Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800219-51398S1

Date of Document: 2001-05-09

نقد و نظر پيرامون بلندمرتبه سازي در بافت شهري تهران درآمد: نوشته حاضر به نقد بلندمرتبه سازي در بافت كنوني شهر تهران پرداخته است و نويسنده دلايلي در راستاي نقد خود ارائه كرده است. بديهي است هدف از درج مطالب تحليلي به همراه نقددستيابي به شيوه هاي برتر در ساخت و ساز شهري است و اين هدف تنها در بستري از تبادل ديدگاهها و ارائه نقدها و راه حل ها امكان پذير خواهدبود. امروزه در سياست هاي شهرسازي و تهيه و ايجاد مسكن در كشور، اين طور برمي آيد كه احداث ساختمان هاي بلندمرتبه نياز مسكن را برآورده نموده و به علاوه از گسترش افقي شهرهايي كه در ساليان اخير عنان گسيخته، ورم كرده اند جلوگيري مي كند. به لحاظ جنبه هاي كمي، اين توجيه كه چندين سطح يك طبقه را مي توان در يك سطح چندين طبقه متمركز ساخت به نظر كاملا منطقي و انجام پذير مي آيد ولي جنبه هاي كيفي زندگي شهروندان و مسايلي كه شكل كنوني تلقي از بلندمرتبه سازي به آن دامن مي زند حساب معروف دودوتا، چهارتا را دگرگون مي سازد - و البته در اكثر مسايل شهرسازي وضع به همين منوال است. زماني كه عصر جديد، نياز به انبوه مسكن در اجتماعات نوين انساني را كه صنعت بن مايه آن بود مطرح ساخت، احداث بناهاي يك بلند، شكل، متراكم و حاصل جمع واحدهاي سلول وار به عنوان راه حلي بر تقاضاي آني و زياد آن برهه ارائه گرديد. مردم در نقطه اي متمركز شده بودند چون مي بايست چرخ صنعت نوظهور دوره جديد را بچرخانند و بنابراين بايد محيطي مي داشتند كه در ساعات محدود استراحت به آن پناه برند و در اين راستا صاحب خانه هايي مي شدند كه با مصالح الگو، و شكل واحد و در سطوح محدود برايشان تدارك ديده مي شد. گرچه كه اين خانه ها هيچ وقت به جهت كيفي جايگزين بناهاي خصوصي و تك واحدي و عمارت هاي مسكوني مستقل نشد ( ) 1 ولي نحوه استفاده از زمين و اختصاص تاسيسات، امكانات و طراحي مناسب فضاها منجر به پذيرش اين دسته از بناها به عنوان يكي از انواع غالب مسكن در جوامع متراكم شهري گرديد. اگر نگاهي گذرا به اين گونه از ساخت و ساز در ممالك مبدا داشته باشيم، خواهيم ديد كه اين بناها معمولا در گستره هاي جديد و با در نظر گرفتن جنبه هاي دسترسي رفاهي، مناسب، فضاي سبز كافي و متناسب با حجم اسكان، زير ساخت هاي شهري، امكانات اطفاء حريق و كمك رساني، هماهنگي با سيماي كلي منطقه و اصول طراحي شهري، تناسب با محل احداث به لحاظ مشخصات مقاومتي و ايستايي سازه ها و... احداث شده اند. در مقام مقايسه و به طور اختصار درباره هركدام از موارد مذكور مي توان گفت: بناهاي بلندمرتبه ما اكثرا در زمينهاي حاصل از تخريب خانه هاي قديمي و ساختمان هاي كوتاه و در ميان بافت موجود شهري ساخته مي شود. اين ساختمان ها در بسياري از موارد در كوچه ها و خيابان هايي كه احيانا بن بست بوده و يا صرفا به عنوان يك دسترسي محلي داراي ظرفيت هستند، قرار دارد. يكي از توجيهات مصطلح اين است كه چه صد نفر از يك ساختمان خارج و چه همين تعداد از ده ساختمان وارد جريان ارتباطي و دسترسي شوند در تراكم و ازدحام معابر تغييري حاصل نمي شود. در اينجا باز اگر بخواهيم به طور انتزاعي موضوع را بررسي كنيم، اين توجيه به نظر عقلايي مي رسد ولي بايد يادآوري كرد كه جنبه هاي كيفي زندگي شهري اين معادله را بر هم خواهد زد چون به ساده ترين صورت ودر حالت دوم هر كدام از ساختمان ها با توجه به محل قرارگيري شان در طول معبر امكان عبور متفاوتي را ايجاد مي نمايد و اين با خروج همزمان صدنفر از يك در خروجي و ورود آنهابه