Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800220-51402S2

Date of Document: 2001-05-10

به بهانه اهداي جايزه اول مركز مطالعات بوتزاتي به مترجم ايراني و آثار وي از البرز سركش تا دولوميتي اشاره: محسن ابراهيم مترجمي است كه تاكنون آثار متعددي را از زبان ايتاليايي به فارسي ترجمه كرده است كه ازجمله آنها دو اثر اخيرش از دينو بوتزاتي نويسنده نام آشناي ايتاليايي است. ترجمه دقيق و صحيح وي سبب شده است تا موسسه دينو بوتزاتي ايتاليا جايزه ساليانه اش را به وي اهدا كند. ابراهيم در سابقه كاري اش ترجمه افسانه هاي ايتاليايي و مجموعه دوجلدي ادبيات معاصر ايتاليا را نيز دارد. وي چندي قبل به ايتاليا رفت تا جايزه اش را كه در نوع خود نخستين جايزه به يك مترجم ايراني است، دريافت كند. آنچه مي خوانيد گزارش اين مراسم است كه از نظر شما گراميان مي گذرد. جايزه اول مركز مطالعات بوتزاتي سال 2001 براي ترجمه دو اثر صحراي تاتارها و شصت داستان در 15 دسامبر ( 25 اسفند) 79 در شهر فلتره از استان ونيز طي مراسمي به محسن ابراهيم و سه جايزه بعد به سه محقق ايتاليايي آثار بوتزاتي اهدا شد. در مراسم اهداي جايزه كه خانم آلمرينا بوتزاتي (همسر نويسنده ) فرانچسكيني (از، دوستان صميمي نويسنده ) هيات، علمي دانشگاه زبان ونيز، خانم دكترآنا وان زان (كارشناس و استاد زبان فارسي دانشگاه ونيز كه بررسي ترجمه اين دو كتاب و ارائه گزارش آنها را به هيات علمي به عهده داشت )، خبرنگاران روزنامه هاي كوريره دلاسرا، ايل گاتزتينو و ايل كورري ئره دلا آلپي، شهردار و اعضاي بلندپايه شهر حضور داشتند، ابتدا خانم دكتر نلا جانتو به شرحي در باره مركز مطالعات بوتزاتي و فعاليت هاي آن پرداخت. اين مركز كه در سال 1991 برپا گرديد نشر و گسترش آثار و افكار بوتزاتي، چاپ و انتشار تحقيق هاي انجام شده در كتابهايي سالانه تحت عنوان دفترهاي مطالعات پاسخگويي، به سوال هاي رسيده از سراسر جهان، برگزاري نمايشگاه هايي از آثار نقاشي بوتزاتي، جمع آوري مقالات متعدد بوتزاتي روزنامه نگار و اهداي جايزه به ترجمه ها و تحقيق هاي برتري كه سهمي بسزا در نشر آثار اين نويسنده دارند را در سرلوحه وظايف خود قرار داده است. اين مركز تاكنون به چاپ تحقيق هاي بسياري كه كمك شاياني به جهاني شدن اين نويسنده ايتاليايي داشته است، اقدام كرده است. لازم به ذكر است كه پيش از اين مركز، انجمن دوستداران بوتزاتي در فرانسه در سال 1978 تشكيل گرديد كه به نوبه خود در معرفي اين نويسنده ايتاليايي به جهانيان سهم قابل اعتنايي داشته است. در مراسم اهداي جايزه، بيانيه محسن ابراهيم مورد توجه و تشويق حاضرين قرار گرفت و بخش هايي از آن، به عنوان بيانيه اي شاعرانه، در مطبوعات منتشر شد. در بخشي از اين بيانيه همچنين آمده است: دوستان عزيز! من از ايران مي آيم. ازكشوري كه به قدر ايتاليا ريشه در تاريخ دارد و سلام هاي بسياري است كه با خود آورده ام: من بلندترين سلام هاي كوه البرز را كه همچون پهلواني مغرور، از شرق تا غرب كشورم آغوش گشوده است، براي عروس هاي *دولوميتي آورده ام. لاجوردين ترين سلام هاي درياي خزر و خليج فارس را براي آبهايي آورده ام كه ايتالياي عزيز را دربرمي گيرند. پرنوسان ترين سلام هاي صحراي بزرگ ايران را، كه قرن هاي پيش، بارها تحت يورش تاتارها قرار گرفت، براي سرزمين ايتاليا آورده ام. و مرموزترين سلام هاي قلعه بم را كه صحراي تاتارها در آن جا ساخته شد، براي همه قلعه هايي آورده ام كه در سراسر ايتاليا پراكنده اند و در هر كدام از يك آنها، جوواني دروگو زندگي كرده است. و گرم ترين سلام هاي دوستداران استاد را براي شما كه در نشر آثار او مي كوشيد. من از كلمه استاد استفاده مي كنم: چون در فرهنگ من، از جانب شاگردان كوچكي چون من، احترام عظيمي براي بزرگان ادب، هنر، مذهب و عرفان نهفته است. ما براي شاعر بزرگ مان، حافظ، كه مورد احترام گوته بود، براي فردوسي كه به قدر دانته عظمت داشت، براي خيام، فيلسوف، شاعر و منجم، براي مولانا كه امروزه به رومي معروف است، القابي به كار مي بريم كه همگي معناي استاد مي دهند. و من براي بوتزاتي، نويسنده، شاعر و نقاش بزرگ، با آثاري لبريز از معاني عرفاني، عنوان استاد را به كار مي گيرم. او و