Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800215-51350S1

Date of Document: 2001-05-05

فلسفه توسل جستارگشايي: مفاهيم ژرفي مانند توسل و شفاعت كه از ظرائف فكري و عرفاني بي مانندي برخوردار است، گاه در اثر سوءتعبيرهايا تحريفهايي كه صورت مي گيرد، دستاويز برخوردهايي غيرعلمي و نادرست با مقولات مذهب مي گردد و شيعه كه همواره پاسدار و حافظ مواريث اصلي قرآني و نبوي بوده و با سنت اهل بيت ( ع ) بابهاي، راستين آن را گشوده و طرق هدايت را بازنموده است در اين رهگذر همواره پيشگام طرح فلسفه هاي ژرف براي درك و تعقل بنيادهاي ديني و مفاهيم مورد نياز مومنان بوده است. اين نوع مفاهيم متكي به دلايل عقلي و نقلي عميقي است و بخصوص پشتوانه نقلي آن، چنان است كه مي توان آن را از مفاخر و ارزشهاي شيعه و دليلي براي توجيه اعتقاد و شيفتگي خلل ناپذير شيعيان در دانست مقاله ذيل، نويسنده با استناد به منابع وثيقه اي چون اصول كافي، جامع احاديث شيعه، الغدير، بحارالانوار و... و تفاسيري همچون نورالثقلين، به طرح فلسفه توسل اقدام كرده و پاسخي بايسته به مخالفان توسل، نظير ابن تيميه كه در مجموعه فتاوي ابن تيميه درج است داده و در ضمن آن، اعتلاي مفهومي توسل در فرهنگ شيعه را به اجمال مشخص ساخته است. گروه معارف توسل در لغت به معني ياري جستن از كسي به هدف انجام كار و رسيدن به مقصود و خواسته است و در اصطلاح ديني نيز به همين معني به كار رفته است و آنچه كه انسان به وسيله آن به خداوند تقرب و نزديكي مي جويد را توسل گويند. همانند انجام طاعات و دوري از معاصي و گناهان و يا به وسيله دعا و التماس از نامهاي پروردگار و يا اشخاصي كه نزد او داراي مرتبه والايي هستند مثل پيامبران و اولياء دين و ملائكه و جز اينها. اين موضوع از موارد بحث و گفت و گو و اختلاف شديد ميان فرقه هاي اسلامي است، اكثريت مسلمانان با استناد به آيات قرآن و روايات توسل را در محدوده و شرايطي جايز بلكه ضروري دانسته اند و گروهي اندك (وهابيون و پيروان ابن تيميه ) آن را نوعي شرك دانسته و شديدا مورد نكوهش و تحريم قرار داده اند. اما اماميه با استناد به آيات قرآن و احاديث معصومين ( ع ) و سيره عملي مسلمانان از صدر اسلام تاكنون، توسل جستن را كاري مشروع دانسته و هيچگونه تعارضي ميان توسل ازطريق غيرخدا به خداوند و توحيد پروردگار نمي بينند. ) 1 آيات قرآن: ظهور تعدادي از آيات قرآن در جواز و مشروعيت توسل مي باشد كه عبارتند از: يا ايهاالذين امنوا اتقواالله و ابتغوااليه الوسيله (مائده ) 35 (اي كساني كه ايمان آورده ايد تقوا پيشه نموده و براي رسيدن به او (خدا ) وسيله بجوييد ) اولئك الذين، يدعون يتبغون الي ربهم الوسيله (اسراء) 57 (آنان كه دعوت مي كنند (به پرستش خداوند ) براي نزديكي به پروردگارشان وسيله قرار مي دهند ). ولو انهم اذظلموا انفسهم جاءوك فاستغفرواالله و استغفر لهم الرسول لوجدواالله توابا رحيما (نساء) 64 (اگر آنان هنگامي كه به نفس خود ظلم روا داشتند به سوي تو مي آمدند و از خدا طلب آمرزش مي كردند و تو نيز براي آنان طلب مغفرت مي كردي، هر آينه خداوند را توبه پذيري رحيم مي يافتند ). ) 2 احاديث اهل سنت: بسياري از بزرگان اهل سنت به استناد احاديث و روايات وارده حكم به جواز و مشروعيت توسل داده اند، علاوه بر اين سيره مستمره بزرگان صحابه و تابعين بر توسل و شفاعت جستن از پيامبر بوده است كه در اين باره روايتهاي تاريخي متعددي در منابع آمده است كه از آن نمونه مي توان از گفت و گوي مالك بن انس با ابوجعفر منصور عباسي در مدينه و توسل جستن يكي از صحابه به نام (سوادبن قارب ) به پيامبر (ص ) و توسل جستن عربي بيابانگرد به پيامبر (ص ) نام برد و داستان او در صحيح بخاري نيز آمده است و توسل جستن عمر به پيامبر (ص ) و به عباس بن عبدالمطلب عموي پيامبر ( ص ) جهت تقاضاي باران و نظاير اين داستانها و حوادث كه به صور فراوان در ميان صحابه رخ داده است نام برد. ) 3 روايات اهل بيت (ع ):در منابع روايتي اماميه احاديث بسياري در نيكويي توسل و مشروعيت آن وارد شده است، علاوه بر آنها در بسياري از ادعيه اي كه از امامان روايت شده، آشكارا به شيعيان ضرورت توسل جستن به پيامبر (ص ) و اولياء دين تاكيد شده است و با توجه به مباني اعتقادي شيعه نه تنها توسل هيچگونه منافات و تعارضي با توحيد پروردگار ندارد بلكه خود اين عمل با آگاهي از اين كه پيامبر ( ص ) و معصومين (ع ) خودبرگزيدگان