Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800218-51379S1

Date of Document: 2001-05-08

گفت وگو با احمد محسن پور آهنگساز، پژوهشگر و نوازنده كمانچه از مازندران خواستن، توانستن است گفت وگو از: سيروس جاهد درآمد: احمد محسن پور را بايد نمونه اي شاخص از صرف فعل خواستن به حساب آورد. وي به رغم نابينايي، چنان در كار خويش همت ورزيد و تلاش به خرج داد كه توانست حيطه كاري خود را از نوازندگي تا پژوهشگري و نيز تا سرپرستي گروه و آهنگسازي ارتقاء دهد. كمتر كسي است كه بخواهد درباره موسيقي مازندران خبري و اطلاعي كسب كند و از مراجعه به اين چهره شاخص موسيقي مازني بي نياز باشد. محسن پور، چندي پيش به بيماري سختي دچار شد. با وي گفت وگويي انجام شده است كه از نظر شما خوانندگان گرامي مي گذرد. * آيا دوران نقاهت را به طور كامل پشت سر؟ گذاشته ايد - بله، من حالم خوب است و به وضعيت عادي برگشته ام و در حال حاضر مشكلي ندارم. * از چگونگي آغاز به كار موسيقي و علاقه مندي خود به اين هنر؟ بگوييد - كار موسيقي من حدودا بعد از سال 1350 به عنوان نوازنده در گروه موسيقي اي كه به سرپرستي آقاي رجبي براي راديو ساري كار شروع مي كرد، شد. علاقه مندي من نسبت به اين هنر يك وجه آن برمي گردد به ميزان حساسيت دروني فردي، يك وجه ديگر آن به دوران كودكي من، كه آن موقع پدرم لله وا (سازي شبيه ني در مازندران ) را نسبتا خوب مي نواخت و در پيدايش اين علاقه مندي ايشان هم توانستند موثر باشند. * از چه زماني بينايي تان را از دست داديد. در چنين وضعيت جسماني و با توجه به اينكه انگشت گذاري كمانچه براي فردبينا نيز با مشكلاتي همراه است شما چگونه، و با چه مدت تمرين چنين مهارتي را به دست آورده ايد كه انگشت گذاري خارج از پرده نداشته؟ باشيد - من بينايي ام را در دوران كودكي از دست دادم و زمان دقيق آن را به ياد ندارم و آن طور كه مي گويند حدودا در سه سالگي، اما فاصله پرده هاي ساز كمانچه به نسبت سازهايي كه دسته بلندي دارند خيلي كمتر است و اگر اصول انگشت گذاري به درستي رعايت شود و تمركز، حس كافي، گوش حساس ودقت نظروجود داشته باشد مسلم است كه نياز به ديد نمي باشد. * گروه موسيقي كه شما سرپرستي آن رابه عهده داريد از چه زماني تشكيل و تاكنون چه كارهايي انجام داده؟ است - گروه موسيقي محلي شواش از سال 1368 تشكيل شده و تاكنون توانسته است هشت اثر را به مرحله اجرا درآورد كه به ترتيب از اين قرار است: افتابته، بهار مونا، مازروني حال، اساره سو، شوار، بهارانه، ماه تتي، دودوك تيكا و همچنين عهده دار اجراي چهار كنسرت هم بوده كه به ترتيب كنسرت سال 1376 در سالن هلال احمر ساري و فرهنگسراي شفق تهران كنسرت سال 1377 سالن هلال احمر ساري و بابلسر اينها از كارهاي گروه شواش بوده است. * برخي معتقدند از مشكلات اجراهاي گروه شواش شلوغ بودن سازها هنگام اجراي قطعات است، آيا اين تنظيم و سازبندي عمدي است يا معتقديد كه سازبندي شلوغ؟ نيست - اين سازبندي و اين همنوازي كه حجم خاص خود را پيدا كرده است، چه خوب و يا چه بدناشي از سليقه پديد آورنده و تنظيم كننده مي باشد و فراموش نكنيم كه همنوازي سازهاي مازندراني براي اولين بار تجربه مي شود و ممكن است كه يك سري نارسائي هايي را به دنبال داشته باشد. اميد است با كسب تجربه بيشتر اين نارسائي ها اگر وجود دارد، برطرف گردد. * به نظر مي رسد كه در منطقه مازندران با فقر خواننده خوش صدا روبه روهستيم چون بسياري اعتقاد دارند كه خوانندگاني كه شما استفاده مي كنيد عليرغم آشنايي دقيق با قطعات موسيقي مازندراني از صدايي كه بتواند شنوندگان را مجذوب كند برخوردار در نيستند واقع مي توان گفت همانند برخي از اساتيد موسيقي سنتي مي باشند كه دانش رديفي بسيار بالايي دارند اما از صداي متناسب با كنسرت يا كاست برخوردار؟ نيستند - مطمئنا خواننده اي كه همه افراد جامعه را زير نفوذ خود بگيرد و تاثيرگذار كامل باشد سراغ نداريم، حتي آن دسته از خوانندگاني كه تاثيرگذاري نسبي برجامعه دارند تعدادشان خيلي محدود است. از طرفي گوناگون بودن وضعيت موسيقي مازندران ايجاب مي كند، خواننده موسيقي شرق مازندران تاثيرگذاري درجه يك را بر روي محيط خودش داشته باشد اما همان خواننده در منطقه يا محيط ميانه مازندران تاثيرگذاري درجه 2 را خواهد داشت و برعكس خواننده موسيقي ميانه مازندران كه در محيط يا منطقه ميانه مازندران تاثيرگذاري درجه يك را دارد همان خواننده در محيط يا منطقه شرق يا غرب مازندران داراي تاثيرگذاري درجه 2 خواهد بود. اگر اين را به كل جامعه تعميم بدهيم اينطور نتيجه گيري مي شود كه كل جامعه، تشكيل شده از فرهنگ هاي مختلف و سليقه هاي گوناگون، بنابراين چون هنرپذيري در سطح جامعه مختلف مي باشد هر كدام از شيوه ها يا سليقه هاي هنري پاسخگوي يكي از اين لايه هاي اجتماعي خواهد ما بود توقع مان را بايد بر اساس واقعيت ها تنظيم مهمتر كنيم از همه، بله، اتفاقا اين ايراد ممكن است وجود داشته باشد اما اين ايراد از؟ كجاست قدر مسلم اين ايراد از عدم سياستگذاري منسجم و نداشتن برنامه مشخص براي شيوه هاي آموزش، پژوهش و آفرينش موسيقي ما نشات مي گيرد. موسيقي ايران در دست سه مركز مهم است مثل وزارت ارشاد، دانشگاه و صداوسيما، كه هر كدام از آنها داراي طرح خاص خودشان هستند و سياستهاي مخصوص خودشان را دنبال مي كنند. بنابراين بديهي است با چنين وضعيتي ناهماهنگ به وضعيت مطلوب در موسيقي نخواهيم رسيد، اجازه دهيد به همين مختصر اكتفا نماييم. * وضعيت موسيقي نواحي مازندران چگونه است و تاكنون چه كارهايي براي جمع آوري مقامات موسيقي اين منطقه انجام شده است و شخص شما در اين زمينه چه فعاليتهايي را ارائه ؟ نموده ايد - حدودا اواسط سال 1355 بود كه پي به ضرورت گردآوري موسيقي مازندران بردم. بر همين اساس به مدير كل فرهنگ و هنر آن زمان مازندران نامه اي نوشتم و درخواست امكانات كردم كه موافقت نشد، چرا كه خودشان آن طور كه مي گفتند داشتند اين كار را انجام مي دادند ولي من با همان امكانات محدود كارم را شروع كردم كه تاكنون ادامه دارد. از گرگان تا جلگه هاي مازندران، از كوههاي هزارجريب تا اطراف نوشهر و چالوس و تا مناطق جنوب مازندران را به اتفاق چند تن از دوستان