Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800219-51393S4

Date of Document: 2001-05-09

همت عالي براي اصلاح ذهنيت ها در خبرها خوانديم مدير يكي از مدرسه هاي راهنمايي دخترانه شهر تهران پنجشنبه 13 ارديبهشت حيوان دست آموز يك دختر دانش آموز را به گمان اين كه وي بي اجازه، اين حيوان كوچك (همستر ) را به مدرسه آورده است، در پارچه اي مي پيچد، روي آن الكل مي ريزد و جلوي چشمان هراسناك و بهت زده دانش آموزان مدرسه به آتش همه مي كشد دختران دانش آموزي كه اين حادثه ناگوار را ديده بودند با چشماني قرمز از شدت گريه، مدرسه را ترك مي كنند و صاحب اين حيوان دست آموز نيز تمام بعدازظهر پنجشنبه و جمعه را در حال و روزي ناگوار به سر مي برد. شايد بسياري از دشواريهاي آموزش و پرورش در حال حاضر ناشي از نحوه مديريت در مدارس كشور باشد. در كشور ما به دليل اين كه نوع مديريت عمدتا متمركز است و مصوبات و دستورالعمل هاي مركزي به صورت لازم الاجرا به مدرسه ها ابلاغ مي شود بنابراين اصول و خط مشي هاي واحد و غيرقابل تغيير بر روش و سياست مدرسه حاكم است. اين روش متمركز مديريت آموزشي باعث شده است كه انسانها به تدريج به صورت ابزار تلقي شوند و در نتيجه چنان مي نمايد كه مدرسه بايد سرانجام همه افراد را به شكلي كاملا يكنواخت و در چارچوب الگوي پيش ساخته مركزي و با ويژگيهاي رفتاري و اطلاعاتي واحد به جامعه تحويل دهد. مانند اين كه جامعه يك ماشين است و انسانها نيز مهره هاي ماشيني كه براساس يك طرح كلي به كار گرفته مي شوند. رفتار مدير اين مدرسه راهنمايي دخترانه نيز كه حدود 20 سال سابقه كار داردرا مي توان در چارچوب همين سيستم آموزش و پرورش كشور بررسي كرد. اين موضوع در واقع نشان دهنده معيارهاي نهاني است كه در بدنه نظام آموزش و پرورش كشور وجود دارد. در واقع الگوي ساختاري نظام آموزش و پرورش كشور در بخشهايي با مشكلات بنيادي مواجه است كه يكي از اين بخشها به روشهاي اجرايي برمي گردد. روشهاي اجرايي آن خط مشي ها، و اصولي هستند كه به سود بخشي برنامه هاي در نظر گرفته شده براي آموزش و پرورش برمي گردد و كوششهاي مسئولان امر در آموزش و پرورش را براي تحقق هدفهاي موضوع هاي مختلف به بهترين وجه تضمين مي كند. لازمه سودبخشي نيز اولا وجود ارتباط منطقي بين هدفها و روش ها و ثانيا در قابل اجرابودن روشها است. خط مشي ها و اصول اجرايي در آموزش و پرورش ما بيشتر به صورت مقررات رسمي و قانون لازم الاجرا ابلاغ مي شود كه عدول از آنها مجاز نيست و در مقام محدوده اجرا به صورت يكسان بايد ملاك عمل آيين نامه باشند امتحانات، نحوه ارزشيابي، مباني مربوط به پذيرش و ثبت نام دانش آموزان، مقررات انضباطي مدرسه و نحوه تشويق و تنبيه دانش آموزان و.. از اين گونه هستند. بنابراين عملكرد نابه جاي بسياري از مديران آموزش و پرورش كشور را نمي توان جداي از الگوي ساختاري نظام آموزش و پرورش و سيستم حاكم بر آن بررسي كرد، ولي شايد عملكرد اين مدير مدرسه كه سابقه اي طولاني در آموزش و پرورش دارد را بتوان از جنبه هاي انساني قضيه بررسي كرد. بنابراين قطعا بي جا نخواهد بود كه از مسئولان ارشد وزارت آموزش و پرورش انتظار داشته باشيم كه در اين مورد به خصوص وارد عمل شوند و تصميم صحيحي بگيرند. چرا كه اگر اين طور نشود قطعا تاثيرات مخربي بر روح و روان دانش آموزان و حتي نظام آموزش و پرورش كشور خواهد داشت. در آموزش و پرورش تشويق و تنبيه بايد به عنوان وسايل و تدابيري براي آگاه ساختن افراد به قوت و ضعف كار آنها تلقي شود و منحصرا به صورت انگيزه اي براي سوق دادن نوجوان به كار و كوشش و رفتار خودداري بهتر، از ارتكاب نهي شده ها و پرهيز از غفلت به كار گرفته شود. در حالي كه ذهنيت بسياري در آموزش و پرورش اين چنين نيست، و اين تصور در بدنه آموزش و پرورش كه استفاده از يك روش محكم و حتي خشن براي سرپرستي و مراقبت از دانش آموزان جهت تربيت شهروندان خوب ضروري است قوت بنابراين دارد، بجا است كه مسئولان آموزش و پرورش هرچه زودتر براي اصلاح چنين ذهنيت هايي اقدام كنند كه البته اين امر نيز همت عالي مي طلبد. سيد افشين اميرشاهي