يك نقطه واحد در طول معبر تفاوت بسيار به دارد لحاظ جنبه هاي رفاهي بايد توجه داشت كه با احداث چند ساختمان بلندمرتبه در يك منطقه، ناگهان تراكم نفر در سطح افزايش مي يابد و اين افزايش تراكم تقاضا براي تسهيلات را چند برابر مي كند بدون آنكه در صورت ونحوه ارائه اين خدمات تغييري حاصل شده باشد. اين مساله خيلي زود نارسايي هايي را ايجاد مي كند و به عنوان يك راه حل ابتدايي، جمعيت ساكن سعي در تامين نيازهاي خود از مناطق ديگر خواهند كرد و اين كار باعث تحميل بار بر ساير مناطق گرديده، نارسايي را گسترش مي دهد و در نهايت در كل شهر احساسي مبني بر كمبود و عدم دسترسي به امكانات مناسب شكل مي گيرد. ( ) 2 برخلاف بناها و ساختمان ها، امكان ايجاد فضاي سبز در ارتفاع و طبقات وجود ندارد وهمين محدوديت سبب مي شود كه با جايگزين شدن ساختمان هاي بلند در يك منطقه سطح سرانه فضاي سبز به طرز قابل ملاحظه اي كاهش يافته و چون مجالي براي توسعه و احداث فضاي سبز جديد وجود ندارد اين كمبود دائما افزايش يابد. ذكر اين نكته ضروري است كه نمي توان فضاهاي سبز از دست رفته داخل بافت شهري را با ايجاد سطوح سبز جديد در اطراف و ياخارج شهرها ترميم نمود و در اينجا هم نمي شود با حسابهاي جانشيني كمي، براي آن قايل شد. در مورد نحوه ايجاد زيرساخت هاي مناسب براي تراكم ناشي از بلندمرتبه سازي محدوديتهاي اجرايي به حدي است كه ذكر آن در اين مجمل نمي گنجد ولي فقط تصور كنيد كه چگونه آب، برق، گاز، فاضلاب و تلفني كه نيازهاي يك كوچه با جمعيت ساكن صد نفر را تامين مي كرده است به ناگاه مي تواند پاسخ يك جمعيت پانصد نفري را بدهد آن هم با وجود تمام كمبودها در زمينه توسعه و نگهداري امكانات زيربنايي. حديث مفصل را خود بخوانيد. در صورت بروز هرگونه مشكل و حادثه احتمالي امكان كمك رساني به ساكنان چنين بناهايي محدود و گاه منتفي است. دسترسي هاي نامناسب - كه طبيعتا در اصل براي چنين حجمي طراحي نشده است - به فرسودگي، روز نبودن و ناكافي بودن وسايل امدادي و اطفاء حريق (مثل نردبانهاي بلند جهت پوشش كل طبقات ) وضعيت اسف بار و جبران ناپذيري را به وجود خواهد آورد. در مورد مسائل مربوط به طراحي شهري و جنبه هاي كالبدي، فضايي و بصري چنين ساختمان هايي متاسفانه هيچ گونه مشي خاص و يا كارسازي وجود ندارد. تمام اين بناها مانند ميل هاي فرورفته بر پيكر رنجور بافت اطراف خود يك نسج ناهموار و سيمايي ناموزون را ارائه مي دهند و شما فقط يك تصوير دندانه دندانه را در افق نگاهتان نظاره گريد. در آخر و به عنوان يك خلاصه و يا نتيجه گيري بايد گفت كه نفس بلندمرتبه سازي با برداشتن ساختمان هاي كوتاه از داخل بافت شهري و قرار دادن بناهاي بلند به جاي آنها تفاوت داشته و گاه حتي متنافر است. اقدام به بلندمرتبه سازي چيزي است بسيار بيشتر از جابجايي دو مهره و يا جايگزين نمودن يكي با ديگري. هر ساختمان بلندمرتبه مشخصات خاص خود را دارد و نيازهايي را به دنبال مي آورد كه در صورت پرداختن به همه آنهاست كه مي توانيم بگوييم بلندمرتبه سازي كرده ايم و چيزي كه هم اكنون به عنوان بعضي ازپروژه هاي بلندمرتبه سازي در درون بافت ها - و به خصوص در تهران - انجام گرفته صرفا تغيير ناگهاني و فاحش در تراكم، جرح كالبد و تحميل تبعات آن بر نظام شهري است. سهند لطفي - دانشجوي كارشناسي ارشد شهرسازي - 1 در تمام خاستگاههاي اين شيوه تامين مسكن خانه جايگاه خود را حفظ كرد و بعدها نيز حومه هاي مسكوني با بناها و فضاهاي دلباز و مناسب در آنها ايجاد شده، توسعه يافت. - 2 در اينجا منظور ما آن دسته از خدمات خاص كه فقط در جاهاي معدودي ارائه مي گردد نيست.