Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800217-51368S1

Date of Document: 2001-05-07

شعر امروز بحران مخاطب ندارد اشاره: باز هم چرا شعر امروز مخاطب؟ ندارد پرسشي كه پاسخ شاعران، منتقدان و صاحبنظران ادبيات را درباره آن طي شماره هاي گذشته چاپ كرديم. پرويز بيگي حبيب آبادي شاعر غزل غريبانه پاسخگوي اين شماره است كه مي خوانيم. من معتقدم بحران مخاطب كه در حال حاضر مطرح است خاص شعر نيست. در عين حال براي بررسي وضع مخاطبين شعر بايد عوامل متعددي را مورد نظر قرار انفجار داد اطلاعات، اينترنت، تصوير و كامپيوتر كه پديده اي به نام آسان يابي را به همراه داشته و خواسته هاي مخاطب را به راحتي در اختيار مخاطب قرار مي دهد، يك عامل بزرگ براي تحليل وضعيت مخاطب شعر است. نكته مهم كه بايد مورد توجه باشد اين است كه تاثيرات اين عوامل را بايد در وضعيت مخاطب عام جستجو كرد نه مخاطب خاص. اين مساله و اين عوامل به هيچ وجه در حريم مخاطب خاص راه نمي يابد. چون مخاطب خاص هميشه سعي دارد كه ارتباط صميمي با شعر داشته باشد و نمي تواند مسائل اطراف روي ذهن وي تاثير آنچناني بگذارد. براي نمونه اشاره مي كنم به تيراژ خوبي كه برخي از ناشران كتابهاي شعر دارند، مثلا انتشارات نيسان در يك فعاليت فوق العاده موفق شده است شعر اين دو دهه را در شكلي مناسب به چاپ برساند. اين كتابها در تيراژ 11 هزار بوده كه به چاپ دوم هم رسيده است و آنگونه كه مشخص است چاپ هاي بعدي هم در بعضي مجموعه ها منتشر خواهد شد. به اين ترتيب حساب كنيد كه صد مجموعه فقط در زمينه شعر به چاپ رسيده كه در تيراژ 11 هزار بوده و مخاطب خود را پيدا كرده است. اين موضوع دال بر اين است كه بحران مخاطب كه امروز مطرح است، به مخاطب خاص مربوط نيست. عواملي چون انفجار اطلاعات، اينترنت و... كه به آن اشاره شد، فقط روي ذهن عام تاثير مي گذارند نه ذهن خاص. شبها و محافل شعر كه در سراسر كشور و شهرهاي مختلف حتي در اقصي نقاط كشور وجود دارد و استقبال فراواني كه از آن به عمل مي آيد بر صحت اين ادعا گواهي مي دهد. در واقع اگر بخواهم دقيق تر صحبت كنم، بايد بگويم من بحران در مخاطب شعر را نمي پذيرم. البته شعرهاي زيادي وجود دارد كه مخاطب متاسفانه ندارد بعضي از شاعران هستند كه تاملي در اطراف خود ندارند و از ديواري كه دور خود كشيده اند بيرون نمي آيند و در واقعيت بيرون حضور پيدا نمي كنند، آنها هرگز نمي خواهند يا نمي توانند آينه تمام نماي اطرافشان باشند. اينان اهميتي به گذشته ادبي مردم نمي دهند و هيچ توجهي به ذهن موسيقيايي مردم از نمي كنند كنارادبيات مقاومت، ادبيات آييني و مسائل اجتماعي روز به راحتي عبور مي كنند و با طرح فضاهاي ناشناخته كه دهها بار در 50 سال گذشته آن را تجربه كرده ايم و به نتيجه نرسيده ايم، مي خواهند ذهنيت مغشوش و كاذب خود را مطرح كنند. بديهي است اين گروه با بحران مخاطب حتي در شكل خاص خود هم روبه رو شوند. هميشه در يك سو شاعر و در يك سو مخاطب ايستاده و پل اين دو و در واقع مناسبترين محمل شعر است. بنابراين وقتي شاعران گروه دوم اصلا هيچ توجهي به مخاطب ندارند و همه چيز در ذهن محدود و معدود عده اي از آنها شكل مي گيرد، بديهي است كه با بحران مخاطب روبه رو هستند. گروه اول با مخاطب عام هم ارتباط دارند گرچه بيشتر با مخاطب خاص تبادل مي كنند. تيراژهاي 11 هزار نشان از مخاطب عام دارم. بايد در ذهن و انديشه برويم و نيازهاي مردم، دردها، اشكها، لبخندها، اندوه ها، شادي ها و نقاط فراز و فرود زندگي آنها را در شعر متجلي كنيم و ارتباطي صميمي با آنها داشته باشيم. نمونه عيني آن را مي توانيم در شعر دفاع مقدس ببينيم. به نظر من شعر امروز بيشتر از دهه هاي 40 و 50 مخاطب دارد و دليل آن هم چاپ مجموعه اي كتابهايي است كه در موضوعات مختلف منتشر شده است و مورد استقبال هم قرار مي گيرد.