Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800218-51381S1

Date of Document: 2001-05-08

مسافر معتاد را به جاده بن بست نفرستيم * آيا عملكرد غلط برخي از مراكز غيرقانوني ترك اعتياد به معناي لاعلاج بودن اعتياد است، آيا تكميل نشدن دوره درماني اعتياد توسط بيمار و عود مجدد آن بايد اصل درمان را زير سوال ببرد بسياري * از معتادان به تصور اينكه سم زدايي به معناي درمان اعتياد است به اين مراكز مراجعه نموده و پس از اين كه بعد از گذشت مدت كوتاهي از سم زدايي مجددا به مصرف موادمخدر روي آوردند و برخي از آنها بارها اين سيكل معيوب را طي نمودند، دچار اين تصور مي شوند كه اعتياد درمان ندارد، غافل از اين كه اصلادرماني صورت نگرفته است اعتياد قابل درمان است، تقريبا تمام كتب و مقالات پزشكي كلمه يا Treatment درمان را براي رهايي از اعتياد به كار برده اند و آمار و ارقام موجود درآنها بيانگر اين است كه اعتياد قابل درمان است، اگر... اعتياد سرطان است، فرد مبتلا به سرطان اعتياد، خودش و با انتخاب خويش، خود را به يكي از سهمگين ترين بيماريها كه سرطان جسم و روان است مبتلا ساخته و براي درمان آن بايد بهاي سنگيني را بپردازد ولي سرطان اعتياد قابل درمان است. متاسفانه از ديدگاه بسياري از عوام و افراد غير متخصص، درمان اعتياد به معني سم زدايي از مواد مخدر است و پس از اينكه فردي، پس از يك دوره سم زدايي (كه در بسياري از موارد به صورت غير علمي انجام مي شود ) مجددا دچار عود بيماري شد، نتيجه گيري مي كنند كه معتاد درمان نشد و اين ديدگاه در جامعه به گونه اي فراگير شده كه اگر در سيما برنامه اي براي بيان معضل اعتياد تهيه و پخش مي شود متاسفانه همين ديدگاه را در جامعه تقويت مي كند و از آن يك نتيجه گيري اشتباه و خطرناك القاء مي شود كه درمان اعتياد، يعني سم زدايي از مواد مخدر و اگر پس از آن فردي دوباره معتاد شد، يعني اعتياد درمان ندارد و پزشكان افرادي هستند كه براي تامين منافع مالي خود درد بي درماني را بيهوده تسكين مي دهند و گاهي معتادان به ترياك را شيره اي مي كنند. آيا عملكرد غلط برخي از مراكز غير قانوني ترك اعتياد به معناي لاعلاج بودن اعتياد است، آيا تكميل نشدن دوره درماني اعتياد توسط بيمار و عود مجدد آن بايد اصل درمان را زير سوال ببرد. اگر بيمار مبتلا به سل به پزشك مراجعه كند و دوره درماني 6 ماهه بيماري خود را طي نكند و يا مراكزي براي درمان تخصصي سل وجود نداشته به باشد، معناي لاعلاج بودن اين بيماري؟ است آيا براي درمان بيماري سل بايد به مسلولي كه درمان شده است مراجعه كرد يا به در؟ متخصص حال حاضر براساس برخي آمارها قريب به دوميليون معتاد در كشور وجود دارند و در صورتي كه متوسط افراد خانوار در كشور را 5 نفر در نظر بگيريم، قريب به ده ميليون نفر در كشور معتاد به مواد مخدرند يا به طور مستقيم با فرد معتاد زندگي مي كنند و اين رقم قريب به يك ششم جمعيت كشور را شامل مي شود. اگر با تهيه برنامه هاي تلويزيوني و بدون در نظر گرفتن نظر كارشناسان و متخصصان، اين تفكر را در بين مردم القاء كنيم كه تنها راه درمان اعتياد مراجعه به جلسات فلان گروه است و اگر چنين مسئله اي بنا به فرض درست هم باشد، آيا اين گروه مي تواند جوابگوي خيل عظيم معتادان باشد، اگر پس از گذشت مدت زماني از فعاليت اين گروه مشخص شد، كه بسياري از افراد شركت كننده درجلسات علي رغم ترك اعتياد اوليه، مجددا به مواد مخدر روي آورده اند، آيا تنها راه اميدي كه براي آنها باقي گذاشته ايم را به بن بست تبديل؟ نكرده ايم در چنين شرايطي پاسخگوي ياس و نااميدي اين گروه از مردمان كشور كه مطمئنا در برخي موارد ممكن است كه عواقب خطرناكي نظير خودكشي را به همراه داشته باشد، چه كسي خواهد؟ بود اعتياد سرطان جسم و روان است اما مانند بسياري از سرطانهاي ديگر قابل درمان است ولي درمان آن را بايدمانند هر كار تخصصي ديگر به متخصصين آن واگذار نمود. اكنون در هيچ جاي دنيا و از هيچ فردي، هيچ نظريه علمي را بدون آنكه از پشتوانه متدولوژيك برخوردار نباشد نمي پذيرند و كشور ما هم از اين قانون مستثناء نيست و بنابراين هر نظريه اي در زمينه درمان اعتياد بايد مبناي علمي و متدولوژيك داشته باشد. به همين منظور و در ادامه، براي روشن شدن بيشتر مفهوم واقعي درمان اعتياد و درمانهاي علمي و رايج آن مطالبي مرقوم مي گردد. درمان اعتياد همانگونه كه قبلا ذكر شد، درمان اعتياد امري كاملا ساده و بديهي نيست و ساليان زيادي مورد تحقيق دانشمندان بوده است. تا دهه 50 ميلادي داروهايي كه براي مرحله سم زدايي از اعتياد مورد استفاده قرار مي گرفتند تقريبا بي اثر بودند و از دهه 60 ميلادي روشهاي علمي سم زدايي با درصد موفقيت بالاتر ظاهر شد، نيس واندرو دول درمان نگهدارنده با متادون را ابداع كردند و به كارگيري متادون به عنوان دارويي با نيمه عمر طولاني تحولي را در زمينه درمان اعتياد ايجاد در كرد حال حاضر دو ديدگاه كلي براي درمان اعتياد وجود دارد. در ديدگاه اول درمان به معناي عدم مصرف مواد مخدر پس از طي دوره سم زدايي است و موفقيت در درمان اعتياد، به معني عدم مصرف هرگونه داروي اعتيادآور و كاهش شيوع مصرف آنها در جامعه است. در ديدگاه دوم منظور از درمان اعتياد، كاهش صدمات جدي تر و مخربتر رواني، جسمي و اجتماعي ناشي از مصرف مواد مخدر است و بنابراين در اين ديدگاه مصرف داروهاي مخدر مانند متادون به جاي مصرف مواد مخدر توصيه مي شود و فرد براي مدتهاي طولاني از اينگونه داروها به جاي مواد مخدر استفاده مي كند و از سيكل تهيه و مصرف مواد مخدر خارج مي گردد. هر يك از دو ديدگاه مخالفان و موافقاني را در بين صاحبنظران دارد و در كشورهاي مختلف براساس اعتقاد به هر يك از دو ديدگاه، برنامه هاي لازم براي درمان اعتياد شكل گرفته است. درحال حاضر ديدگاه غالب در كشور ما ديدگاه اول است و حذف كامل مصرف مواد مخدر در برنامه هاي درماني مورد نظر قرار دارد. به همين منظور در ادامه به توضيح رويكردهاي درماني كه به منظورحذف كامل مواد افيوني استفاده مي شوند خواهيم پرداخت. روشهاي درمان اعتياد به طور كلي مي توان درمان اعتياد را با ديدگاه قطع كامل مصرف موادمخدر به دو مرحله تقسيم نمود: - 1 مرحله سم زدايي - 2 مرحله پايش درمان - 1 سم زدايي در درمان اعتياد، ساده ترين مرحله درمان مرحله سم زدايي است و متاسفانه در حال حاضر بسياري از مردم در كشور ما مرحله سم زدايي را با درمان اعتياد يكي مي دانند و اين نگرش غلط به وسيله برخي مراكز غيرقانوني وغيرتخصصي ترك اعتياد تشديد شده است و بسياري از معتادان به تصور اينكه سم زدايي به معناي درمان اعتياد است به اين مراكز مراجعه نموده و پس از اين كه بعد از گذشت مدت كوتاهي از سم زدايي مجددا به مصرف موادمخدر روي آوردند و برخي از آنها بارها اين سيكل معيوب را طي نمودند، دچار اين تصور مي شوند كه اعتياد درمان ندارد، غافل از اين كه اصلادرماني صورت نگرفته است. براي مرحله سم زدايي از مواد مخدر روشهاي مختلفي وجود دارد و با توجه به متغيرهاي مختلف مربوط به بيمار، از جمله سن، نوع مواد مخدر مصرفي، طول مدت زمان مصرف، وضعيت بيماريهاي جسمي همراه، سابقه سم زدايي قبلي و... روش مناسببا نظر روانپزشك مشخص مي شود. سم زدايي بسته به روش آن از 6 ساعت تا 180 روز ممكن است به طول بيانجامد و در صورتي كه مطابق استانداردهاي علمي انجام شود با توجه به روش به كار گرفته شده و