولي آباد حركت مي كني، به ساحل مي رسي، درياي آرام در برابر ديدگانت همچون زيبايي خفته است. شب از نيمه گذشته و ماه با بدر كامل نور سفيدرنگ خود را بر سرسراي پهنه آب دريا مي پاشد. آرامش خيال انگيز ساحل و سكوت دريا تنها با صداي نواي موسيقي درهم مي شكند جذب صداي موسيقي مي شوي جلوتر مي روي جواني را مي بيني كه روي ماسه ها نشسته و در حال نواختن سه تار است بخاطر اينكه خلوت تنهايي اش را برهم نزني برمي گردي! و به منزل مراجعت مي كني. در يك صبح سحر تابستاني با آواز باران از خواب برمي خيزي و به منظور عزيمت به مبدا راهي تهران مي شوي. عطر گلهاي سرخ و آواز چكاوك ها تا پشت دروازه هاي شهر بدرقه ات مي كنند و در دل سفر خوشي را برايت آرزو دارند. روانبخش منصوري