Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800215-51354S1

Date of Document: 2001-05-05

نگاهي به پيامدهاي منفي حذف نان يارانه حذف يارانه تعدادي از محصولات غذايي ( نان، قندوشكر، روغن و برنج و... ) در كشور اشتباه است. زيرا عده زيادي از جمعيت ايران كم درآمد و پراولاد هستند. بخش عمده اي از كالري مصرفي اين خانوارها از طريق مصرف نان ارزان قيمت تامين مي شود. تنها غذايي كه خانوارهاي كم درآمد مي توانند به حد كافي مصرف كنند و فرزندان خود را با آن سير كنند، نان بنابراين است بخش عمده اي از تغذيه اين جمعيت كه شايد حدود 60 تا 70 درصد جمعيت ايران را تشكيل مي دهند، نان ارزان قيمت است. پرداخت نقدي يارانه نان، هر چند كه اندكي صرفه جويي و جلوگيري از مصرف بسيار نان را به دنبال دارد، ولي سبب گرسنه ماندن جمع كثيري از فرزندان اين سرزمين مي شود. زيرا اگر به طور مثال به خانوارهاي درخواست كننده يارانه نقدي نان، كه عموما جمعيت كم درآمد كشور خواهند بود ماهانه 10 هزار تومان و يا به طور سالانه صد هزار تومان پرداخت نمايند، با توجه به مشكلات مالي موجود در اين خانوارها، اين مبلغ صرف خريد بعضي از نيازهاي آني و پرداختهاي معوقه خانوار (نظير پرداخت ماهانه كرايه خانه، پول آب و برق، خريد كفش و لوازم مدرسه و... ) گرديده و تهيه نان و ملزومات روزانه خانوار (مانند گوشت، لبنيات، شيريني، برنج و.. ) بر مبناي امكانات موجود خانوار انجام مي شود. لذا مصرف نان اين خانوارها، كه تنهاغذاي اصلي مصرفي شان در شرايط فعلي است، نظير گوشت، مرغ و لبنيات با كاستي روبه رو گرديده و مشكلات تغذيه اي و گرسنگي بر تعداد بسياري از خانوارهاي داراي درآمد متوسط و كم حاكم مي گردد. گرسنگي طولاني مدت علاوه بر ضعف جسمي بر جنبه هاي روحي و آموزشي اين فرزندان تاثيرگذار خواهد بود و در طولاني مدت شاهد ضعف جسمي و روحي جمعيت اين سرزمين خواهيم بود. بنابراين صرفه جويي بسيار خوب است ولي اگرموجب ايجاد مشكلات روحي و جسمي براي جوانان نشود. داشتن جمعيتي سالم، تندرست و شاداب هزينه دارد كه يكي از آن هزينه گذاريها پرداخت يارانه براي بعضي از مواد غذايي بويژه نان است. از سوي ديگر پرداخت يارانه نقدي نان براي تعدادي از خانوارها كه بيشتر خانوارهاي كم درآمد و پراولاد خواهند بود (به طور مسلم بسياري از ثروتمندان در صفهاي طولاني براي دريافت يارانه نان جاي نخواهند گرفت ) جمعيت كشور را به دو گروه دريافت كنندگان اين يارانه و غير آنها تقسيم خواهد كرد. گروه اول براي دريافت كمك نقدي بايد در صفهاي طولاني بايستند و براي همه مردم مشخص شود كه اين خانوارها با كمك و اعانه دولت نان مي خورند. اين شكل از پرداخت يارانه نان از نظر اجتماعي و فرهنگي براي بسياري از خانوارهاي كم درآمد (كه قشر زحمتكش روستاييان، كارگران و كارمندان جامعه ما را در برمي گيرد ) مساله ساز است و از نظر شخصيتي شايد بسياري از زحمتكشان كم درآمد جامعه راضي نباشند كه غرور خانواده خود را شكسته و يارانه نان را به صورت نقدي دريافت كنند. در شرايط فعلي تمام مردم جامعه در يك صف براي دريافت نان ارزان مي ايستند و با غرور و شخصيت كسي برخورد لذا نمي شود با توجه به هزينه اي كه در حال حاضر براي تامين يارانه نان پرداخت مي شود، لازم است كه روند كار به روال سالهاي گذشته ادامه يابد، تا با تغيير روش پرداخت يارانه با سلامت، شادابي و شخصيت مردم جامعه بازي نشود. زيرا اگر هدف جلوگيري از اسراف نان است، بايد اضافه شود كه خانواده هاي كم درآمد، كه بيشترين مصرف نان را در كشور دارند، ناني دور نمي ريزند و افراد متمولي كه نان را دور مي ريزند (در محله هاي اعيان نشين شاهد حضور نمكيها هستيم ) اگر قيمت نان كيلويي دويست تومان هم شود، باز نان نامرغوب را دور خواهند ريخت. چه بهتر كه نيك بيانديشيم و به اين بهانه 60 تا 70 درصد جمعيت زحمتكش كشور را دچار گرسنگي نكنيم. به طور يقين بهبود كيفيت نان مي تواند، ميزان دورريز و ضايعات اين ماده غذايي اصلي مردم را به حداقل ممكن برساند. دكتر سيدحسن مطيعي لنگرودي استاد دانشگاه فردوسي مشهد