پروردگار بوده و براي هدايت مردم آمده اند بسيار معقول و قابل توجيه است. علاوه بر اينها بنابر دلالت روايات نه تنها معصومين واسطه و شفيع انسان نزد پروردگار مي باشند بلكه ملائكه، مقربين، قرآن، شهداء و علماء و صالحين امت نيز در اثر فداكاريهايشان در راه دين خدا افرادي هستند كه انسان مي تواند آنها را نزد خدا شفيع قرار دهد. در متون بسياري ازروايات و ادعيه اماميه آمده است كه خداوندا ترا بحق پيامبر (ص ) و يا معصومين (ع ) كه تو خود آنها را شفيع براي امت و مردم قراردادي.. بنابه اعتقاد شيعه، توسل جستن و شفاعت طلبيدن نه تنها بنده را از درگاه خداوند و توحيد او به دور نكرده بلكه اين كار عين توحيد است، يعني بشر خواسته هاي خود را از خداوندي كه مسبب الاسباب و فاعل ما يشاء و قادر متعال است با شفيع قراردادن يكي از بنده هاي مقرب و مورد توجه او مي خواهد. در روايات اماميه اهل البيت (ع ) با عناوين حبل الله امر بالاعتصام به و هم العروه الوثقي و هم الوسيله الي الله تعالي و نحن و وسلته في خلقه و جعلتهم الوسيله اليك و المسلك الي جنتك و نظاير آن ياد شده است. علاوه براين در تعدادي از روايات آمده است كه دعاي هيچ مسلماني اجابت نخواهد شد مگر آنكه در آن نخست بر محمد و آل محمد ( ص ) درود فرستاده شود. توسل به نامهاي اختصاصي پروردگار: به دلالت روايات اماميه و متون ادعيه و شرح و تفسير فقهاي اماميه يكي از بهترين راههاي توسل جستن و ياري طلبيدن همانا توسل به پروردگار است زيرا او خالق انسانها و جهان و آگاه از اسرار و نهان بشر است و به استناد روايات خداوند 99 اسم اختصاصي دارد كه خداوند وعده فرموده است كه هر بنده اي خالصانه و با قلبي پاك او را به يكي از آن نامها ياد كند و تقاضاي ياري و كمك بنمايد، خداوند به فرياد او رسيده و حاجت او را برآورده مي كند. توسل به پيامبر ( ص ): در جواز توسل به پيامبر ( ص )يعني ياري جستن و واسطه قراردادن او را نزد پروردگار براي استجابت دعا در دنيا و تقاضاي شفاعت و آمرزش گناهان در آخرت، ميان تمام مسلمانان اتفاق نظر وجود دارد، شيعيان و تمام مذاهب اهل سنت براين اعتقادند كه پيامبر (ص ) والاترين شفيع و وسيله نزد خداوند است. از اين رو اكثريت مسلمانان براين اعتقادند كه جايز است مسلمانان چه در هنگام زندگاني و چه پس از درگذشت پيامبر ( ص ) به او توسل جسته و به وسيله او از خداوند ياري بجويند. در اين ميان فقط يك تن از فقيهان حنبلي به نام تقي الدين بن تيميه فتوا به عدم جواز توسل به پيامبر و صالحين و اولياء دين آنها پس از مرگ آنها داده است. او نخست توسل را به سه گونه تفسير مي كند) 1 وسيله و شفيع قراردادن پيامبر ( ص ) در زمان حيات و زندگاني آن حضرت; ) 2 وسيله و شفيع قراردادن ايمان واعتقادمان به پيامبر ( ص ) را; ) 3 خدا را قسم دادن بحق پيامبر ( ص ) و خواستن حاجت از خداوند به خاطر حق پيامبر ( ص ). او نسبت به دو معناي اول حكم به وجوب اعتقاد كرده و منكر آن دو را كافر و مرتد مي داند و فقط نسبت به تفسير و معناي سوم حكم به عدم جواز كرده و مي گويد دليلي از احاديث و سيره صحابه و تابعين در اين مورد يافت نشده و آنچه هم كه روايت شده داراي سندي ضعيف يا مرفوع و موقوف است. ليكن ابن تيميه در عين اعتقاد به اين راي و اصرار برآن در پايان مي گويد چون مساله توسل جستن به پيامبر از اصول دين نبوده و معتقد بدان، مخالف يكي از اصول اساسي اسلام نمي باشد علاوه براين خود توسل و مباني آن گوناگون و داراي چند معني است از اين رو هرگز كسي حق ندارد مسلماني رابخاطر اعتقاد داشتن به توسل حتي به معناي سوم تكفير نمايد و هر كسي اقدام به تكفير نمايد مستحق عقوبت بسيار شديدي است، مي گويد (ولا وجه لتكفيره فان هذه مساله حفيه ليست ادلها جليه ظاهره، والكفر انما يكون بانكار ما علم من الدين بالضروره او بانكار الاحكام المتواتره المجمع عليها و نحو ذالك، بل المكفر بمثل هذه الامور يستحق من غليظ العقوبه و التعزير ما يستحقه امثاله من المفترين علي الدين ).در حقيقت آنچه كه ابن تيميه بدان معتقد است عدم جواز قسم دادن خداوند به پيامبران است كه كسي بگويد خداوندا ترا بحق پيامبر ] يا يكي از اولياء [دين قسم مي دهم حاجت مرا برآور زيرا مي گويد هيچ بشري حتي پيامبران بر خداوند هيچگونه منت و حقي ندارد بلكه تمام افراد بشر بندگان اويند و حقيقت ذات بشر نيازمندي و ضعف اوست و اين نيازمندي را جز خداوند قادر متعال نمي تواند برآورده كند.