Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800218-51383S6

Date of Document: 2001-05-08

ديدگاه منتقدان اقتصاد، و انتخابات برخي از افراد و گروهها در 3 سال گذشته ناتوان نشان دادن دولت در حل مسائل اقتصادي را به مثابه يك استراتژي در دستور كار قرار دادند. رهبران احزاب و جمعيت هاي سياسي منتقد دولت خاتمي دو مساله را در مسير عملياتي كردن استراتژي ياد شده در كانون توجه قرار داده و با شدت آن را ترويج مي كردند: الف: مهمترين مشكل مردم ايران فقر و بيكاري و ركود اقتصادي است و دولت خاتمي به دليل اينكه توسعه سياسي را محور فعاليت هاي خود قرار داده نسبت به اين مقوله ها بي تفاوت است. ب: مديران ارشد اقتصادي دولت به دلايل گوناگون از جمله ناسازگاري در تفكر اقتصادي در حل مسايل اقتصادي ناتوان بوده اند. پيش بيني مي شد كه رهبران احزاب و جامعه ها و جمعيت هاي ياد شده به ويژه يك جمعيت پر سابقه سياسي و يك جامعه متشكل از تكنوكرات ها، در آستانه انتخابات هشتمين دوره رياست جمهوري فردي مطمئن و كارآمد را از ميان اعضاي خود و يا افراد همفكر خود به عنوان كانديداي رسمي انتخاب و روانه مبارزات انتخاباتي مي كنند. اگر اين اقدام انجام مي شد دو مزيت براي اين جمعيت ها و احزاب داشت: اول اينكه، هواداران آنها را مطمئن مي كرد كه از حزب و جمعيتي طرفداري مي كنند كه توانايي حل مهمترين مشكل مردم را دارد و از اين بابت شادمان شده و حس وفاداري آنها تقويت مي شد. مزيت دوم اين بود كه مردم عادي به ويژه كساني كه در انتخابات قبلي به آنها راي نداده بودند نيز مشاهده مي كردند كه منتقدين فرد كارآمدي را براي حل مسائل اقتصادي آنها معرفي كرده است و از اين جهت حق داشته است كه به دولت انتقاد كند. اكنون كه اين احزاب و جمعيت ها كانديداي رسمي معرفي نكرده اند، به نظر مي رسد كه ريزش بخشي از هواداران آنها قطعي است و مردم نيز مي گويند كه آنها بدون جهت 4 سال به دولت انتقاد كرده و چيزي در چنته ندارند. شادي احساني