Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800219-51390S2

Date of Document: 2001-05-09

نگاهي به مجموعه عكس هاي محسن راستاني درخانه هنرمندان در انتظار پرنده اي كه باز نمي گردد همه انسان ها ساكن زمين اند و در واقع همه آنها همچون خانواده اي هستند كه هر يك فرهنگ و آداب و رسوم و زبان و هنر خاص خود را بروز مي دهند * فصل نوين عكاسي ايران از چهره هايي چنان برخوردار است كه كارآيي و درايت و آگاهي آنها در عصرگفتگوي تمدن ها هر چه بيشتر نمود و شكل حقيقي و راستين خود را باز مي نمايانند. محسن راستاني از خاكستر زادگاهش ( خرم شهر، خونين شهر ) سربرآورد و تنش هاي عظيم زمانه اش را به تماشا ايستاد. بيست سال از تهاجم دشمن شهر مادري اش مي گذرد و در طول اين زمان چشمان راستاني شاهد فروپاشي بسياري از ارزش هاي انساني در نقاط مختلف جهان بوده است. اكنون بايد از چشمان ناباور محسن به جهان بي بنياد بنگريم. جهان موردنظر او؟ كجاست شرق يا؟ غرب شمال غني يا جنوب ؟ فقير فصل نوين عكاسي ايراني كه با رخداد دردآگين جنگ هشت ساله آغاز مي شود، چشمان راستاني را درمقام شاهدان فاجعه اي عظيم مي نشاند. اولين تجربه هاي عكاسي او در همين زمان به دست مي آيد با دوربيني ساده و پيش پا افتاده شمايل نگار فرشتگاني مي گردد كه ديگر پس از آن به خانه وزندگي باز نمي گشتند، نابودي يار و ديار سرآغاز سرگشتگي هاي محسن راستاني در درياي ترديد و ناباوري صادقانه اي است كه بي شباهت به خيال و كابوس نيست. اما اين سرانجام تاريكي و تباهي نبود. مرد راستين بايستي از جبهه هاي ديگري نيز مي گذشت، تجربه ثبت و مشاهده چندين جنگ بزرگ اواخر قرن بيستم چشمان او را هر چه بيشتر به اعماق نگرش هاي ناب و جديد فرو مي برد، سرچشمه هاي زلال خلاقيت هنري از جبهه هاي هيچ جنگ و ستيز غيرانساني آب نمي خورد، بلكه سرآغاز آن در خواستگاه هاي دروني و زيباشناختي عكاس خلاق جريان داشته و جستجوي اين امر در دفتر و مدرسه و دانشگاه نمي گنجيد، همين امر موقعيتي پيش مي آورد كه از راستاني چهره اي معترض و منتقد پيش رو داشته باشيم. او تنها و سرسپرده در ميان جهان هاي پرشتاب و ستيز سال آخر سده بيستم هيجانات روحي خود را از گذاري باورنكردني ثبت مي كند، اكنون دنيا خانه او گرديده و جمعيت پريشان اين جهان نابسامان خانواده بزرگ او محسوب مي شود. گوشه اي از اين جمعيت را در فصل گذشته تحت عنوان خانواده ايراني در تهران به نمايش گذاشت و اكنون رهاورد سفر اخير او به اروپا را در نگارخانه هنرمندان به نظاره ايستاده ايم. زائر خستگي ناپذير اكنون در چشم اندازي جهاني اميدهاي از دست رفته راباز مي جويد، يك روز در چهره انسان ايراني و يك روز در چهره انسان آلماني و يا در چهره انساني كه مهم نيست اهل كجاست، همه انسان ها ساكن زمين اند و در واقع همه آنها همچون خانواده اي هستند كه هر يك فرهنگ و آداب و رسوم و زبان و هنر خاص خود را بروز مي دهند، در اين ميان آنچه ميان اين همه مشترك مي نمايد سرگشتگي، درماندگي و تنهايي و گمگشتگي جوامعي هستند كه در انتظار پرنده اي نشسته اند كه روزي رفت و ديگر نيامد. طبيعي است كه در دوران عسرت بار كنوني جستجوهاي عكاس محدود به حيطه اي خاص نگردد، چنان كه راستاني با جستجو در عرصه گونه هاي مختلف عكاسي، مثل عكاسي تبليغاتي و... سفارش هايي را بپذيرد، اما هيچ گاه ارتباط خود را با عكاسي خلاق و هنري از دست ندهد، در اين ميان و توام با رويدادها و تغييرات بنيادي در عرصه هاي سياسي - اجتماعي فعاليت او در مطبوعات شدت مي يابد، دبير عكس چندين مجله و روزنامه است و در هنگامه و كارزار و درگيري مطبوعات با افكار حاكم بر جو جامعه، او از عكس استفاده هايي اساسي مي كند و در ارتقاء كمي و كيفي نقش عكس در مطبوعات به تلاش هايي كارساز دست مي زند، بي آن كه توفيقي در احقاق حقوق عكاس بيابد، پيشقراول تشكيل انجمن عكاسان مطبوعات ايران مي گردد، اما پس از تشكيل انجمن كنار كشيده و به دنبال خواسته هاي دروني خود جهان را زير پا مي گذارد. مدت ها دست از نوشتن نقدهاي عميق و زيركانه اش برمي دارد و هر چه بيشتر به دوربين اش مي چسبد، اروپا را در مي نوردد و فاجعه بالكان را به تصوير مي كشد - هنوز عكسهاي بالكان را به نمايش نگذاشته - به اروپايي نظر برمي دوزد كه جنگ هاي ديگري در آن جبهه گشوده اند. آلمان، مركز بحران هاي بزرگ، قلب اروپا، جايگاه انسان نامتوازني كه امروزه در هر جا يافت مي شود و موقعيت پيچيده آن بر هيچ كس آشكار و عيان نيست، خصوصا براي محسن راستاني كه با ديدن منظره دهشتناك و تيره و تار آلمان 2000 دچار رعب و وحشت گرديده و از نگاهي شسته و رفته سرباز زده و از ديداري مشخص ناتوان مانده است، هفتاد قطعه عكس سياه و سفيد كه با عرضه و نمايشي خوب ارائه شده اند هيچ شباهتي به هم ندارند، در هر يك سازي مي زند و راهي مي رود، انتخاب او از ميان هزاران عكس گرفته شده چيزي به ابهت و قدرت پيشين راستاني نمي افزايد و او را در ارائه گزارشي قابل فهم و درك براي مخاطب خاص و عام ناكام مي گذارد اگرچه در اين ميان تك عكس هاي درخشاني وجود دارند كه در ميان انبوه عكس هاي شبيه به هم تاثير خود را از دست در مي دهند هر حال راستاني بي آن كه پشتيباني سازمان يا نهادي را در اختيار داشته باشد به كارهايي از اين دست مي پردازد و هيچ انتظاري از ديگران ندارد و فقط اصرار مي كند كه عكس هايش را ببينند تا شايد در زمان هايي ديگر گفتمان او با مخاطبانش به سرانجامي خوش منتهي گردد. مجيد شهرتي اصل