وضعيت بيمار از 30 تا 100 درصد با موفقيت همراه خواهد بود. در حال حاضر دارويي كه به طور رسمي براي سم زدايي معتادان به مواد مخدردر كشور ما به كار مي رود كاويندين است كه در يك دوره درماني 10 تا 21 روزه مورد استفاده قرار مي گيرد و در منابع مختلف درصد موفقيت آن 65 30 تا درصدذكر شده است. روش ديگر سم زدايي استفاده از داروي متادون براي سم زدايي است كه در دوره هاي درماني 7 تا 180 روزه به كار مي رود و درصد موفقيت آن بين 50 تا 70 درصد ذكر شده است. در سالهاي اخير روشهاي سم زدايي سريع و فوق سريع در كشورهاي مختلف مورد استفاده قرار گرفته است كه در اين روشها از داروهايي مانند نالوكسان و نالتركسان كه گيرنده هاي مواد مخدر در بدن را بلوك مي كنند استفاده شده و طول مدت سم زدايي در اين روشها از 6 ساعت تا 5 روز و درصد موفقيت در آنها از 70 تا 100 درصد ذكر شده است. همانگونه كه گفته شد، مرحله سم زدايي از مواد مخدر در صورتي كه به وسيله متخصص مربوطه و در مركز نظارت شده انجام شود با درصد بالاي موفقيت قابل انجام است و معضل اصلي در درمان اعتياد مرحله پايش درمان وجلوگيري از عود است كه هدف تحقيقات بسياري از دانشمندان قرار گرفته و به دليل مشكلات عديده اي كه در راه اين مرحله درمان وجود در دارد، ابتداي اين نوشتار، درمان اعتياد با درمان سرطان مقايسه شد. - 2 مرحله پايش درمان هدف از اين مرحله درماني، جلوگيري از بازگشت مجدد به مصرف مواد مخدرو همچنين آغاز زندگي طبيعي در اجتماع وارتقاء توانمنديهاي فرد مي باشد و شامل روشهاي مختلف اعم از: روان درماني، دارو درماني، خانواده درماني و شركت در اجتماع درماني است و طول مدت اين مرحله از حداقل ماه 3 تا برنامه هاي دراز مدت و چند ساله اجتماع درماني است. با توجه به اين كه اعتياد به موادمخدرو ايجاد اختلالات رفتاري و رواني به صورت دو طرفه رابطه علت و معلولي دارند، لازم است برنامه درماني فرد معتاد تحت نظارت روانپزشك و تيم درماني وي باشد و پس از مرحله سم زدايي فرد معتاد در برنامه هاي منظم با تيم درماني خود ملاقات نموده و تحت برنامه هاي مختلف روان درماني قرار گيرد. همچنين برنامه هاي منظم گروه درماني و شركت افراد سم زدايي شده در اين برنامه ها و همچنين شركت بيمار و افراد و خانواده او در برنامه هاي خانواده درماني تاثيرات بسزايي را در بازسازي ساختار خانوادگي، رفتاري و تشخيص وي ايفا خواهد نمود و با استفاده از تكنيكهاي مختلف علمي در افزايش شناخت بيمار نسبت به بيماري خويش و علل و زمينه هاي آن و همچنين نحوه مقابله با محركها، مي توان گامهاي موثر را در پايش درمان وجلوگيري از بازگشت مجدد بيمار به مصرف مواد مخدر برداشت. در حال حاضر با استفاده از روشهاي فوق و همچنين به كارگيري داروهاي آنتاگونيست مواد مخدرمانند تالتركسان به درصد بالايي از پايش درمان درمدت 6 ماه دست يافته اند كه در مقالات مختلف از 40 درصد 85تا ذكر شده است و اين آمار بيانگر اين است كه در صورتي كه مراحل مختلف درمان معتادان به صورت علمي و همچنين با تامين امكانات لازم انجام شود، آمار بالايي از درمان بدون عود، دور از دسترس نخواهد بود و اين نقطه اميدي براي حدود نفر 10000000 افراد معتاد و خانواده آنهاست كه در صورت پيگيري درمان تا پايان، سرطان اعتياد هم درمان شدني خواهد بود. به نظر مي رسد با عنايت بيشتر متوليان امر و برنامه ريزي همزمان در جهت پيشگيري از اعتياد و تاسيس مراكز تخصصي جهت درمان و بازتواني افراد معتاد و تهيه امكانات لازم بتوان گامهاي بسيار موثري را در مبارزه با اين بيماري واگير و خانمانسوزبرداشت و روحيه نشاط و اميد را به ميليونها خانواده ايراني بازگرداند. دكترمحمداسماعيل عليپور