Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800217-51371S8

Date of Document: 2001-05-07

پازل زندگي در پايان عصر يخبندان زيست شناسان آمريكايي در حال تحقيق بر روي بقاياي جانوراني هستند كه بيست و هشت هزار سال پيش در ناحيه اي به نام كه لابراتارپيتس هم اكنون در لس آنجلس كنوني واقع شده است، نابود شده اند. نوربرت لابوگون و گري تي كوچي دو تن از زيست شناسان هستند كه شايد پركارتر و علاقه مندتر از سايرين باشند. كار سخت وطاقت فرساي آنها با درجه حرارت بالاي منطقه افسانه اي تارپيتس كه در بهترين شرايط 32 درجه سانتيگراد است، بيش از پيش آنها را مي آزارد. اما اين دو به قدري شيفته كار خود هستند كه از دو ماه پيش تاكنون بدون وقفه در حال كندوكاو مي باشند. آنها زمين را مي كنند و زماني كه به اولين نشانه از وجود استخوان و يا شي ء ديگري برمي خورند با وسايل خود آن قسمت را تميز مي كنند و خاك اطراف استخوانها را بيرون مي كشند و زماني كه مطمئن شوند بيرون كشيدن استخوانها امكان پذير است آنها را به آرامي از جاي خود حركت مي دهند. تمام سعي آنها بر اين است، تا كوچكترين آسيبي به استخوانها وارد نشود. اگرچه تاكنون محققان بسيار زيادي تقريبا نزديك به يك قرن در حال بيرون كشيدن استخوانهاي حيوانات مختلف از اين ناحيه بوده اند، اما هنوز بسياري از سوالات و مكتومات اين ناحيه اسرارآميز همچنان در پرده ابهام باقي مانده است. آنها موفق شده اند تاكنون بيشتر از چند ميليون تكه استخوان درا نواع واقسام مختلف را از دل خاك بيرون بكشند. هدف آنها از ادامه اين كار توان فرساو رقت انگيز، كشف راز مرگ دسته جمعي اين حيوانات در سي هزار سال گذشته و پي بردن به تنوع گونه هاي حيواني در اين ناحيه است. از سال 1969 به اين سو دانشمندان زيست شناس و باستان شناس با به كارگيري وسايل و تجهيزات دقيق تر، موفق به كشف فسيل هايي شده اند كه سرمنشا خوبي براي محاسبه كردن وقايع سي هزار سال پيش اين بود كشفيات تاكنون در نوع خود بي نظير بوده است. تي كوچي مي گويد: از زماني كه اولين نفراين مكان فسيلي را كشف كرد تا سال همگي 1969 تنها سعي مي كردند چيزي از دل خاك بيرون بكشند، حال آن كه صرف بيرون آوردن و كشف كردن يك فسيل، دردي را دوا نمي كند. گذشتگان در تجزيه و تحليل اين كشفيات بسيار ضعيف بوده اند. امروزه پس از بيرون آوردن يك فسيل و يا يك استخوان، بر روي آن مطالعات زيادي انجام مي گيرد و تا ارتباط آن با ساير عناصر كشف شده موجود در منطقه، پيدا نشود، تحقيقات همچنان ادامه خواهد داشت. هر روزه توريست هاي زيادي براي ديدن اين زيست شناسان بر بالاي تارپيتس گودال حاضر مي شوندوزحمات آنها را براي پيدا كردن منشا تاريخ لس آنجلس كنوني مي ستايند. اگرچه گونه هاي جديد حيواني در بين استخوانهاي پيدا شده گرگ ها، شترها گاوميشها، و جوندگان صحرايي ديگر، به ندرت بدست مي آيد، اما هر بار كه چيزي يافت مي شود تكه اي ديگر از پازل زندگي كاليفرنياي جنوبي در پايان عصر يخبندان تكميل مي شود. تاكنون استخوان هاي 650 گونه حيواني در اين منطقه يافت شده است و اين سواي استخوان هاي موجودات كوچك است كه يا فراموش شده اند و يا اثري از آنها بر جاي نمانده است. نظريات كنوني حاكي از آن است كه اين موجودات در اثر وزش شديد طوفان شن مدفون نشده اند بلكه وزش طوفان هاي شني سبب بروز خشكسالي سريع و ناگهاني و در نتيجه تلف شدن دسته جمعي گونه هاي حيواني در اين منطقه شده است. بعضي ديگر از اين حيوانات كه در مقابل تشنگي مقاوم بوده اند در اثر گرسنگي شديد از بين رفته اند و البته دايناسورها در ميان آنها نبوده اند زيرا دايناسورها 65 ميليون سال قبل از فاجعه تارپيتس از صفحه روزگار محو شده بودند. از سال 1907 تاكنون تمامي استخوانهايي كه از اين منطقه به دست آورده شده، به موزه ها و يا مكانهاي خاص ديگر انتقال داده شده اند. مواد چسبناك و در بعضي مواقع وجود نفت خام و حتي لايه هاي شني مانع از فساد و خرابي استخوانها بوده است. در بعضي نمونه ها حتي هنوز گوشت بدن حيوانات محفوظ مانده است، گويي كه اين حيوانات بينوا قبل از مرگ دسته جمعي خوديكديگر راموميايي كرده بودند. منبع: ترجمه /اينترنت: محمدرضا نوروزپور