Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800220-51408S2

Date of Document: 2001-05-10

ويژگي هاي ايدئولوژي ( بخش آخر ) مصطفي عرب ايدئولوژي ها ويژگي هاي به هم وابسته اي دارند كه از طريق يكسري سمبلها، ارزشها و باورهايشان را به هم نزديك مي سازند، از آن جمله اول اينكه داشتن يك عقيده يا انديشه خاص به داشتن يك يا چند عقيده با انديشه هاي ديگر وابسته است، مثلا اعتقاد به آزادي بيان به طور طبيعي با اعتقادات مشابه به آزادي اجتماعات و مطبوعات و آزادي از زنداني شدن مستبدانه در ارتباط است. دوم اينكه اينگونه اعتقادات در ذهن معتقدان كم و بيش وضوح، انسجام و همسازي دروني خواهند داشت. سوم اينكه اين انديشه ها و باورها ممكن است ديدگاههاي مرتبط به طبيعت نژاد انساني از جمله طبيعت خودخواهانه، همكارانه، عقلاني، فردگرايانه، اشتراكي يا اجتماعي را منعكس نمايند. چهارم اينكه اين گونه باورها ممكن است با يك وضعيت اجتماعي خاص يا مجموعه ترتيباتي در ارتباط باشند كه براي رسيدن به آنها بايد تلاش كرد، بايد آنها را بدست آورد و بايد آنها را حفظ از كرد ويژگي هاي ديگر ايدئولوژي مي توان به مواردي چون مطلق بودن اشاره كرد، يعني اينكه تمام حقيقت را در برداشتن (حق به جانب بودن ) و چيزي جز حقيقت دربرنداشتن كه مخصوصا در تحولات اجتماعي براي ساده سازي واقعيات استفاده مي شود. بعضي از متفكران ديگر مثل ماركس براي ايدئولوژي ويژگي پيچيده كردن واقعيت را نيز در نظر مي گيرند كه دولت مي تواند رازپروري خود را در قالب ايدئولوژي بيان كند و نهادهاي اجتماعي را در پا گرفتن و رسيدن به اهداف خود ياري دهد. د: كاركردهاي ايدئولوژي همانطور كه عنوان شد ايدئولوژي ها داراي كاركردهايي مرتبط با هم هستند كه البته از نظر متفكران مختلف اين كاركردها متفاوتند. اين كاركردها مي توانند در دو سطح متفاوت عمل كنند، يعني در يك سطح مي تواند براي يك دولت يا گروه براي دستيابي به موقعيتهاي خاص و اهدافشان بكار رود كه به موارد زير مي توان اشاره كرد- 1 براي تشكيل و حفظ انسجام گروههاي منضبطي كه بتوانند به منظور كسب قدرت به سرعت از شرايط متغير سود ببرند- 2 براي ترغيب مردم به فداكاريهاي بزرگ در راه آرمانهايي كه نزد رهبرانشان به مراتب مهمتر و پرمعناتر است تا نزد خود آنها- 3 براي بسط دادن قدرت حكومت يا ساير گروههاي متشكل در خارج از مرزهاي كشور- 4 براي تسلط يافتن يا حفظ سلطه بر احزاب يا ديگر سازمانهاي در درون آن. اما در سطح دوم مي تواند به عنوان بازتابي از شخصيت كه نيازهاي رواني خود را برآورده مي كند عمل كند وفرد براساس آن بتواند شرايط خود و جامعه اش را درك كند. از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد- 1 فراهم كردن تصويري از جهان براي فرد (فرد چگونه به جهان مي نگرد ) - 2 فراهم كردن تصويري مرجح از جهان به طور ضمني يا آشكار (فرد ترجيح مي دهد كه جهان چگونه باشد ) - 3 فراهم كردن يك وسيله هويت در جهان براي فرد (اجازه دادن به فرد براي اينكه جايگاه مناسب خود را در جامعه بيابد ) - 4 فراهم كردن وسيله اي براي واكنش نشان دادن نسبت به پديده ها (امكان دادن به فرد براي اينكه به آنچه رخ مي دهد و آنچه گفته مي شود پاسخ دهد ) - 5 فراهم كردن يك راهنماي عمل براي فرد، بويژه اينكه چگونه وضعيت را به همان حالت حفظ كند يا به حالتي مرجح تغيير دهد. به طور خلاصه در اين سطح ايدئولوژي وسيله اي است كه به كمك آن افراد مي توانند با جهان و جايگاه خود در آن كنار بيايند، يا از طرف ديگر وسيله اي براي تغيير آن است. البته اين دو سطح با همديگر روابط و اشتراكات نيز دارند.