هدايت نويسنده، ايراني كه جهاني بسيار نزديك به جهان بوتزاتي دارد، براي من، دو داستانسراو دو استاد مسلمند. هدايت نويسنده شاهكار بوف كور در سال 1902 متولد شد و در سال 1951 در پاريس خود را با گاز كشت. مي خواهم در اين جا گرم ترين سلام هاي خودم و همه آناني را كه در كشورم به او عشق مي ورزند براي او كه به دور از ما و نزديك شما در آرامگاه ابدي اش در پاريس خفته است آورده باشم. دوستان عزيز: من ازسرزميني مي آيم كه شعر، انتشار رويايي ترين انديشه هاي ماست و من شاعرانه ترين سلام هاي انديشمندان مان را براي شما آورده ام. براي آناني كه به انديشه احترام براي مي گذارند تمام سروهاي بلند. براي همه ابرهايي كه آزادانه در پروازند و براي تمام پنجره هاي باز. كلمات من ساده اند. اما لبريز از عشق و اشك اند. متشكرم. مراسم با معرفي كتاب بوتزاتي روزنامه نگار كه بسياري از مقالات و گزارش هاي اين نويسنده را دربرداشت، ادامه يافت. بوتزاتي در بيست و يك سالگي در روزنامه كوريره دلاسرا به كار پرداخت و در طول جنگ جهاني دوم، به عنوان فرستاده ويژه روزنامه به بسياري از مناطق جنگي اعزام شد. حاصل اين ماموريت ها، گزارش هاي فراوان صحنه هاي نبرد و تاثيراتي است كه در برخي از داستان هاي او، مثل رزمناو ترد مشاهده مي شود. فعاليت چهل ساله بوتزاتي در عرصه روزنامه نگاري، ابتدا به عنوان گزارشگر در زمينه هاي مختلف ادبي، هنري، ورزشي و حوادث و سپس به عنوان منتقد موسيقي، او را با سوژه ها و وقايع كوچك و بزرگي كه طرح هاي مفيدي براي داستان هايش به همراه داشت آشنا ساخت. چندان كه طرح رمان صحراي تاتارها را كه از شاهكارهاي ادبيات ايتاليا محسوب مي شود، از تكرار هر روزه كارهاي مكرري كه او و همكارانش در هيات تحريريه انجام مي دادند و هر كدام در روياي اتفاق بزرگ زندگي شان به سر مي بردند، به دست آورد و اين آرزوي بزرگ دستيابي به موفقيت هاي عظيم را در قالب انديشه ها و روياهاي افسري جوان به نام جوواني دروگو به نگارش درآورد. دروگو به قلعه اي اعزام مي شود كه در آن سويش صحراي تاتارهاست. تاتارهايي كه هميشه گمان مي رود در كمين و تدارك حمله به قلعه اند. اما هرگز نه تاتاري به قلعه حمله مي كند و نه تاتاري وجود دارد و عمر سي ساله نظامي اين افسر جوان كه حالا به درجات بالايي رسيده است، با روياهاي قهرمان جنگ شدن در مصاف با تاتارها به پايان مي رسد. از صحراي تاتارها كه تا به حال به سي و دو زبان ترجمه شده، توسط كارگردان صاحب نام ايتاليايي، زورليني، در سال فيلمي 1976 ساخته شد كه بيشترين صحنه هاي آن در ارگ بم كرمان فيلمبرداري شد و به همين دليل، ترجمه فارسي صحراي تاتارها، به مردم بم پيشكش شده است. آخرين بخش مراسم كه دو ساعت به طول مي انجامد، گزارش سفر انسان به كره ماه قرائت مي شود. در اين شرح گزارش، ماجراي دستيابي انسان به كره اي است كه همواره محرم رازهاي بشر بوده است. حتي گزارش هاي علمي و يا حادثه اي بوتزاتي در مقام روزنامه نگار، داراي لحني شاعرانه و داستان گونه اين است لحن حتي در تقاضاي استخدام بوتزاتي در كوريره دلاسرا در سال 1927 ديده مي شود و باعث مي شود تا او به عنوان روزنامه نگار پذيرفته شود. عمده آثار اين نويسنده سواي بارنابوي كوهستان ( ) 1933 راز جنگل كهن ( ) 1935 صحراي تاتارها ( ) 1940 تصوير بزرگ ( ) 1960 و يك عشق ( ) 1963 غالبا به صورت داستان هاي كوتاه است، چندان كه مجموعه اي از شصت داستان كوتاه خود را در سال 1958 با نام شصت داستان گرد آورد. اين كتاب در همان سال جايزه معروف استره گا را به خود اختصاص داد. آثار بوتزاتي داراي ساختار متافيزيك، گاهي سوررآليستي و در برخي ها سمبوليك است كه در فضايي تخيلي صورت مي گيرد و در عمده اين آثار، دلهره هاي انسان در قبال عملكرد مرموز و غيرقابل درك سرنوشت وجود دارد. لازم به يادآوري است كه ترجمه دو كتاب صحراي تاتارها و شصت داستان، توسط دكتر آنا وان زان، استاد زبان فارسي دانشگاه ونيز و مترجم چند رمان از چند نويسنده زن ايراني، مورد بررسي قرار گرفت و گزارش آن در ده صفحه به هيات علمي دانشگاه ونيز ارائه شد. Dolomiti رشته كوه هاي شمال ايتاليا كه در چشم انداز زادگاه بوتزاتي قرار داشت و بوتزاتي كوهنورد همواره به آنها صعود مي كرد.