گشتيم. همه شنيدني ها را كه درباره موسيقي مازندران بود و همه ويژگي هاي اصلي موسيقي مازندران و تكه ها و نغمه هاي مربوط به آن را ضبط كرديم. چيزي بيش از 120 ساعت از موسيقي مقامي مازندران در حال حاضر ضبط شده و به صورت نوار كاست، نوار ريل و نوار ويدئو آرشيو شده از است بين اين 120 ساعت 6 ساعت آن بهگزيني شده كه با دسته بندي مشخص در 6 نوار كاست همراه با يك كتابچه به انجمن موسيقي ايران واگذار شده است كه به عنوان موسيقي نواحي ايران (شماره ) 2 و موسيقي مازندران با تاليف اينجانبمنتشر شده كه در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است. * به نظر شما نغمه هاي موسيقي محلي مازندران قابليت گروه نوازي را دارند و شما چگونه به اين نوع تركيبسازي ؟ رسيده ايد - مي گويند خواستن توانستن است. قابليت ها را بايد كشف كرد يا بوجود آورد و ما اگر چه كار مهمي را انجام نداده ايم ولي همين مقدار كاري كه صورت گرفت تاثير خاص خودش را گذاشت، حتي گروههايي كه بوجود آمدند بر اساس همين شيوه دارند كار مي كنند و اين كه چطور به اين تركيببندي سازي رسيده ايم بايد بگويم كه تصورات ذهني را در جريان عمل امتحان كرديم و بهترين را انتخاب نموديم و همچنان اين روند ادامه دارد. * مشكلات موسيقي اعم از نوازندگان و خوانندگان مازندراني در حوزه هاي مديريتي چيست و اداره كل ارشاد مازندران چه خدماتي را به هنرمندان ارائه؟ مي دهد - مشكل هنرمندان مازندران همان نداشتن امكانات مناسب و لازم براي ارائه هنر است و شكوفا ساختن استعداد خود در زمينه موسيقي، وقتي صحبت از مديريت مي شود بلافاصله اين فكر در ذهن خطور مي كند كه عنصر مديريت، برنامه صحيح متناسب با ضرورت هاي موجود و بودجه لازم از مهم ترين آنها محسوب با مي شود تحقق يافتن اين سه عنصر كه در واقع مكمل همديگر هستند، مديريت معنا پيدا خواهد كرد والا چند انسان دلسوز و فرهيخته كه سياست گذاري كلي و برنامه اي هم نمي توانند داشته باشند و در عين حال با سنگ اندازي ها هم مواجه هستند ديگر چه كاري از دستشان برمي آيد. * فعاليت هاي خصوصي (آموزشگاههاي خصوصي و موسسات خصوصي موسيقي ) در مازندران چه وضعيتي؟ دارد آيا اين فعاليت ها اثر مثبتي بر جاي؟ مي گذارد - آموزشگاه هاي خصوصي موسيقي در مازندران با همه ضعف و قوتشان دارندتلاش مي كنند، آنچه مسلم است در مجموع عملكرد مثبتي خواهند داشت اما اين موضوع، نظرات قبلي مرا نفي نمي كند، اين كه براي رسيدن به وضعيت مطلوب موسيقي بايد يك سياست گذاري مشخص و مدون براي آموزش موسيقي مان از دبستان تا دانشگاه اقدام عاجل صورت گيرد. * فرهنگخانه تاكنون چه ارتباطي با مراكز موسيقي و موزيسين هاي تهران داشته؟ است - در سال 1364 كه فرهنگخانه مازندران تاسيس شد براي نخستين بار مدرسين موسيقي فرهنگخانه را از تهران دعوت كرديم. دوستاني كه از تهران مي آمدند آقايان سعيد فرج پوري، جواد بطحائي، منصور سينكي، جمشيد عندليبي و بعدها آقايان حميد متبسم و بهروز همتي، علي اكبر شكارچي، كامران اميد و مهدي يوسف زاده بودند كه متاسفانه در هنگام برگشت، در مسير ساري به تهران در اثر سانحه اتومبيل آقاي يوسف زاده جان خود را از دست مي دهند و آقايان شكارچي و اميد مدتها در بيمارستان بستري مي شوند. براي تلاش و موفقيت بيشتر از راهنمايي ارزنده دوستان عزيز آقايان مجيد كياني، حسين عليزاده و محمدرضا درويشي بهره زيادي برديم. مخصوصا آقاي كياني طي چند جلسه، شناخت موسيقي را عملا در فرهنگخانه تدريس كردند. همچنين برگزاري سخنراني استاد دهلوي كه جنبه آموزشي هم داشت. ضمنا برگزاركننده سخنراني مرحوم دكتر مسعوديه نيز فرهنگخانه مازندران بوده است. هنرجوياني كه وارد دانشكده موسيقي شده اند در اثر تلاش اين بزرگواران بوده است. تعداد هفت يا هشت نفري كه در حال حاضر از دانشكده موسيقي فارغ التحصيل شده اند، هم اكنون هر كدامشان يا به طور مستقل آموزشگاه داير كرده اند و يا در فرهنگخانه مشغول تدريس مي باشند. ناگفته نماند دوستاني كه از تهران براي تدريس مي آمدند، تلاششان به بار نشست و اين گونه موسيقي محلي مازندران توسط اساتيد مازندراني ترويج و اشاعه پيدا كرد. و هم اكنون جامعه موسيقي مازندران با يك نگرش بسيار جدي و فرهنگي با موسيقي سنتي ايران و محلي مازندران، برخورد مي كند. * تاكنون از هنرجويان يا استادان تحت پوشش فرهنگخانه چه كساني موفقيت هاي ملي يا جهاني كسب؟ كرده اند - در دوره اي كه موسيقي در واقع تكليف مشخصي نداشت همه هنرمندان در اين تلاش بودند كه سرانجام موسيقي جايگاه دوباره خود راپيدا خواهد كرد يا؟ خير فرهنگخانه در واقع معرف استعدادهاي مازندران به كل جامعه ايران بود، بويژه در جشنواره بين المللي موسيقي فجر. * به نظر مي رسد بعضي از شعرهايي كه در آثارتان به كار مي بريد به لحاظ مفهومي براي شنوندگان چندان ملموس نيستند. چرا در اشعارتان از واژه هايي استفاده مي كنيد كه امروزه چندان كاربردي؟ ندارند - اتفاقا همه تلاش ما اين است كه از واژه هاي قديم در شعر استفاده نكنيم، مگر اين كه واقعا اجتنابناپذير باشد و مورد بعدي اين كه ممكن است ايراد از نحوه صدابرداري باشدو يا عدم اداي درست كلمات توسط خواننده، با توجه به اين كه همه تلاش ما اين است كه اين ايرادها بوجود نيايد. به هر حال، امكان دارد جاهايي از دستمان خارج شود، ولي تلاشمان اين است كه همه قسمتها با كيفيت مطلوب و رسا ضبط گردد و مهمتر از همه ويژگي شعر است كه با ويژگي نثر متفاوت مي باشد، ما نثر را خيلي سريع جذب مي كنيم اما شعر چنين حالتي ندارد و حتما نياز به دقت بيشتري مي باشد. * نظرتان راجع به موسيقي فولكلوريك؟ چيست آيا اين نوع از موسيقي هم اكنون در جريان است يا اين كه فراموش شده؟ است - موسيقي نواحي ايران متنفذترين موسيقي مي باشد كه همچنان جذابيت خودرا حفظ كرده است و از دستمايه هاي بسيار گرانبهاي هنرمندان امروز به حساب مي آيد. اين موسيقي نه تنها فراموش نشده بلكه در جريان است. اين رودخانه همچنان جاري است تا تشنگان خود را سيراب سازد اگرچه تغييرات شگرف شيوه هاي زندگي نمي گذارد سرچشمه تازه اي در اين راستا بوجود آيد، اما خيل عظيمي از تشنگان از همين چشمه ساران كهن سيراب مي شوند و آن را براي آينده نيز حفظ مي كنند.